X
تبلیغات
ولایت غــــــور - بعضی مسائل فقهی درمورد روزه رمضان بشکل سئوال وجواب

ولایت غور

بنام خداوند گردان سپهر = فروزندهء مشعل ما ومهر = به ارض مقدس به بیت الحرام = به مهد محمد علیه السلام = به غور بلند و حصار بلند = که از چرخ گردان نبیند گزند

آيا روزه دار مي تواند براي تسکين درد دندانش بر روي آن تابلیت مسکن بگذارد؟

به علت درد دندان دچار سردرد شديدي شده ام، آيا مي توان تابلیتی  را بر روي دندان بگذارم درحاليکه روزه هستم؟

سردرد شديد از جمله امراضي است که خوردن رمضان را مباح و جايز مي کند، بخصوص که روزه گرفتن موجب تشديد سردرد شود، پس براي کسي که سردرد شديد دارد ايرادي ندارد روزه اش را بخورد تا از دواء و درمان استفاده کند، و يا غذايي بخورد تا از اين سردرد رهايي يابد، و البته بر او لازم است تا روزه اش را در وقت مناسبي قضاء کند، چون خداوند متعال فرمودند:

« فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» البقرة/ 184.

يعني: پس هرکسي از شما بيمار يا در سفر باشد، تعدادي از روزهاي ديگر را روزه بگيرد.

مؤلف کتاب "الجوهرة النبيرة" از علماي حنفي مي گويد: «بيماري که افطار کردن براي او جايز است، کسيست که روزه گرفتن موجب افزايش تب شديد او، يا چشم درد و يا سردرد مي گيرد».

براي چه نوع بيماري و مرضي مي توان از رخصت شرعي استفاده کرد و روزه نبود؟ ‏
 

براي چه نوع بيماري و مرضي مي توان از رخصت شرعي استفاده کرد و روزه نبود؟ آيا با هر مرضي مي توان روزه نگرفت حتي اگر خفيف باشد؟

 

خداوند متعال به مريض و بيمار رخصت داده تا در هنگام مرضش روزه رمضان را نگيرد، چنانکه فرمودند: «وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» البقرة/185. يعني: و آن کس که بيمار يا در سفر است، روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد، خداوند، آساني بر شما را مى‏خواهد، نه سختي بر شما را..

جمهور علماي مذاهب از جمله ائمه اربعه گفته اند که مريض حق ندارد روزه اش را بخورد مگر آنکه بيماريش شديد باشد، و منظور از بيماري شديد يعني:

1- بيماري به سبب روزه گرفتن افزايش يابد.

2- شفاي بيمار به سبب روزه گرفتن به تاخير افتد.

3- روزه گرفتن موجب مشقت و سختي زيادي بر وي شود، هرچند که بيماريش را افزايش ندهد يا شفايش را به تاخير نياندازد.

4- همچنين علما کسي را که به سبب روزه گرفتن دچار مرض و بيماري مي شود را نيز مشمول اين حکم و رخصت دانسته اند.

ابن قدامه رحمه الله گفته: «بيماري که خوردن روزه برايش جايز است؛ بيماري است که مرض شديدي دارد که با روزه گرفتن شدت مي يابد و يا مي ترسد که بهبودي او دير شود.. و (همچنين بر طبق راي) صحيح؛ کسي که مي ترسد به سبب روزه گرفتن بيمار شود..».

و زيلعي گفته: «صحيح آنست؛ کسي که بترسد بخاطر روزه گرفتن مريض شود، او همانند مريض است (يعني در حکم مريض است)».

امام نووي رحمه الله گفته: «مريضي که توانايي روزه گرفتن ندارد و اميد بهبودي در وي مي رود لازم نيست روزه بگيرد... و اين زماني است که مشقت و سختي ظاهري بخاطر روزه گرفتن بر وي وارد شود، و مشروط نشده که (اين سختي) به جايي برسد که روزه گرفتن ممکن نباشد، بلکه اصحاب ما (شافعيه) گفته اند: شرط جواز روزه نگرفتن اينست که به سبب روزه به او مشقتي وارد گردد که احتمال آن (مشقت) در وي رود».‏

و بعضي از علما گفته اند که براي هر مريضي جايز است که روزه نگيرد، هرچند که به سبب روزه گرفتن به وي مشقتي وارد نيايد، ولي اين قول شاذ است و جمهور علما آنرا مرود دانسته اند. چنانکه امام نووي رحمه الله گفته: « بدون اختلاف نزد ما (شافعيه) مرض ساده اي که بخاطر روزه گرفتن مشقتي بر او وارد نمي شود برايش جايز نيست که روزه اش را بخورد».

شيخ ابن عثيمين رحمه الله مي گويد: «مريضي که با روزه گرفتن متاثر نمي شود، مانند سرماخوردگي خفيف، يا سردرد خفيف، و درد دندان، و همانند آنها؛ براي وي جايز نيست که روزه نگيرد، هرچند که بعضي از علما مي گويند: بدليل آيه ي «وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا » البقرة/185. براي او جايز است که روزه نگيرد، اما ما مي گوييم: حکم (اين آيه) معلول به علتي است و آن اين است که روزه نگرفتن به او سودي برساند (و از سختي وي کاسته شود)، اما اگر (بخاطر بيماري) متاثر نمي شود براي وي جايز نيست روزه اش را بخورد و روزه بر او واجب است».

