تبليغاتX
ولایت غــــــور

ولایت غور

بنام خداوند گردان سپهر = فروزندهء مشعل ما ومهر = به ارض مقدس به بیت الحرام = به مهد محمد علیه السلام = به غور بلند و حصار بلند = که از چرخ گردان نبیند گزند

گریه کن ای چشم خوش سودای من ای رفیق امشب و فردای من
گریه بر هر درد بی درمان دواست چشم گریان چشمۀ فیض خداست
چشم گریان نسخۀ خواب آوراست منبع جوشان پول و دالر است
این سلاح از هر سلاحی برتر است هر که در دستش بود او رهبر است
می توان با اشک اعجازی نمود بعد ازآن هر دست و دل بازی نمود
کوه زر را می توان آبش نمود ملّتی را می توان خوابش نمود
می توان با گریه صاحب خانه شد بلکه حتّی رهبر فرزانه شد
می توان با گریه دلاّلی نمود جیب هارا می توان خالی نمود
می توان با گریه سد ها را شکست روی سکوی ترقّی ها نشست
قلب هارا می توان تسخیر کرد خائنین را می توان تطهیر کرد
خشم هارا می توان خاموش کرد افتضاح و جرم را سر پوش کرد
می توان باگریه تجّاری نمود روی موج اشک هر کاری نمود
اشک ها را می توان سیّال کرد شرکت طالب  را فعّال کرد
وقتی رهبر چشم خود تر می کند پیروان خویش را خر می کند
اشک نبود، کیمیای رهبریست گریه نبود، بلکه این جادو گریست
می توان باگریه طنّازی نمود باغرور ملِّتی بازی نمود
می توان با گریه نرد عشق باخت می توان با دشمنان خویش ساخت
می توان پابوسی شاهان نمود نقب زد بر منبع آل سعود
اشک غم تأثیر خود هر جا نهد بلکه حتی در دل سلطان فهد
می توان حتّی چنان ماهی طپید پنجه زد بر قبضۀ چک سفید
گریه گاهی منشأ ایمان بود گریه گاهی حربۀ شیطان بود
گریه گاه بر تو عنایت می کند پیرو پاک "ولایت" می کند
گریه گاهی می کشاند سوی غرب با ولایت می نوازی طبل حرب
گاه شب ها می روی سوی خدا مخفیانه گاهی سوی آمریکا
گاه مسلمان می شوی با شور و شر گاهی برجنگ خدا بندی کمر
گاهی سر بر سجده با چشم پر آب گاهی دالر زیر سر در رخت خواب
می توان گاه دالر و کلدار خواند گاه نماز جعفر طیّار خواند
من به قربان چنین چشم تری از خیانت می تراشد رهبری
گریه وقتی ملّتی را خر کند گریۀ تمساح را باور کند
گریه پشت شیر هارا خم کند هر سگ دیوانه را آدم کند
گریه وقتی زد به جان اعتراض قفل می بندد دهان اعتراض
می توان باگریه دالر چاپ کرد وقتی عکس گریه ناکی قاب کرد
می توان با گریه نان تازه ساخت از فراری قهرمان تازه ساخت
گریه گاهی سنگ سازد موم را گاهی مثل موم، قلب شوم را
دارویی چون گریه آتشناک نیست گریه هرگز کمتر از تریاک نیست
پیش گریه هیچ کاری سخت نیست چشم گریان هیچ گاه بی بخت نیست
چشم گریان وقتی گریان تر شود از هزاران تیغ برّان تر شود
اشک رهبر چون شود ابر بهار می رود حتّی سری بالای دار
گر قومندان بر تفنگش ناز زد یعنی از فرمان وی سرباز زد
گریه اول نان وی خواهد گرفت بعد از آن هم جان وی خواهد گرفت
گریه گاه توصیّۀ حزب است و بس نسخة تصفیّۀ حزب است و بس
گر رقیبی نا گهان بد بخت شد در رقابت های خود سر سخت شد
از میان بردار بازور دلار روی نعشش گریه بنما زار زار
درسیاست گریه فنّی تازه است فنّ مشهور و بلند آوازه است
در سیاست گریه بی تأثیر نیست چشم رهبر چشم بی اکسیر نیست
چشم تر حتّی درین عصر جدید حلّ کند رسوا ئیّ کاخ سپید
تا کلنتون چشم خودرا تر نمود ملّت بیچاره اش را خر نمود
پس بیا این حیله را تقلید کن روی این جادو گری تأکید کن
چشم را از اشک خود لبریز کن گریه را در هر زمان تجویز کن
گریه کن حتّی زمان اقتدار گر شکست آید چنان ابر بهار
گر نگریی خلق رسوا می کنند مشت نیرنگ تو را وا می کنند
گریه را مخلوط کن با آه سرد تا که گردد بهترین درمان درد
گر گره از اشک چشمت وا شود مقصد گم گشته ات پیدا شود
چغچران  گر نا گهان ویران شود جایگاهت  دره مرغان شود
گریه کن آن گاه چنان ابر بهار اشک هایت آن زمان آید به کار
هرکجا و هر زمانی گریه کن گریه کن تا می توانی گریه کن
گریه کن مردم نمی فهمند کی یی تو بدون گریه هیچ چیزی نییّ
ای برادر تو همان چشم تری مابقی خر، زیر بار دالری
عده ای هم از پیت عرعر کنند چون تمنّای زر و دالر کنند
گر ببخشی رهبر فرزانه ای ور نبخشی احمق و دیوانه ای
گریه کن چون چشم تو جام زر است قطرۀ اشک تو خون دالر است
ای خوشا چشمی چنین اعجاز گر جاری از مژگان او دریای زر
تو ز اول عاشق دالر بودی آن زمان رانندۀ موتر بودی
تو به زور گریه ات رهبر شدی صاحب کمپانی و دالر شدی
گریه کن جانم که بختت گلشن است شمع اقبال تو گویاروشن است
فال تو نیک است و اقبالت بلند گریه ی توگریه ی مردم پسند
گریه کن جانم که بختت برتراست این جماعت چشمشان چشم خراست
گریه هایت را ز جان باور کنند در ره تو ترک جان و سر کنند
خوش به حالت کاین چنین آزاده ای بهرطراری چنین آماده ای
جان بقربانت که طنازی کنی روی خون مردمت بازی کنی
عده ای رامی توان سوداکنی عده ای را آن چنان رسوا کنی
می زنی صدگردن جلاد را می خری صد دانش استاد را
هرچه روشنفکر در دنبال توست صد قلم توجیه گر اعمال توست
صد قلم تقریر وصفت می کنند عالمان تفسیر وصفت می کنند
صد فقیه اندر طواف خانه ات پای و تاسر عاشق و دیوانه ات
عده ای از شاعران چون نوکرند وصف تو از کهکشان بالا برند
چون خران پیش تو عرعر می کنند شعر خود سودا به دالر می کنند
پس بتاز ای خر که خرتازی خوش است در چنین جمعی هنر بازی خوش است
ملّتی وقتی چنین خر می شود بی سواد و کور رهبر می شود
معذرت می خواهم آخر از خران چون خران هستند از ما بهتران
لا اقل خر بار آدم می برد آدم خر، خون آدم می خورد
آدم ار از آدمیت دور شد صاحب چوکی و نان و زور شد
می نماید آنچه ما ها کرده ایم خویشتن را پوچ و رسوا کرده ایم
کی، کجا، خر این چنین فریاد داد زندگی خلق را در باد داد


ن : غــــور
ت : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391

ما که کم را زیاد میگوییم
همه را باسواد میگوییم

 

دزد پشتاره دار را دایم
حامیی عرض وداد میگوییم

 

ما که اندازه را نمیدانیم
تنگ دل را گشاد میگوییم

 

خاینان را صدیق میسازیم
صادقان را شیاد میگوییم

 

نه پلانی و سنجشی داریم

آیه ها را،ز،یاد میگوییم

 

از گل آغا قدوس میسازیم

عین الله را جواد میگوییم

 

هرکی را پا به روی ملت ماند
قهرمان جهاد میگوییم

 


ن : غــــور
ت : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391

خوا ب میدیدم که طالب گشته ام
آدم جنگی وجالب گشته ام
خواب میدیدم که ریشم لر کده
کاکلم از لنگی من سر کده
واسکت من انتحاری گشته است
مردم از پیشم فراری گشته است
کوچ من در لابلای چادری
میخرامد مثل یک کبک دری
دخترم در خانه مانده روز و شب
میفرستد ناسزا از زیر لب
تی وی و دی وی دی را بشکسته ام
سی دی را با بند تنبان بسته ام
لشکر ناتو زدست من عذاب
او زمن و من ز او در اضطراب
گاه در هلمند گهی در پکتیا
گاه در غزنی گهی چار آسیا
چهل وپنج کشور به دنبالم روان
شخص اوباما زدستم در فغان
گاه برادر جان خطابم میکند
گاهی تروریست حسابم میکند
خواب میدیدم که طالب گشته ام
بر سر ناتو ، غالب گشته ام
خواب میدیدم اوباما مرده است
کرزی از مرگش بسی افسرده است
طبق معمول گریه در چشمان او
گریه باشد جان او ایمان او
گریه های او مرا بیدار کرد
شام من با گریه خود زار کرد

