ریاست امور زنان یا ریاست فاجعه ساز زنان ؟
قرار
آمار احصاييه ها نصف نفوس جهان را زنان تشکيل ميدهند زن يک مادر است چنان مخلوق
است که با يک دست گهواره و بادست ديگر جهان را شورميدهد پس به اين مادر مهربان
بايد ارج و احترام گذاشت و سپاس اش نمود .
در افغانستان اداره بنام خشونت عليه زنان بوجود آمده است اگر دقيقاً اين
اداره بررسى گردد مثال زهر هلهل است که در بين فاميل ها انداخته شده باعث هزاران
فاجعه چون بى اتفاقى ها قتل ها و خشونت ها عليه فاميل هاصورت ميگيرد و جامعه را
بطرف بر بادى و گمراهى مى کشاند، وعلت آن همانا عدم سواد در بين زنان ميباشد طبقه
زن در افغانستان بصورت عموم بيسواد اندو ما تابع کلتور و عنعنات خود ميباشيم از
جانب ديگر افغانستان کشور اسلامى بوده تابع دين مقدس اسلام اند سرميدهند ولى اسلام
را نمى فروشند و نمى دهند، پس در يک جامعه بينواء اگر سرى به قراء وقصبات برنم
آنجا طبقه بيسواد زن کاملاً هويدا ميگردد درين ادارات مخصوصاً در ولايات دست
اندر اين گونه دفاتر زنان و دختران را تشکيل ميدهد که خود آنها بالاتر از صنف ١٢
تعليم ندارند شايد هم عده ازين کارمندان خود در معضله خشونت ها گرفتار باشند کسيکه
مشکل خود را حل نتواند به ديگران چه خواهند نمود ويا چگونه مبليغ خوب شد اين گونه
کارمندان نه از حقوق خبر دارند نه از قانون و نه هم از قران عظيم الشان و احادیث
پيغمبر محبوب ما حضرت بهترين عالم محمد مصطفى (ص) شايد اين ها با سمينار ها کم
مدت از جانب خارجى ها و مطابق فرهنگ گنديده آنها چيزى آموخته باشند ورهنماى
آنها نيز همان کفار باشند .
خوانننده عزيز ! تو خود قضاوت کن در مورد آن زنان ودخترانيکه کلاً بيسواد اند از
قوانين و حقوق اسلامى هم آگاهى ندارند جاى اينکه آنها به قوانين اسلام عرف و عادات
کشورى و عنعنات افغانى آشنائى حاصل کنند يکباره به جانب فرهنگ مبتذل غرب اشنا
ساختند چه مصيبت بزرگى را در جامعه به بار خواهد آورد .
در جامعه افغانستان که فقر و بيسوادى حاکم است خواهى نخواهى مناقشات و بر خوردهاى
در ميان فاميل ها رخ ميدهد وحتى به وخامت ميگرايد ولى عنعنه ما چنين است که اين
رخداد ها را اولاً توسط بزرگان فاميل يعنى پدران ، برادران ، کاکاها، ماماهاى
وغيره اقارب وخويشاوندان حل نموده نمى گذارند که راز فاميل ها از خانه و خانواده
بيرون شود زيرا آنرا ننگ مى شمارند و اگر موضوع بسيار متشنج ميگردد و مطابق قوانين
محترم اسلامى عمل نموده به قضا و محاکم مراجعه مى کنند تا قاضى که در حقيقت به
مسند عدالت پيغمبر اسلام قرار دارد و بر طبق شريعت يکطرفه ميسازد ، اين چنين فيصله
ها تعلق به محکمه و صلاحيت قاضى است .
قاضى موضوع را همه جانپه تحقق وارزيابى نموده ابتداء از نصايح اسلامى و قرانى و
فرموده هاى حضرت بهترين عالم کار ميگردد در صورتيکه مورد قبول واقع نشود مطابق
قوانين شرعى حکم جدائى را صادر مى نمايد، ايا در چنين دفاتريکه تحت رهبرى خارجى ها
وقوانين اروپائى بوجود آمده و نام منحوس آنرا خشونت عليه زنان گذاشته اند اين چنين
اجرات صورت ميگيرد؟..
پس ايجاد اين چنين ادارات از لحاظ اسلامى هيچکدام مجوزه شرعى ندارد .