حکم روزه گرفتن براي کساني که کارهاي سخت بدني انجام مي دهند مانند کارگران و شاطر ‏نانوا

آيا کساني که کارگر يا نانوا هستند و يا در طول روز کارهاي سخت بدني انجام مي دهند و آنها را به شدت تشنه و خسته مي کند، خصوصا در فصل تابستان، مي توانند روزه نگيرند و بعداً آنرا قضاء کنند؟

روزه رمضان يکي از ارکان اسلام است که توسط کتاب و سنت و اجماع امت اسلام ثابت شده است، و بر هر مسلمان بالغ و عاقلي واجب و فرض است تا رمضان را روزه بگيرد، و براي او جايز نيست که بدون عذر شرعي مانند بيماري يا مسافرت و يا حاملگي و شيردادن به نوزاد روزه اش را بخورد.

و اگر مسلمان روزه اش را گرفت و احيانا در اثناي روز مشقت و سختي بر او وارد گشت، بر وي لازمست تا صبر کند و از خداوند عزوجل استعانت نمايد و روزه اش را به پايان ببرد، و البته اگر عطش تشنگي بر او غالب گشت ايرادي ندارد که آب بر روي سر و بدنش بريزد و يا مضمضه (آب در دهان انداختن) کند، و اگر احيانا در طول روز احساس نمود که ممکن است دچار ضرر مهلکي شود و از هلاکت خويشتن ترسيد در اينصورت براي وي جايز است که روزه اش را بخورد تا نجات يابد ولي ادامه روز را امساک کند و همچنين آن روزش را بعدا قضاء نمايد.

اما بايد به اين نکته توجه کند که او نمي تواند در همان ابتداي روز روزه نگيرد به اين بهانه که ممکن است در طول روز دچار هلاکت شود! بلکه اين رخصت زماني است که شخص مثل روزهاي عادي نيت روزه آورده و سحري کرده، ولي در اثناي روز بر اثر مشقت و تشنگي در آستانه هلاکت و ضرر جسمي قرار مي گيرد، آنوقت است که او مي تواند از رخصت استفاده کند و روزه اش را بخورد تا از آن وضعيت مهلک خلاص شود و بقيه روز امساک کند يعني چيزي نخورد و نياشامد و بعداً آنروز را قضاء نمايد، بنابراين از ابتداي روز نمي تواند روزه اش را بخورد.

و در مورد کارگراني که کارهاي سخت بدني انجام مي دهند بايد گفت که: اگر اجازه گرفتن از کار (يعني مرخصي گرفتن) در ماه رمضان ممکن باشد، و يا امکان گرفتن تخفيف و سبک نمودن وظايف کاري از کارفرما و يا تغيير ساعات آن به شبها وجود داشته باشد، و يا تغيير نوع کار و شغل به کاري آسانتر وجود داشته باشد، در اينصورت کار کردن نمي تواند سببي در مشقت براي او باشد، و لذا بايد روزه اش را بگيرد و نمي تواند آنرا بخورد که اگر چنين کند او گناهکار است. مثلا اگر کساني در مکاني مشغول به کار هستند و صاحب کار به کارگران در ماه رمضان مرخصي مي دهد، و يا کار آنها را سبکتر مي کند، اما کارگر از اين امتياز استفاده نکند، او عذري ندارد. و يا آنکه شغل آسانتري مهياست ولي او حاضر نيست آن شغل را انجام دهد..

اما اگر کارگري هيچيک از اين امتيازات را بدست نياورد، بايد مانند هر مسلمان ديگري از ابتداي روز روزه بگيرد و صبر و تحمل نمايد و اگر احيانا فشار بر او آنقدر زياد گشت که او را در آستانه هلاکت و مريضي قرار داد، مي تواند روزه اش را (مخفيانه) بشکند تا رهايي مي يابد، و تا پايان روز امساک (از خوردن و نوشيدن پرهيز) کند و آنروزش را در روزهاي بعد قضا نمايد.

 

از علماي هيئت دائمي افتاء سوال شد:

حکم شريعت درباره ي حال کارگراني که کارهاي سخت و دشوار بدني انجام مي دهند خصوصا در ماههاي گرم تابستان چيست؟ مثلا براي کساني که در جلوي کوره و تنور ذوب معادن کار مي کنند، آيا براي آنها جايز است که ماه رمضان را روزه نگيرند؟

جواب دادند:

« از جمله مواردي که در دين اسلام بالضروره (براي همگان) مشخص است اينست که روزه ماه رمضان بر هر مکلفي فرض است و رکني از ارکان اسلام مي باشد، پس بر هر مکلفي واجب است که بر روزه اش حريص باشد تا آنچه را که خداوند بر او فرض کرده محقق بخشد، به اميد ثواب خداوند و ترس از عقاب او بدون آنکه نصيبش را در دنيا فراموش کند و يا آنکه دنيايش را بر آخرتش ترجيح دهد، و هرگاه اداي واجبات خداوند مانند عبادات با کار و شغل دنيايش تداخل و تعارض يافتند، بر او واجب است که بين آنها (عبادات و کار) نظم و ترتيب قرار دهد تا بتواند هر دو را انجام دهد، مثلا در مثال مذکور در سوال؛ شب را وقت انجام کار دنيايش قرار دهد، و اگر اين امر برايش ميسر نبود از کارفرمايش براي ماه رمضان مرخصي بگيرد هرچند که مرتب نباشد، و اگر اينهم ميسر نبود دنبال شغل ديگري بگردد بگونه ايکه بتواند بين اداي واجبات ديني و کارش جمع کند (و هر دو را انجام دهد) و جانب دنيايش را بر جانب آخرتش ترجيح ندهد، چرا که انواع کار موجود است، و طريق کسب مال محدود به شغل خاصي مانند آن کار (مذکور در سوال) نيست، و مسلمان نبايد وجهي از وجوه کسب مال حلال را که در آن مي تواند علاوه بر کارش، فرائضي را که خدا بر او واجب کرده به اذن الله تعالي انجام دهد، از خود دريغ بدارد، و خداوند متعال مي فرمايد: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» (طلاق 2-3).

يعني: و هر کس تقواى الهى پيشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏کند، و او را از جايى که گمان ندارد روزى مى‏دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، کفايت امرش را مى‏کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند؛ و خدا براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده است.

و اگر بالفرض او شغل ديگري را که در آن، مشقت نباشد، نيافت، و ترسيد از اينکه قوانين ظالمانه وي را بگيرد و بر او تحميل شود بگونه ايکه نتواند شعائر دينيش يا بعضي از فرائض را اقامه کند، پس دينش را از آن سرزمين بردارد (نجات دهد) و به جايي برود که انجام واجبات دينش آسانتر باشد و با مسلمانان در نيکي و تقوي همکاري کند، چرا که زمين خدا واسع است، چنانکه خداوند متعال مي فرمايد: «وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً» (نساء 100). يعني: کسى که در راه خدا هجرت کند، جاهاى امنِ فراوان و گسترده‏اى در زمين مى‏يابد. و فرمود: «قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ» (الزمر 10). يعني: بگو: «اى بندگان من که ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! براى کسانى که در اين دنيا نيکى کرده‏اند پاداش نيکى است! و زمين خدا وسيع است، (اگر تحت فشار بوديد مهاجرت کنيد) که صابران اجر و پاداش خود را بى‏حساب دريافت مى‏دارند».

اگر هيچکدام از اين امورات برايش فراهم نشد و در شرايط اضطراري ذکر شده در سوال (کار سخت) قرار گرفت، او بايد (در ابتداي روز) روزه بگيرد و اگر (در اثناي روز) احساس ناتواني (در ادامه روزه اش) کرد (و ممکن بود دچار هلاکت شود) مي تواند غذا يا آب بخورد تا از آنحالت بيرون آيد، ولي در ادامه روز بايد امساک کند و بعدا آنروز را در روزهايي که روزه گرفتن در آن آسانتر است قضا نمايد».

و همچنين عبد الله بن محمد بن حميد وعبد العزيز بن باز رحمهما الله در فتوايي مشترک چنين حکم کردند: «اصل بر وجوب روزه رمضان است، و همه مکلفين مسلمان بايد براي آن نيت داشته باشند، و درحالي صبح کنند که روزه هستند مگر کساني را که شارع براي آنها رخصت قرار داده که صبح را روزه نباشند (يعني از همان ابتدا روزه نباشند) و آنها عبارتند از : بيماران و مسافرين و کساني که در معناي آنها قرار مي گيرند، اما کساني که کارهاي سخت انجام مي دهند داخل در عموم مکلفين هستند و آنها در معناي بيماران و مسافرين نيستند (و مانند آنها رخصت ندارند)، پس بر آنها واجب است هر روز نيت روزه رمضان داشته باشند و درحالت روزه صبح کنند، و اگر کارگري در اثناي روز دچار حالت اضطراري گشت مي تواند براي دفع آن ضرورت افطار کند و سپس بقيه روز را امساک کند و آن روز را در وقت مناسبي قضا کند، اما کسي که دچار اضطرار نشود بايد روزه اش را ادامه دهد، و اين حکم همان چيزي است که دلايل شرعي از کتاب و سنت بر آن دلالت دارند..».

و باز از اين هيئت سوال کردند درباره مردي که در نانوايي کار مي کند و با عطش و تشنگي شديد و سختي در کارش مواجه است، آيا او مي تواند روزه نگيرد؟

جواب دادند: «براي اين مرد جايز نيست که روزه اش را بخورد، بلکه بر او واجب است روزه بگيرد، و نانوايي در روز رمضان عذر شرعي براي نگرفتن روزه نيست، و او بايد بر حسب تواناييش کار کند (تا بر او فشار نيايد)».


ن : غــــور
ت : سه شنبه یازدهم مرداد 1390
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.