هارون یوسفی


ن : غــــور
ت : چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391

پیش از آنکه مُلک ما سودا کنید
یک کمی فکری برای ما کنید


اختیار ما به دست دیگران
کشورم جولانگهء بیگانه گان


کودک ما را به گریان ساختند
از وطن ما را گریزان ساختند


هر کی آمد، بَست وکُشت وخورد و بُرد
هیچکس هرگز غم ملت نخورد


هر طرف قاچاق و رشوت خوردن است
پول مردم را به دُبی بردن است


گاه بر اجساد ما شاشیده اند
گاهی هم ناموس ما...ییده اند


یک دو سه نادان و بی وجدان و خر
ملت مارا نموده در بدر


چوب را «بخشش!» به کون ما زدند
ریسمان را در گلون ما زدند


آنکه میگفت« های...روسها آمده
کافر از آن پارِ دریا آمده»


حال میبینی که کی ها آمده
لشکر از هر سوی دنیا آمده


پس کجا شد آن جهادت جان من
پیروانِ بیسوادت جان من


رهبرت در دست آنها مانده است
از کَشِ جنگ و جهاد افتاده است


در میان پارلمان بنشسته است
بی صدا مانند موشِ مرده است


شرم تان بادا ازین وجدانِ تان
مرگ بر نفس و بر ایمان تان


ن : غــــور
ت : چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391

به استقبال از شعر معروف لسان الغیب "حافظ شیرازی"

 الا یا " ایهّاالاســـــــــــتاد" اِدر کأســــــاوناولها
شدم والی و بس دلشاد، ولی افتـاد مشکلها

 

سرپل رفتم و گویا "صراط المسـتقیم" آنجاست
شراب شوق نوشیدم بسی چنــدی به آن والا

 

شبی مهمــــان آن رندی شدیم کز وصلتش آخر
اسیرش گشت"سجاد1" وگریختم من، تک وتنها

 

ازآن پس مردم جاهل،هزاران در هزاران تن
بپا کردند شورش را؛ بصد شور و بصد غوغا

 

 "مرا درمنزل جانان چه امن عیش چون هر دم"
"جرس فریاد میدارد که بر بندید محمّلـــــــــا "

 

دبـیـــــــری بر تو می زیبد؛ فدای قد و با لایت
بکن لطفی بحال ما که رنجورم ازاین غمـــها

 

 تو خود دانی که دایم،من غلام و چاکرت بودم
رییس دفتــــــرت بودم؛ انیست در دل شبـــــها

 

 منــــم فرمانبری تو؛ ای دبیر خوش لقـای من
به فرمانت بسی کشتم،گــــــهی اینجا،گهی آنجا

 

 "همــه کارم زخود کامی به بد نامی کشید آخر"
"نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلـــــها"

 

 1:سجاد اسم محافظ او است که در قریه "خرابه" سرپل متّهم به تجاوز بیک زن شد.

 


ن : غــــور
ت : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391

اسلوب و چگونگی گفتمان دینی را قرآن تعیین نموده و فرموده است:(نحل-125)

‏( ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ )

 (اي پيغمبر ! ) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان ، و با ايشان به شيوه هرچه نيكوتر و بهتر گفتگو كن‌)

مورد خطاب این آیه علاوه بر رسول خدا (ص) امتیان او هستندکه طبق آن مکلف گردیده اند چه در زمان پیغمبر و چه در پس از او مردم را به سوی صراط مستقیم فرا خوانند. بنابراین دعوت و تبلیغ دین مختص پیامبر نیست وامتیان او نیز در این زمینه مسولیت دارند. در این مورد خداوند متعال در قرآن می فرماید: (یوسف-108)

قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي)

‏(بگو : اين راه من است كه من ( مردمان را ) با آگاهي و بينش به سوي خدا مي‌خوانم و پيروان من هم)

به این ترتیب هر آن کس که از جمله ی پیروان رسول خدا بوده و از این که خداوند پروردگار اوست و اسلام دین او و محمد (ص) پیامبر اوست خشنود باشد و مفتخرانه آن را بپذیرد، طبق نص صریح قرآن داعی و مبلغی دینی محسوب می گردد و بایستی با بصیرت این مهم را به انجام برساند؛

( ادعو الی الله علی بصیرة أنا و من اتبعنی)

(می خوانم به سوی خدا با حجتی ظاهر، من و پیروان من نیز می خوانند)


ن : غــــور
ت : شنبه نهم اردیبهشت 1391

فرمان حامدكرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان در مورد تخفیف و عفو مجازات محجوزین و محبوسین به مناسبت بیستمین سالگرد پیروزی جهاد مردم افغانستان .

مطابق حكم مندرج فقره (18) ماده شصت و چهارم قانون اساسی افغانستان به مناسبت بیستمین سالگرد پیروزی جهاد مردم افغانستان تخفیف و عفومجازات حجز و حبس محكومینی را كه به حكم قطعی و نهایی محاكم محكوم گردیده اند ، حسب ذیل منظور می دارم .

عفو مجازات محجوزین

ماده اول :

(1) محجوزینی كه به حجز هشت سال یا بیشتر از آن محكوم گردیده باشند ، به شرطی از حجز رها گردند كه از تاریخ صدور این فرمان بیش از دو سال از مجموع مدت حجز محكوم بهای آنها باقی نمانده باشد.

(2) محجوزینی كه به حجز پنج سال الی هشت سال محكوم گردیده باشند ، به شرطی از حجز رها گردند كه از تاریخ صدور این فرمان بیش از یك و نیم سال از مجموع  مدت حجز محكوم بهای آنها باقی نمانده باشد.

(3) محجوزینی كه به حجز الی پنج سال محكوم گردیده باشند ، به شرطی از حجز رها گردند كه از تاریخ صدور این فرمان بیش از یكسال از مجموع مدت حجز محكوم بهای آنها باقی نمانده باشد.

تخفیف مجازات محجوزین

ماده دوم :

محجوزینی كه از مزایای عفو مندرج ماده اول این فرمان مستفید شده نتوانند درمدت مجازات حجز باقی مانده آنها ، حسب ذیل تخفیف بعمل آید.

1- محجوزینی كه به حجز هشت سال یا بیشتر از آن محكوم گردیده باشند ، مدت یك و نیم سال .

 2- محجوزینی كه به حجز پنج سال الی هشت سال محكوم گردیده باشند ، مدت یك سال .

3- محجوزینی كه به حجز الی پنج سال محكوم گردیده باشند ، مدت شش ماه .

عفو مجازات محبوسین

ماده سوم :

(1) زنان و مردان محبوسی كه به جزای حبس (15) سال یا بیشتر از آن محكوم گردیده باشند، در صورتیكه تا تاریخ صدوراین فرمان دو سال و شش ماه یا كمتر از آن از مدت حبس شان باقیمانده باشد ، مجازات شان مورد عفو قرارگرفته و رها گردند.

(2) زنان و مردان محبوسی كه به جزای حبس (10) الی (15) سال محكوم گردیده باشند در صورتیكه تاتاریخ صدور این فرمان بیش از دوسال از مدت حبس شان باقی نمانده باشد ، مدت باقیمانده حبس شان مورد عفو قرارگرفته و رها گردند.

(3) زنان و مردان محبوسی كه به جزای حبس الی (5) سال محكوم گردیده باشند ، در صورتیكه تا تاریخ صدور این فرمان مدت یك سال یا كمتر از آن از مجموع مدت حبس محكوم بهای آنها باقی مانده باشد ، مدت مجازات آنها مورد عفو قرار گرفته و رها گردند.

 تخفیف مجازات محبوسین

ماده چهارم :

محبوسینی كه از مزایای عفو مندرج ماده سوم این فرمان مستفید شده نه توانند ، حسب ذیل درمدت مجازات باقیمانده حبس آنها تخفیف بعمل آید .

1- در مدت مجازات محكومین مندرج فقره (1) ماده سوم ، دو سال .

2- درمدت مجازات محكومین مندرج فقره (2) ماده سوم ، یك و نیم سال .

3- درمدت مجازات محكومین مندرج فقره (3) ماده سوم ، یك سال

 

عفو مجازات حبس قطعه

ماده پنجم

آنعده افسران ، بریدملان ( ساتنمنان ) و سربازان اردوی ملی ، پولیس ملی ، منسوبین ریاست عمومی امنیت ملی و سایر وزارت ها و ادارات دارای تشكیلات نظامی كه به حبس تنفیذی الی یكسال در قطعات مربوط محكوم گردیده اند ، در صورتیكه نصف مدت حبس محكوم بهای خویش را در قطعه سپری نموده باشند ، مدت باقی مانده حبس آنها عفو ورها گردند.