من حرانيم ! که اخر اين کرسى نشينان کابل جهاد نموده اند و تا هنوز هم خود
را مجاهد ميگويند ولى اين قدر غلامى و نوکرى که حالا همه هستى معنوى مردم را
اروپائى ساختند چه وقت اين مدهوشان دالر و مقام به هوش مى آيند چرا اين قدر بى
تفاوت هستند؟... اگر سرى به محاکم زده شود انسان به قضاياى بر مى خورد که به
اصطلاح هک و پک مى ماند زيرا اداره هاى خشونت عليه زنان نه از علم دين خبر دارند و
نه منطق قوى که بتواند دو طرف را قناعت بدهند صرف از موضع زن سخن مى گويد و مرد در
حاليکه بيگناه هم باشد به محاکم کهنه کار معرفى ميکنند سخنان بى معنى وغير اسلامى
اين اداره در ذهن زن جاه گرفته و هر لحظ طنين انداز است و بالايش پاه فشارى نموده
سر انجام محکمه حکم جدائى آنها را صادر مى کند، جان مطلب درين است که ، وقتى او
جدا ميگردد زن بيسواد است هيچ کدام مرجعه هم برايش کار نمى دهد از شوهرش جدا شده
است حال به بخاطر امرار حيات چکند؟ همان است که به بيراهه مى رود اينست دست آورد
اداره خشونت عليه زنان افغانستان .
مردم افغانستان الحمدلله مسملانان اند پيرو قران مبارک و احاديث پيغمبر خود هستند
قرآن کريم بهترين رهنماو رهبر ما است درين کتاب مقدس از حقوق زنان بالاى مردان
صحبت شده است چرا از آن استفاده نکنيم که بجانب فرهنگ وقانون مبتذل غرب برويم ،
ايا جاى خجالت نيست ، در حاليکه هر چيز از خود داريم غلامى و چا کرى هم حد دارد
همين که ميگويند هرچه از حد بگذرد رسوا شود، و اکنون همين طور شده است همه
افتخارات وطن را فداى اغراض شخصى نمودند و په خاطر رضاى اشغالگران همه چيز قربانى
شده و ميشود، اگر سوال گردد که ايا همه مشکلات وقضاياى عمده وحياتى در افغانستان
حل گرديده و کوچکترين پرابلمى وجود ندارد که موضوع زنان و حقوق زن آنهم به سيستم
غربى رويکار آيد شما مشکلات اصلى و عمده را حل نمايد و وقت گرانبها را صرف اهداف
شوم و بى معنى نکنيد بهتر خواهد بود .
خانمى از يک ولايت افغانستان روى مشاله پيش پاه افتاده وخيلى کوچک با شوهر
اش در جدال ميشود صبح آن شب يکى از خواهر خواننده هاى اين خانم تازه عروسى شده به
ديدن او مى آيد وقتى کمى خراشيدگى در روى خانم مى بيند موضوع را ميپرسد و
اين خانم جريان را يکايک قيصه مى کند خانم دومى او را از مزايان اين اداره خبيث
خبر ميسازد و اورا رهنمائى مى کند اين زن ناعاقبت انديش و بييسواد دزدانه از خانه
بر آمده به مسؤلين اين دفتر بدنام خودش را تسليم مى کند بعد از يک روز گم بودن او
سرانجام از دفتر براى فاميل شوهرش خبر داده ميشود که يکبار به آنجا بيايند اکنون
تازه عروس راه بازگشت دومى را در منزل هم ازدست داده است آنچه اين دفتر غربى
نما او فهمانده است همين که فاميل پسر ودختر به دفتر مراجعه مى نمايند مسؤلين
بيسواد دفتر کلاً از خانم پيشتيابى ميکنند و يکسره شوهر و فاميل شوهراش را ملامت
مى نمايد عارضه هم چون حرف هاى مغرضانه دفتر خشونت در گوش هايش طنين انداز است داد
و بيدار سر داده خواستار طلاق مى شود وميگويد اگر طلاقم ندهند خود را مى سوزانم
شوهر و فاميل اش مردمان با عزت ميباشند بناءً به عروس شان طلاق ميدهند .
اکنون اين خانم بيسواد بيکار است فاميل اش هم آنقدر قدرت مالى ندارند که اورا
نگاهدارى نمايند پس شما قضاوت نمايد که اين خانم به کجا خواهد رفت حتماً به بيراهه
و اين است از جمله دست آوردهاى دفاتر خشونت عليه زنان .
اى زمامداران کرسى نشين ميراثى ! اگر خود را مسلمان و پيروى اين مبين اسلام
ميدانند هر چه زدتر اين دستگاه فاسد را لغو و اين تخم بى اتفاقى را از بين فاميل
ها ومردم جمع داريد ، از خدا بترسيد وزياده از اين باعث آزار و اذيت مسلمانان
افغان نشويد همين قدر به شما بس است که بدانند در بين زنان بيسواد و بى علم افغان
چنين دفاتر را گشودن گناه بزرگ است ما بهترين دين ، بهترين کتاب و بهترين پيغمبر
داريم ما به زنان حق ميدهم همان حتمى که در قران اعظيم ايشان ذکر گرديده است نه حق
غربى و اروپائى .