كبر سن و مریضی صعب العلاج

ماده ششم :

محبوسین زن كه سن (65) سالگی و محبوسین مرد كه سن (75) سالگی را تكمیل كرده باشند و محبوسین كه قبل از صدور این فرمان ازطرف كمیسیون مربوط مریض صعب العلاج تشخیص گردیده باشند ، مدت باقیمانده مجازات شان مورد عفو قرار گرفته و رها گردند.

 موانع تخفیف و عفو

ماده هفتم :

(1) محكومین جرایم ذیل از مزایای عفو این فرمان مستفید نمی گردند.

1- محكومین جرایم قتل ، مگر اینكه ورثه مقتول قبلاً" به محكوم علیه ابراء داده باشد.

2-محكومین جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی دركشور

3- محكومین جرایم تروریستی.

4- محكومین جرایم قاچاق مواد مخدر مشروط براینكه به اساس حكم محكمه به بیش از ده سال حبس محكوم گردیده باشند.

 5- محكومین جرایم سرقت كه توام با احوال مشدده باشد.

 6- محكومین جرایم راهزنی ( قطاع الطریقی ) .

7- محكومین جرایم مندرج مواد( 15-16-17-18- 19، 24، 34و 38) قانون جزای عسكری .

8-محكومین جرایم مندرج مواد (15-17-18-19-20-37-38و41) قانون جرایم عسكری .

9-محكومین جرایم فساد اداری .

10- محكومین جرایم خشونت علیه زن .

11- مجرمین متكرر در جنایت .

12- محكومین جرایم اختطاف .

(2) هرگاه براساس فرامین تخفیف و عفو قبلی رییس جمهوری اسلامی افغانستان نصف یا بیشتر از نصف مدت مجازات محكوم بهای محكومین مندرج فقره (1) این ماده مورد تخفیف قرارگرفته باشد ، از مزایای این فرمان مستفید نمیگردند.

مدت باقیمانده مجازات

ماده هشتم :

مدت باقیمانده مجازات به مفهوم تطبیق و تنفیذ این فرمان عبارت از مدتی است كه ازمجموع مجازات محكوم علیه بعد از استفاده از تخفیف های فرامین قبلی ریاست جمهوری باقی مانده باشد.

عدم اخلال دعوی حق العبدی و مكلفیت های مالی محكوم بها

ماده نهم :

احكام این فرمان به هیچ وجه مانع دعوای حق العبدی اشخاص و مانع تنفیذ مجازات نقدی و سایر مكلفیت های مالی محكوم بها نمی گردد.

مكلفیت وزارت های امور زنان و كار ، امور اجتماعی ، شهدا و معلولین .

ماده دهم :

(1) وزارت امور زنان مكلف است برای آنعده محجوزین و محبوسین زن كه طبق احكام این فرمان از حجز یا حبس رها میگردند ، الی پیدا شدن محرم شرعی آنها محل مناسب رهایش را در مركز وولایات تدارك نماید.

(2) وزارت كار ، امور اجتماعی ، شهدا و معلولین مكلف است محجوزین پسر را كه ازحجز رها میگردند الی پیدا شدن اولیای آنها در پرورشگاه ها نگهداری نماید.

ایجاد كمیسیون

ماده یازدهم :

(1) به منظور تطبیق احكام این فرمان درمركز وولایات كمیسیونی متشكل از نماینده گان وزارت های دفاع ملی ، امور داخله ، امور زنان و كار ، امور اجتماعی ، شهدا و معلولین ، ریاست عمومی امنیت ملی ، كمیسیون مستقل حقوق بشر ، ریاست عمومی مراكز اصلاح و تربیت اطفال ، تحت ریاست سارنوال استیناف مربوط تشكیل میگردد.

(2) كمیسیون های موظف سعی بعمل آورند تا هرچه زودتر و با دقت تمام در تحقق اهداف این فرمان بپردازند.

(3) كمیسیون های موظف مكلف اند، گزارش اجراات خویش را با قید تاریخ اجراء پیرامون تعمیل احكام این فرمان و فهرست محكومینی كه از تخفیف و عفو مجازات مستفید میگردند با تفكیك زنان ، مردان و اطفال به وزارت های عدلیه ، امور داخله و ریاست عمومی اداره امور و دارالانشای شورای وزیران ارائه نمایند.

انفاذ

ماده دوازدهم

این فرمان از تاریخ (8) ثور سال 1391 نافذ میباشد.


ن : غــــور
ت : پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391

عمرمن از سی سال نگذشته بود وقتی که همسرم اولین فرزندم را به دنیا آورد .همواره آن شب را به یاد دارم......تا آخر شب با گروهی در یکی از رستوران ها ماندم .. مهمانی پر بود از سخنان پرت وپلا ..بلکه با غیبت و امثال کار ها حرام ....من کسی بودم ،بیشتر وقت ها آنهارا می خنداندم..... و آنها می خندیدند.

آنشب رابه یاددارم که من آنها بسیار خنداندم .من قدرت عجیبی در ادای دیگران در آوردن داشتم .می توانستم صدایم را تغییر دهم تا مثل کسی که اورا مسخره می کردم بشوم .بله من این وآن را (همه را ) مسخره می کردم .حتی دوستانم در امان نبودند .بعضی مردم از من دوری می کردند تا از زبان من در امان باشند

 من آن شب را به یاد دارم که کوری را مسخره کردم اورا دیدم در بازار سؤالی (گدایی) می کرد بدتر از هر چیز  پایم را جلوش گذاشتم و با کله به زمین خورد. نمی دانست چه بگویید ... و خنده ام دربازار طنین  انداخت .

  طبق معمول دیر به خانه برگشتم .همسرم را دیدم در انتظار من بود  .در حالت اسفناکی می باشد با صدای لرزان گفت : راشد کجا بودی ؟

..با مسخره گفتم :در کره مریخ بودم ... طبق معمول پیش دوستانم


ن : غــــور
ت : سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391

آقاى سيرت! آهسته قدم بردار  و محتاطانه گذر کن، که اين جا کنار ساحل آب بحر کاليفورنيا نيست!!
شنيده باشيد که مرغ زيرک در دو دام گير ماند، اگر چشم شما خداى نخواسته خيرگى کند، در حلقه هاى زيادى گير خواهيد شد، که آنگه براى نجات از هر حلقه قيمت و پاسخى خواهيد پرداخت، که رهايى از همه آنها مشکل و ناممکن بود و ترسيم که حلقهاى دام شما را بطرف تپه مرنجان نبرد، که بى ننگان زيادى در آن دفن اند.
آرى! شاه از ايتاليا و عبدالحق از راه هوا و کرزى بزور قوا آمد، نمى دانم شما از کجا و چرا؟
خوانندگان محترم ! درين اواخر آقاى سيرت و رفقايش که قبلاً در کنفرانس بن مورد عنايت خاص امريکا و مؤتلفين صليبى اش قرار نگرفت، در لست منتظرين  زمره گرديدند، و حال نمى دانيم که باز خواب و خيال جوانى برکله اش زده و يا آقايش مجبور ساخته تا مانند اسلافش راهى افغانستان گردد. موصوف درين روزها از کناره هاى ساحل بحر در کاليفورنيا در تحرک آمده و تکليف خويش را در نامۀ نوشته و به هر سو ارسال نموده که يکى از آن نامه ها از نظر بنده نيز گذشت.


ن : غــــور
ت : سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391

تفسير درست ايه 3 سوره نور جيست؟ منظور از اينكه مرد زناكار جز با زن زناكاريا مشرك ازدواج نميكندو برعكس جيست؟همانطور كه مى دانيد ازدواج مرد مسلمان با زن مشرك حرام است در حاليكه اكر منظور از نكاح در اين ايه ازدواج باشد,بايد كفت كه ازدواج مرد زنا كار با زن زنا كار يا مشرك جايز است كه اين خود خلاف تعاليم اسلام است؟ جكونه از اين ايه به عنوان دليل حرام بودن ازدواج با زن زنا كار استفاده مى شود؟ و سوال اخر اكر ازدواج با زنا كار حرام است بعضي از مردان قبل از ازدواج زنا كرده اندو بعدا ازدواج كرده اند ايا ازدواج تمام اينها باطل است؟


خداوند متعال مي فرمايد: «الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» (نور 3).

يعني: مرد زناکار جز با زن زناکار يا مشرک ازدواج نمى‏کند؛ و زن زناکار را، جز مرد زناکار يا مشرک، به ازدواج خود درنمى‏آورد؛ و اين کار بر مؤمنان حرام شده است.

در مورد تفسير اين آيه دو قول وجود دارد:

اول: آيه دليل بر تحريم است ولي حکم آن منسوخ شده است، و ازدواج با زناکار جايز است.

 در اين آيه هرچند که ازدواج با زنا کاران حرام شده، اما در رأي‌ اكثر علما (از جمله امام شافعي و سعيد ابن مسيب و امام مالک و احناف) حكم‌ اين‌ آيه‌ با (آيه‌32) از همين‌ سوره: « وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ.. : مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و کنيزان صالح و درستکارتان را.. » منسوخ‌ است‌، بدين‌ جهت‌ گفته‌اند: مرد زناكار، مي‌تواند با زني‌ ازدواج‌ كند كه‌ با وي‌ زنا كرده ‌است‌ چنان‌كه‌ ديگران‌ نيز مي‌توانند با او ازدواج‌ نمايند.

و بعضي ديگر (مانند حافظ ابن کثير) گفته اند: اصلا اين آيه دليل بر تحريم ازدواج با زناکار نيست! و مراد از "نکاح" در آيه مذکور در حقيقت «جماع» است، زيرا قرائني وجود دارد که "نکاح" وارده در اين آيه را از معناي "تزويج و ازدواج" دور مي کند؛ چراکه بر طبق آيه صريح قرآن براي يک مرد مسلمان زناکار حلال نيست که با يک زن مشرک ازدواج کند، چنانکه مي فرمايد: « وَلاَ تَنْكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ : و با زنان مشرک تا ايمان نياورده‏اند، ازدواج نکنيد» (بقره 221). بنابراين از اين قرينه درمي يابيم که منظور از "نکاح" در آيه 3 سوره نور؛ نمي تواند "عقد ازدواج" باشد، چرا که اگر اين معني را داشته باشد، آنگاه از آن آيه حکم بر جواز ازدواج مسلمان زناکار با مشرک داده خواهد شد که اين برخلاف  آيه 221 بقره است، پس مراد از "نکاح" در آيه 3 نور؛ جماع است. و اما معناي آيه آنست که: غالب‌ زناكاران‌ ـ چه‌ مرد و چه‌ زن‌ ـ چنين ‌گرايشي‌ دارند كه‌ يكي‌ از آنان‌ جز به‌ ازدواج‌ با زناكاري‌ همانند خود رغبت ‌نمي‌كند. هدف‌ آيه‌ كريمه‌ ـ بعد از هشدار دادن‌ مؤمنان‌ از ارتكاب‌ زنا ـ بازداشتنشان‌ از ازدواج‌ با زناكاران‌.

دوم: امام احمد بن حنبل و شيخ الاسلام ابن تيميه و امام ابن قيم معتقدند که اين آيه منسوخ نشده و دليل بر تحريم ازدواج با زناکاران هست ، و مراد از "نکاح" در آيه مذکور؛ "عقد ازدواج" است.

علامه عبدالرحمن سعدي رحمه الله معناي آيه را چنين تفسير مي کنند: « معني آيه اين است که: هر زن و مردي كه به زناكاري متصف باشند و از آن توبه نكنند، و كسي براي ‏ازدواج با آنان اقدام نمايد، با اينكه خداوند ازدواج با فرد زناكار را حرام نموده است، از دو حال ‏خالي نيست: يا اينكه به حكم و دستور خدا و پيامبرش پايبند نيست ]و آنرا بر خود حلال مي کند[ پس چنين كسي جز مشرك ‏نميتوان باشد ]چون حرام خدا را حلال کرده[. و يا اينكه به حكم و دستور خدا و پيامبرش پايبند است اما با اينكه مي‏داند او زناكار است اقدام به ازدواج با او مينمايد، پس چنين ازدواجي زنا شمرده ميشود و ‏ازدواج كننده زناكار ميباشد ] زيرا ازدواج با زن زناکار صحيح نيست و لذا نکاح زن زناکار بمانند عدم انعقاد نکاحش هست، پس اگر از او استمتاع جويد مرتکب زنا شده[. پس اگر به طور حقيقي به خدا ايمان داشت اقدام به چنين كاري ‏نميكرد. و اين به طور صريح بر حرام بودن ازدواج با زن زناكار دلالت مينمايد. مگر اينكه توبه ‏نمايد. و همچنين ازدواج با مرد زناكار حرام ميباشد مگر اينكه توبه نمايد، زيرا نزديكي و ‏همراهي زن و شوهر از مهمترين نزديكي و آميختنها ميباشد».‏

و به آيات ديگري نيز استناد کرده اند؛ از جمله آنجا که مي فرمايد: «و الْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ» (مائده 5). يعني: (و براي شما حلال است) زنان پاکدامن از مسلمانان، و زنان پاکدامن از اهل کتاب؛ هنگامى که مهر آنها را بپردازيد و پاکدامن باشيد؛ نه زناکار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گيريد. و گفته اند: از مفهوم مخالف اين آيه چنين برداشت مي شود که: ازدواج با زنان غير پاکدامن و بدکاره جايز نيست.

و اما دليل آنها بر اينکه چرا مراد از "نکاح" در آيه 3 نور؛ "عقد ازدواج" است، گفته اند: چون تمامي احاديثي که در شان نزول آيه مذکور آمده، درباره عقد ازدواج بوده نه جماع، چنانکه – در يکي از اين احاديث – آمده: از عبدالله بن عمرو روايت شده است: مردي از ياران پيامبر صلي الله عليه وسلم خواست با يک زن خود فروش مشهور به ام مهزول ازدواج کند. آنگاه خداي بزرگ « الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» را نازل کرد. نسائي در «تفسير» 379، احمد 2 / 159 و 125، حاکم 2 / 193، واحدي 632، بيهقي 7 / 153 و طبري 25742 از عبدالله ‏بن عمرو بن عاص روايت کرده اند، حاکم اين را صحيح مي‌داند و ذهبي هم با او موافق است. هيثمي در «مجمع الزوائد» ‏‏7 / 47 مي‌گويد: «راوي‌هاي احمد ثقه هستند».‏

همچنين ابوداود، ترمذي، نسائي و حاکم از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت کرده اند:

«أَنَّ مَرْثَدَ بْنَ أَبِي مَرْثَدٍ الْغَنَوِيَّ كَانَ يَحْمِلُ الْأَسَارَى بِمَكَّةَ وَكَانَ بِمَكَّةَ بَغِيٌّ يُقَالُ لَهَا عَنَاقُ وَكَانَتْ صَدِيقَتَهُ . قَالَ : جِئْتُ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، أَنْكِحُ عَنَاقَ ؟ قَالَ: فَسَكَتَ عَنِّي ، فَنَزَلَتْ (وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ) فَدَعَانِي فَقَرَأَهَا عَلَيَّ ، وَقَالَ : لَا تَنْكِحْهَا». صححه الألباني في صحيح أبي داود .

يعني: شخصي به نام مرثد بردگان را از انبار به سوي مکه مي‌برد. در مکه زني به نام عناق با او رفيق بود. از رسول خدا اجازه خواست که با عناق ازدواج کند پيامبر هيچ نگفت. تا اين که آية ‏(وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ) ‏نازل شد. رسول خدا آيه را برايش تلاوت کرد و گفت: هرگز با عناق ازدواج نکن. ابوداود 2051، ترمذي 3177، نسائي به شمارة 3228 حاکم 2 / 166 و بيهقي 7 / 153 از عبدالله بن عمروبن عاص روايت کرده اند.‏

و گفته اند: اين احاديث دلالت دارد بر اينکه مراد از "نکاح" عقد ازدواج است نه جماع..

و علامه ابن عثيمين در رابطه با معناي آيه چنين گفته: «هرکس معتقد به تحريم نکاح با زن زناپيشه باشد اما با وجود آن وي را بنکاح خود درآورد؛ او عقدي را عقد بسته که معتقد به تحريم آن بوده، و عقد حرام بمانند نبود عقد است، پس براي وي حلال نيست که از آن زن استمتاع جويد، (و اگر چنين کند) آن مرد زناکار تلقي خواهد شد. و اما اگر منکر تحريم نکاح و ازدواج با زن زناپيشه باشد، و بگويد: (ازدواج با زن زناکار) حلال است، در اينحالت آن مرد مشرک خواهد شد، زيرا او حرام خدا را حلال کرده، و خودش را همراه با الله تعالي مشرع قرار داده است. و همين سخن درباره کسي که دخترش را به تزويج مرد زناکاري در مي آورد، مي گوييم».

"فتاوى المرأة المسلمة" جمع أشرف عبد المقصود (2/698(.

اما رأي راجح نزد ما – والله اعلم - راي دوم است، يعني: مراد از "نکاح" در آيه 3 سوره نور؛ "عقد ازدواج" است، و لذا ازدواج زن پاکدامن با مرد زنا کار، و مرد پاکدامن با زن زنا کار، حرام است، تا آنکه توبه کنند، بعد از توبه ازدواج با آنها جايز و صحيح است.

اما هرگاه مردي با يک زن زناکار ازدواج کرده باشد و پس از ازدواج با او برايش معلوم شود که آن زن از عملکردش توبه نکرده؛ در آنصورت نگهداشتن آن زن بر او حرام است و اگر وي را همچنان نگهدارد دليل بر دياثت وي است. ولي مي تواند بعد از جداکردن وي از زن بخواهد که به درگاه الهي توبه نمايد و عزم داشته باشد که ديگر سراغ زنا نرود، و پس از توبه دوباره وي را بعقد و نکاح خود درآورد.

و اين رأي راجح نزد سايت ما بود، وگرنه بر طبق رأي جمهور علما، ازدواج آن دو صحيح است و نيازي به تجديد عقد ندارند، و اما کسي که بر مذهب جمهور اعتماد دارد، باز بهتر است جهت احتياط نکاح خود را – بعد از توبه – تجديد نمايد.

نکته: در مذهب حنابله – که حکم به تحريم ازدواج با زناکار داده اند – توبه زن زناپيشه را شرط صحت نکاح دانسته اند، اما توبه مرد زناپيشه را شرط صحت نکاح ندانسته اند، بر مبناي اين رأي: اگر زني پاکدامن با مردي زناپيشه ازدواج کد، ازدواج آنها صحيح است و نياز به عقد مجدد نيست.


ن : غــــور
ت : چهارشنبه سی ام فروردین 1391

فتواي علامه عبدالرحمن البراک در خصوص انجام وظايف کاري مرتبط با نيروهاي اشغالگر در عراق و افغانستان:

ما در افغانستان هستيم و با اشغال آن توسط آمريکا روبرو هستيم، و همانطور که مي دانيد در آنجا شغلها و وظايفي هستند که مرتبط با نيروهاي اشغالگر است که گاهي لازمه (پرداختن به اين وظايف) خيانت به کشور يا همکاري با اشغالگران و يا سکوت در مقابل تصرفات اشغالگران آمريکايي مي باشد.

سوال من اين است: آيا براي يک مسلمان جايز است که با نيروهاي اشغالگر آمريکايي در عراق کار کند؟

«الحمدلله، بدون ترديد از جمله بزرگترين بلايي که بر امت اسلامي وارد آمده تسلط دولت آمريکا – که لعن خدا بر آنها باد – بر مسلمين و جنگ با آنهاست، همچنانکه در کشور افغانستان نيز جريان داشت. تا جائيکه دولت طالبان را سرنگون ساختند و يک دولت (دست نشانده و) نوکر را برپا کردند، که بر اساس اوامر آنها عمل کرده و بر حسب توجيهاتشان پيش مي رود.

وهمانگونه که براي بار دوم در کشور عراق اتفاق افتاد و آنها (اشغالگران) درصدد برپايي يک دولت نوکر ديگر هستند. و بر مسلمانان - بطور عموم - و اهل آن کشورهاي اشغال شده - بطور خصوص - واجب است که با هر وسيله اي ممکن با اين جنگ مقاوت کنند، و براي مسلمان جايز نيست که آنها (اشغالگران) را در تحقق بخشيدن به اهدافشان ياري رساند، چرا که (اين ياري رساندن) کمک به غلبه کفار بر مسلمين است، و کار کردن با نيروهاي اشغالي در وظايفي که آنها را در رسيدن به اهدافشان و تحقيق مطامعشان ياري مي رساند، حرام است؛ زيرا اين (همياري) نوعي کمک رساني به پيروزي آنهاست، درحاليکه الله تعالي ما را از اين همياري نهي کرده اند چنانکه فرمودند: «وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» (مائده 2). يعني: و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همکارى ننماييد.

اما آندسته از وظايف و کارهايي که توسط آنها مصالح مسلمين و صلح طلبان تحقيق مي يابد، و شر مفسدين از جمله سارقان و راهزنان و تجاوزگران بر حرمات (مردم) از بين مي رود؛ مانند کار کردن در بيمارستانها، اين نوع کارها جزو آندسته از وظايفي هستند که کارکردن در آنها جايز است هرچند که تحت ادراه نيروهاي اشغالگر باشد، زيرا ترک اينگونه وظايف و دوري کردن از آنها شدت امر را افزايش مي دهد و مصيبت را بزرگتر مي کند، درحاليکه شريعت اسلام بر مبناي جلب مصالح و درء مفاسد در حد توان و امکان برپا شده، چنانکه خداوند متعال مي فرمايد: «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ» (تغابن 16). يعني: هر قدر که توانستيد تقواي الهي را پيشه کنيد. والله أعلم».


ن : غــــور
ت : سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391

برگذاری زود هنگام  انتخابات ریاست جمهوری یکی از مباحث داغ در طی روزهای اخیر و در میان رسانه های خبری و سیاستمداران کشور بوده است. بنابرآان تا کنون 9 تن از سياستمداران فغانستان  خود را آماده مبارزه در کارزار انتخابات براى کسب مقام رياست جمهورى کرده اند. اطلاعاتى وجود دارد که آقاى حامد کرزى رئيس جمهورى افغانستان با مشاوران و هواداران خويش در مذاکره و مباحثه است تا براى ابقاى خويش در پست رياست جمهورى، دور سوم را نيز تصاحب کند. از سويى هم شخصيت هاى ديگرى مثل داکتر عبدالله و يا محمد يونس قانونى از ايتلاف ملى افغانستان، احمد ضيامسعود به نماينده گى از جبهه ملى افغانستان، محمد حنيف اتمر به نماينده گى از حزب حق و عدالت، داکتر فاروق وردک به نماينده گى از حزب اسلامى، انوارالحق احمدى به نماينده گى از حزب افغان ملت، داکتر على احمد جـلالى نامزد مستقل، مارشـال محمد قسيم فهيم نامزد مستقل، قيوم کرزى و خانم فوزيه کوفى نامزدان مستقلى اند که براى احراز و رسيدن به اين مقام آماده گى گرفته و در تلاش رسيدن به ارگ رياست جمهورى اند.

خانم فوزيه کوفى در مصاحبه های اخیر خود گفته است، مطمئن هستم كه مبارزات انتخاباتي من جزو جنجالي‌‌ترين مبارزات خواهد بود و با مشكلات زيادي مواجه خواهم شد.

اين نامزد زن پست رياست‌ جمهوري افغانستان در ادامه مصاحبه‌ خود افزود، بسيار آسان است كه يك زن را در افغانستان مورد حمله قرار دهيم و اتهاماتي را عليه يك زن مطرح كنيم و سپس زنده گي سياسي وي براي هميشه پايان مي‌يابد.

اين زن 36 ساله در گذشته نيز همكاران مرد خود را با عضويت در پارلمان و سپس به دست گرفتن سمت نايب رئيس پارلمان شگفت‌زده كرده بود. او که شوهرش را قبلاً از دست داده  هم اکنون دارای 2 دختر جوان میباشد که مصروف تحصیل میباشند. این بیوه جوان توانسته در انتخابات پارلمانی سال 1389 بلندترین آرا ولایت بدخشان را بخود اختصاص دهد. خانم کوفی از جمله شخصیت مستقل و متمایل به جبهه شمال محسوب میگردد.


ن : غــــور
ت : دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391

سرازیر شدن دهها میلیارد دالر به نام کمک به افغانستان در این کشور اما هزینه شدن آن برای مواردی همچون استخدام مشاوران خارجی، معنایی جز استعمار ندارد.



برخی از کابرد واژه «استعمارگری» در مورد نحوه عملکرد کشورهای غربی در افغانستان، دلگیر می شوند. آنان دوست دارند از این کشورها با عبارات «همکاران بین المللی، جامعه جهانی، کشورهای عضو ائتلاف و...» یاد کنند.
اما آیا واقعا استعمارگری معنایی جز تسلط بر ارکان تصمیم گیری یک کشور و زیر پا گذاشتن استقلال آن به بهانه آبادانی و بازسازی دارد؛ سلطه ای که حاکمیت ملی یک کشور مستقل را زیر سئوال برده و منجر به بهره برداری ناعادلانه از منابع و فرصت های موجود در آن کشور به نفع بیگانگان گردد؟

هرچند افغانستان از مبارزه با استعمار انگلیس و شوروی سابق کامیاب برآمد اما متأسفانه اکنون در حال غرق شدن در گرداب یک استعمار گسترده و همه جانبه اقتصادی، نظامی و فرهنگی دیگر است.

ن : غــــور
ت : شنبه بیست و ششم فروردین 1391

یک کلیسای قدیمی در شهر«لاهتی» فنلاند، به مسجد تبدیل شد. به گزارش اخبار جهان اسلام، مرکز آگاهی بخشی اسلامی که فعالیتهایی را در شهر«لاهتی» فنلاندانجام می دهد، اقدام به خرید ساختمانی برای ساخت مسجد در این شهر کرد.این ساختمان از سال 1920 تا 1970 میلادی کلیسا بوده است و پس از آن به مدت چند سال به یک مرکز هنری تبدیل شده بود و هم اکنون این ساختمان به یک مرکز فرهنگی اسلامی و مسجد تبدیل شده است.

مدیر مرکز آگاهی بخشی اسلامی در این باره گفت: افتتاح مسجد و مرکز فرهنگی اسلامی گامی در جهت پایداری و استمرار ارزشهای دینی به شمار می رود.یرکی ملیویران، شهردار شهر لاهتی که در مراسم افتتاح مسجد حضور داشت، گفت: تعداد مسلمانان در فنلاند به 50 هزار مسلمان می رسد که از قومیتهای مختلف هستند.

 فنلاند یکی از کشورهای اروپایی ای است که به صورت مسالمت آمیز با دیگر ادیان تعامل دارند و دولت فعالیتهای اتحادیه انجمن های اسلامی را در این کشور تشویق کرده و با آنها همراهی می کند.


ن : غــــور
ت : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

 بر طبق آیات قرآن و احادیث صحیح نبوی؛ اصول ایمان شش تا هستند:

1 - ایمان به الله، 2 - ایمان به تمامی ملائکه، 3 - ایمان به تمامی کتابهای آسمانی، 4 - ایمان به تمامی پیامبران الهی، 5 - ایمان به روز قیامت، 6 - ایمان به قضاء و قدر الهی چه خیر باشد یا خیر.

دلیل اعتقاد به پنج مورد اول:

خداوند متعال در قرآن مومنان را اینگونه معرفی می فرماید:

«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ» (بقره 285).

یعنی: «پيامبر و مؤمنان به آنچه به سوي او از جانب پروردگار نازل شده ايمان دارند و همگي به: الله، ملائكه، كتابها و پيامبران ايمان دارند. و بين هيچكدام از پيامبران فرقي نمي‌نهند و مي گويند شنيديم و اطاعت كرديم پروردگارا ما را ببخش و بازگشت ما به سوي توست».

و می فرماید: «والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» (بقره 4).

یعنی: و مومنان که به آنچه بر تو (قرآن) نازل شده، و آنچه پيش از تو (بر پيامبران پيشين) نازل گرديده، ايمان مى‏آورند؛ و به آخرت و رستاخيز يقين دارند.

و پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد قضاء و قدر به همراه دیگر موارد اصول ایمان فرمودند:

«أخبرني عَنْ الْإِيمَانِ قَالَ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ» صحيح بخاري (50)، وصحيح مسلم (8).

یعنی: « (مردی از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید:) مرا از ايمان خبر ده، ايشان فرمودند: ايمان عبارت است از اينكه ايمان بياوري به: يگانگي الله، به ملائكه، به پيامـبران، به روز قيامت، به قضا و قدر؛ و ايمان بياوري به خير و شر آن».

پس این شش مورد جزو اصولی هستند که ایمان بدون اعتقاد داشتن به آنها کامل نخواهد شد و خدای متعال هیچ عهدی با وی در سرای قیامت نخواهد داشت، و کسانی که بیش از این شش مورد به اصول ایمان بیافزایند، هیچ برهانی از سوی خدا ندارند جز پیروی از گمان باطل!


ن : غــــور
ت : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

الفاظ اذان جزو الفاظ ذکر است که تعظيم و بزرگداشت آن واجب است، اما استفاده از آن بعنوان وسيله ي آگاهي و اخطار منافي با تعظيم آن است، چرا که ايجاد صوت از دستگاه (گوشي) بعنوان ذکر الله تعالي توسط صاحب موبايل محسوب نمي شود و اصلا هدف او از آن، ذکر خداي تعالي نبوده و با اين کار هم بعنوان ذاکر و ذکر کننده تلقي نخواهد شد. و حتي در وقت پخش آن به جملات و عبارات آن نيز گوش فرا نمي دهد بلکه بسرعت گوشي را برداشته و خطر را باز مي کند (تا سخن بگويد)، و کاملا بديهي است که براي وي مشروع نيست که به کلمات موذن پاسخ گويد.

پس ضبط قرآن و يا اذان و استفاده از آن بعنوان زنگ (و وسيله ي آگاهي و اخطار) نوعي از تحقير و سبک شمردن ذکر الله و کلام الله است».


ن : غــــور
ت : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

اگر دغدغه وطن پرستی داریم و اگر در منازعه سیاسی امریکا و همسایگان، مستقل و بی طرف هستیم باید تلویزیون ملی خود را از وجود برنامه های دیگران پاک کنیم.

سخنگوی ریاست امنیت ملی، روز "دوشنبه" از رسانه هایی نام گرفت که از سوی ایران و پاکستان تمویل می شوند؛ وی از رسانه هایی چون تمدن، نور، انصاف، ژوندون، شمشاد و… نام گرفته است.

صرف نظر از صحت و سقم این گزارش و یا درستی و نادرستی کار رسانه های مذکور، برخی سئوالات در ذهن اهالی فرهنگ و رسانه خطور می کند:

۱- در گزارش ریاست امنیت ملی چرا از انبوه رسانه های حامی منافع امریکا نامی به میان نیامده است؟ آیا امریکا جزوی از افغانستان است یا افغانستان و مقامات افغان، جزوی از امریکا؟

۲- در افغانستان که هیچکس از خود هیچ چیز ندارد، کدام رسانه ی مهم و مطرح، از منابع خارجی تمویل نمی شوند؟

۳- در حالی که رسانه های قدرتمند و مؤثر، سالهاست که با سیاست های نشراتی مشخصی در افغانستان فعالیت می کنند؛ چرا ریاست امنیت ملی در چنین زمان و شرایطی این گزارش را منتشر نموده است؟

ن : غــــور
ت : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

انواع شکنجه، تعذیب، تهدید، تطمیع ، تحقیر وسایر اعمال مغایر کرامت انسانی به هرمنظوری که باشد جرم تلقی گردیده اعترافی که به وسایل مذکور از متهم اخذ گردیده باشد، باطل و فاقد اعتبار قانونی شناخته میشود.

رئیس جمهور کرزی در مورد رعایت قوانین و مقررات حین اجرای عملیات خاص حکمی ده ماده ای را به عنوان چارچوب عملکرد وظایفی ارگانهای عدلی و قضایی و نیروهای عملیاتی صادر کرد.
در این حکم آمده است که واگذاری انجام عملیات خاص از نیرو های ناتو –آیساف به نیرو های امنیتی مختلط وزارت دفاع ملی، امور داخله و ریاست عمومی امنیت ملی کشور گام مهمی در راستای تامین و تضمین حاکمیت ملی وحاکمیت قانون در جمهوری اسلامی افعانستان می باشد.
 
به گزارش خبرگزاری آوا به نقل از اطلاعیه مطبوعاتی ریاست جمهوری، متن کامل این حکم به شرح ذیل می باشد:
انتقال انجام عملیات خاص از نیرو های ناتو –آیساف به نیرو های امنیتی مختلط
وزارت دفاع ملی، امور داخله و ریاست عمومی امنیت ملی کشور بر اساس موافقتنامه
مورخ ۲۰ حمل ۱۳۹۱ قوماندانی عمومی نیرو های ناتو – آیساف و وزیر دفاع ملی
جمهوری ا.ا گام مهم در راستای تامین و تضمین حاکمیت ملی وحاکمیت قانون در
جمهوری اسلامی افعانستان بوده و تطبیق آن مسوولیت های وظیفوی ارگانهای عدلی و
قضایی بخصوص نیروهای عملیاتی اردو، پولیس و امنیت ملی را در برابر اتباع کشور
سنگین وسنگین تر میسازد که مستلزم دقت وتوجه جدی بر رعایت حقوق اساسی اتباع،مندرج فصل دوم قانون اساسی افغانستان، و رعایت حقوق و آزادی های فردی مندرج قانون اجراآت جزایی در تمام زمینه های تفتیش ، گرفتاری، تحقیق و تعقیب عدلی و طی مراحل محاکمه عادلانه میباشد.

بنـاً برای جلوگیری از نقض حقوق بشری متهمین، تخطی از احکام قوانین و به
منظوری مصؤنیت مسکن ، همکاری و هماهنگی هرچه بیشتر بین نیرو ها حین انجام
عملیات و طی مراحل دوسیه های مربوط به رعایت مراتب آتی حکم می نمایم:

۱.عملیات خاص بر اساس اسناد، شواهد و مدارک موثق و مطابق احکام قانون انجام
گیرد.

۲.حین اجرای عملیات خاص حقوق و آزادی های قانونی افراد بشمول مظنونین رعایت
گردیده و از انجام هر نوع اعمال مغایر حقوق بشری و کرامت انسانی واعمال منافی
اخلاق و آداب اجتماعی جداً اجتناب بعمل آید.

۳.دخول به مسکن شخص و تفتیش آن به غیر از احوال جرم مشهود، بدون استیذان مراجع ذیصلاح عدلی وقضایی مجاز نمی باشد.

۴.در هنگام اجرای عملیات خاص و تفتیش مسکن به حفاظت اطفال، زنان و سالخورده
گان توجه جدی به عمل آمده از بی احترامی به عبادت گاه ها و اهانت به مقدسات و
معتقدات مردم، تماس به مواضع محرم، تخریب وآسیب به اشیا و لوازم خانه و ضبط
اشیای بی ارتباط به جرم و اذیت به ساکنین محل جداً پرهیز گردد.

۵.هنگام عملیات خاص از انجام اعمالی که باعث ایجاد خوف و رعب و هراس و تشویش
بین مردم گردد اجتناب به عمل آید.

۶.نیروهای عملیاتی به استثنای حالت جرم مشهود، بدون تجویز څارنوالی به گرفتاری
و توقیف متهم مبادرت نورزند.

۷.توقیف و گرفتاری باید به استناد دلایل الزام در حدود احکام قانون صورت گیرد،
افرادیکه بنا به مظنونیت تحت نظارت قرار دا ده میشوند طی معیاد قانونی اسناد
آن تکمیل و به ارگانهای تحقیق تسلیم داده شوند.

۸.تحقیق از متهمین توقیف شده در موعد معین قانونی تکمیل ورسیده گی به دوسیه
های اوشان حق اولیت داده شود.

۹.انواع شکنجه، تعذیب، تهدید، تطمیع ، تحقیر وسایر اعمال مغایر کرامت انسانی
به هرمنظوری که باشد جرم تلقی گردیده اعترافی که به وسایل مذکور از متهم اخذ
گردیده باشد، باطل و فاقد اعتبار قانونی شناخته میشود.

۱۰.این حکم از تاریخ صدور نافذ و تمام ارگانهای عدلی و قضایی و نیرو های
عملیات به رعایت و پیروی از آن مکلف میباشد.

حامدکرزی

رئیس جمهوری اسلامی افغانستان


ن : غــــور
ت : پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391

"محمد خیرت الشاطر" را باید از جمله اعضای برجسته جماعت اخوان المسلمون برشمرد که پس از پیروزی انقلاب مردمی مصر باید وی را تریبون جماعت در معرفی این جماعت به کشورهای غربی و بیان دیدگاه‌ها و اندیشه‌های اخوان المسلمون دانست.

"محمد خیرت الشاطر"، معاون رهبر جماعت اخوان المسلمون مصر و اولین نامزد این جماعت در انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سرنگونی رژیم حسنی مبارک در جریان انقلاب 25 ژانویه مصر است.

زندگینامه:

خیرت در 4 می 1950 در شهر "شربین"، از شهرهای استان الدقهلیه دیده به جهان گشود و در حال حاضر متاهل و دارای 10 فرزند و 16 نواده است.

الشاطر پس از فارغ التحصیل به عنوان آموزگار و سپس تا سال 1981 به عنوان استادیار در دانشکده "المنصوره" مشغول به تدریس شد تا اینکه در این سال "انور سادات"، رئیس جمهور معدوم مصر در راستای تصمیمات سپتامبر 1981 دستور اخراج وی از دانشگاه را صادر کرد.

وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی از دانشگاه "المنصوره" دریافت کرد و پس از آن لیسانس ادبیات خود را از دانشگاه "عین الشمس" و دیپلم‌هایی در علوم اسلامی و جامعه مدنی و اداره امور و بازاریابی بین المللی دریافت کرد.

 

آغاز فعالیت‌های اجتماعی، اسلامی و سیاسی

الشاطر دارای فعالیت‌هایی در تجارت و بازرگانی و اداره امور و شرکت در شوراها و اداره شرکت‌ها و بانک‌های مختلف است و از سال 1967 وارد فعالیت‌های اسلامی شد.

اوایل دهه هفتاد وارد فعالیت‌های اسلامی در دانشگاه اسکندریه شد و در سال 1974 رابطه خود با جماعت اخوان المسلمون را آغاز کرد و فعالیت‌‌های خود در حوزه دانشجویی و تربیتی و اداری را توسعه و گسترش داد.

از سال 1995 خیرت الشاطر به عضویت دفتر ارشاد جماعت اخوان المسلمون درآمد و به معاون دوم "محمد مهدی عاکف"، رهبر سابق جماعت اخوان المسلمون انتخاب شد.

تاریخ مبارزاتی

در تاریخ مبارزاتی الشاطر در دفاع از افکار و اندیشه‌های جماعت اخوان المسلمون شش‌بار محکومیت به زندان مشاهده می‌شود که اولین‌بار آن به نوامبر 1968 به دلیل شرکت وی در تظاهرات دانشجویی آن سال در زمان زمامداری جمال عبد الناصر، رئیس جمهور وقت مصر بازمی‌گردد که تا دوره زمامداری انور سادات، رئیس جمهور معدوم این کشور در دهه هشتاد ادامه پیدا می‌کند.

طولانی‌ترین دوره زندان الشاطر به دوران حاکمیت حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر بازمی‌گردد که پنج‌بار بازداشت و در مجموع 12 سال در زندان رژیم حاکم مصر بسر برد، از جمله اتهامات وی شرکت در رژه شبه نظامی دانشجویان اخوان المسلمون در دانشگاه الازهر بود.

وی برای مدتی در کشورهای مختلفی مانند یمن و عربستان و اردن و انگلیس بسربرد و به کشورهای مختلف عربی و اروپایی و آسیایی مسافرت کرده است.

 

فعالیت‌های الشاطر پس انقلاب مصر

از زمان پیروزی انقلاب مصر در 25 ژانویه 2011 الشاطر مسئولیت‌های بسیاری را عهده‌دار شد که از جمله آنها بر عهده گرفتن پرونده توسعه و گسترش فعالیت‌های جماعت و استفاده از پتانسیل آن برای برقراری ارتباط است،‌ با وجودی‌که در این زمان شاهد تشکیل حزب ازادی و عدالت به عنوان شاخه سیاسی جماعت اخوان المسلمون هستیم و به این ترتیب الشاطر مسئولیت دیدار و مذاکره با هیئت‌ها و فرستادگان خارجی را برعهده گرفت، به ویژه هیئت‌هایی که از جایگاه اخوان المسلمون در مصر پس از انقلاب و دیدگاه‌های اقتصادی آن به خوبی مطلع و آگاه بودند.

الشاطر در مصاحبه‌های خود تاکید می‌کند که انقلاب مصر هنوز پایان نیافته، بلکه در واقع به تازگی آغاز شده و برای تحقق تمام اهداف خود راه طولانی و دشواری پیش‌رو دارد و در این ارتباط معتقد است، مهمترین هدف انقلاب مصر پاکسازی کشور از بقایا و بازماندگان رژیم سابق است.

معرفی دیدگاه‌های جماعت اخوان المسلمون

وی در بخش دیگری از سخنان خود می‌گوید که آنچه هم اکنون مهم می‌نماید ساخت نظام سیاسی در مصر است که در آن همه طوایف و گروه‌ها و جریان‌های سیاسی در تعیین سرنوشت خویش مشارکت داشته باشند و خود توان انتخاب نمایندگان مورد نظر خود را در نظام سیاسی مصر داشته باشند.

الشاطر درباره استراتژی کنونی جماعت اخوان المسلمون می‌گوید که ماموریت جماعت ساخت و بنای نهضت مصر است، اگرچه این اقدام به تنهایی توسط اخوان المسلمون ممکن نیست.


ن : غــــور
ت : سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391

 

یاد داشت تفاهم میان جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده امریکا در مورد افغانی ساختن عملیات خاص در خاک افغانستان.

حکومت جمهوری اسلامی افغانستان (که منبعد "افغانستان" گفته میشود) و حکومت ایالات متحده امریکا که منبعد (" ایالات متحده" گفته میشود) پس از این هر دو بنام طرف ها یاد شده و از جانب وزیر دفاع جمهوری اسلامی افغانستان و قوماندان عمومی نیروهای امریکایی در افغانستان نمایندگی می شوند؛

با رعايت اصول و احکام قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان؛
با توجه به دست آورد های مشترک در همکاری شان در راستای مبارزه با تروریزم بین المللی، افراطیت و تأمین ثبات در افغانستان؛
با اتکأ به پیشرفت های حاصله در روند جاری انتقال مسئولیت های رهبری در سکتور امنیتی به نیرو های امنیتی افغان در مطابقت با اصول اعلامیه لیزبن؛
با تأکید بر احترام کامل از جانب ایالات متحده به حاکمیت ملی افغانستان؛
با یاد آوری از مشورت های لویه جرگه عنعنوی ماه عقرب 1390، بخصوص در مورد اینکه "عملیات شب هنگام که از جانب نیروهای امریکایی صورت میگیرد به اسرع وقت افغانی شود"؛
با یاد آوری از پیشرفت هایی که قبلاً در قسمت افغانی ساختن عملیات خاص صورت گرفته است؛

به تفاهمات زیر دست یافته اند:
بخش اول
تعریفات
1-
در چارچوب این یاد داشت تفاهم، عملیات خاص عبارت از عملیاتی اند که توسط گروپ هماهنگی عملیاتی افغان یا (OCG) تصویب شده و توسط نیروهای افغان با حمایت نیروهای عملیات خاص ایالات متحده در مطابقت با قوانین افغانستان اجرأ ميشوند.

2-
قطعه خاص عملیاتی افغان متشکل از پرسونل اردوی ملی افغانستان، پولیس ملی افغانستان و ریاست عمومی امنیت ملی میباشد. این قطعه عملیات خاص را با حمایت نیروهای ایالات متحده جهت آوردن ثبات و امنیت در افغانستان رهبری مینماید.

3-
گروپ هماهنگی عملیاتی افغان یک نهاد افغانی است که شامل پرسونل نهاد های مختلف امنیتی و نهادهای حراست از قانون میباشد. برخی از مسئولیت های آن عبارت از ارزیابی و تصویب ماموریت عملیات خاص، اشتراک در تشریک و توحید استخباراتی، نظارت از اجرای عملیات، آگاهی دهی به والیان ولایات و تهیه گزارشات به مقامات ارشد افغان میباشد. گروپ های هماهنگی عملیاتی ساحوی یا (ROCGs) در حال تأسیس بوده و توقع میرود تا مسئولیت های مشابه قوماندانی گروپ هماهنگی عملیاتی مرکز را بر عهده داشته باشند.

4-
در چارچوب عملیات خاص، بازداشت مؤقتی به معنی توقیف یک شخص از سوی مقامات افغان برای مدت زمان معین در مطابقت با قوانین افغانستان و بشمول پروتوکول الحاقی شماره دوم سال 1977 کنوانسیون 1949 ژنیو است، قسمی که مشخص شود که شخص مورد نظر واجد شرایط پیگرد قانونی و یا بازداشت در مطابقت با قوانین بشردوستانه بین المللی می باشد .

بخش دوم
شرایط افغانی ساختن عملیات خاص
5-
طرفین بر این نیت شان تأکید می کنند که عملیات خاص در چارچوب قانون اساسی افغانستان، بخصوص مواد چهارم، پنجم ، هفتم، سی و هشتم و پنجا و هفتم آن اجرأ میگردند. برای تحقق این هدف، طرف ها بر موارد زیر تأکید می کنند:

الف) عملیات خاصی که انتظار میرود منجر به توقیف (افراد)، تفتيش یک خانه مسکونی یا حریم شخصی گردد، باید در مطابقت با قوانین افغانستان اجرأ گردند؛

ب) خانه های مسکونی باید تنها در صورت ضرورت تفتيش گردند، و در چارچوب عملیات خاص، فقط قوای افغان خانه های مسکونی و محوطه های شخصی را تفتيش کرده میتوانند؛

ج) قطعه خاص عملیاتی افغان ميتواند مطابق قانون به منظور تفتيش در حريم خصوصی اشخاص داخل گردد و در صورت ضرورت از نیروهای امریکایی مطالبه حمايت نمايد؛

د) قوای افغان مسئولیت محافظت از تمام اطفال، زنان و مکان های حساس فرهنگی را دارند؛

6-
افغانستان تأکید می کند تا اقدامات و ظرفیت های لازمی را زیر دست گیرد تا عملیات خاص در چارچوب قانون اساسی افغانستان اجرأ گردیده و زمینه برای تطبیق اهداف مندرج ماده 5 اين یاد داشت تفاهم از جانب طرفین مهیا شود. علاوه بر سایر موارد، نکات زیر درج می گردند:

الف) ایجاد میکانیزم های عدلی، پیگرد قانونی و تحقیقاتی که صدور به وقت و مصئون مجوز های عدلی را جهت اجرای عملیات خاص علیه اشخاصی که مشکوک به واجد شرایط بودن با معیار های توقیف، بازداشت و یا تعقیب عدلی مطابق قوانین افغانستان هستند، ممکن سازد؛

ب) تعیین اشخاص مطمئن و با صلاحیت در گروپ هماهنگی عملیاتی، جهت تسهیل تطبیق و صدور مجوز های یاد شده.

7-
در حمايت از افغانی ساختن کامل عمليات خاص و به هدف تشکیل قوای خاص پايدار و مجهز برای افغانستان، ايالات متحده تعهد می کند تا به کمک های خويش در موارد زیر ادامه دهد:

الف) افزایش تعداد دلگی های قطعه خاص عملیاتی افغان و ارتقای ظرفیت های دلگی ها جهت به عهده گرفتن رهبری در عملیات خاص؛

ب) تقویت نیروهای ضربتی قطعه خاص عملیاتی افغان با ظرفیت بلوک ها و عناصر حمایوی کلیدی افغان، تا بدین صورت تعداد نیروهای ضربتی امریکایی کاهش یابند؛ و

ج) فراهم ساختن حمایت تخنیکی در جریان بازداشت موقت طبق درخواست مقامات افغانی؛

د) رشد طیف کامل توانایی های نیروهای افغان که جهت اجرای چنین عملیات لازمی میباشد.

8-
از قوای ایالات متحده توقع میرود تا کلیه حمایت های لازم را برای پیروزی این عملیات ها و نهاد های مربوطه افغان ادامه داده، علاوه بر ساير موارد اين حمايت ها شامل ارائه اطلاعات و تحليل های استخباراتی به قطعه خاص عملياتی افغان جهت کسب قابليت کامل عملیاتی و همچنان حمايت هيلیکوپتر، طياره های بالدار، حمايت توپچی، انتقال مجروحين و تأمین امنيـت، می گردد.

بخش سوم
احکام نهایی
9-
هرگاه یکی از اتباع افغانستان توسط نیروهای امریکایی در حالت غیر از عملیات خاص بازداشت شود، باید رها گردیده یا به اسرع وقت جهت محاکمه و یا نگهداری در مطابقت با قوانین افغانستان به شمول پروتوکول الحاقی شماره دوم ژنیو، به مقامات افغان انتقال یابد.

10-
طرفین با امضای این یاد داشت تفاهم، یک کمیته مشترک دوجانبه عملیات خاص را ایجاد مینمایند. این کمیته از جانب وزیر دفاع ملی افغانستان و قوماندان عمومی قوای ایالات متحده در افغانستان و یا نمایندگان شان، ریاست می شود. این کمیته برعلاوه سایر موضوعات، مسئولیت اجرای وظایف زیر را به عهده خواهد داشت:

الف) نظارت از افغانی ساختن کامل عملیات خاص؛

ب) حل و فصل مناقشات ناشی از هماهنگی و اجرای عملیات خاص طوریکه در این یاداشت تفاهم درج گردیده است؛ و

ج. هماهنگ نمودن همکاری میان طرف ها در راستای انکشاف ظرفیت های افغانستان طوریکه در این یادداشت تفاهم درج گردیده است.

11-
تفاهمات طرفینمندرج این یاداشت تفاهم بالای ترتیبات و تفاهمات موجوده در مورد مسایلی که خارج از حیطۀ این یاد داشت تفاهم است، تاثیر نمی گذارد.

12-
تمام همکاری های تحت این یاد داشت تفاهم میان طرف ها در مطابقت با حقوق، مکلفيت ها و تعهدات شان مبتنی بر قوانین بین المللی بوده و همچنان مشروط به قوانین و مقررات نافذه داخلی طرف ها میباشد.

13-
این یاد داشت تفاهم سر از تاریخ امضای آن مرعی الاجراء میباشد.

14-
اختلافات حاصله در چارچوب همکاری های شامل این یاد داشت تفاهم در قدم اول از طریق کمیته دو جانبه عملیات خاص که در بالا به آن اشاره شد، حل و فصل میگردند، و در صورتی که از این طریق تفاهمی حاصل نشود، از مجاری دیپلوماتیک حل و فصل میشوند.

15-
این یاد داشت تفاهم به تاریخ 20 حمل 1391 (مطابق با 8 اپریل2012 میلادی) در شهر کابل به امضأ رسید. نسخه های انگلیسی، پشتو و دری هرسه دارای اعتبار یکسان میباشند.

به نمایندگی از جمهوری اسلامی افغانستان ، وزیر دفاع ملی ، سترجنرال عبدالرحیم وردک
به نمایندگی از ایالات متحده امریکا ، ستر جنرال جان الن،
قوماندان عمومی نیروهای نظامی ایالات متحده در افغانستان


ن : غــــور
ت : دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391