20 حقیقت هولناک درباره سیا!

اندیشکده بنیاد اُپن سوسایتی، ۲۰ مورد از اقدامات غیر قانونی سازمان سیا را اعلام کرده است.

پس از حملات 11 سپتامبر علیه آمریکا، آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا به همراه تعداد زیادی از دولت‌ها تصمیم گرفتند تا برنامه مخفیانه دستگیری و بازداشت را در کل دنیا اجرا کنند. دستگیری غیر عادی همان فرایند انتقال متهمان به سایر کشورها بدون طی مراحل قانونی است.

این برنامه ظاهرا برای صیانت از آمریکا بود اما بر اساس گزارش جدید برنامه صیانت از اجرای قانون اندیشکده اپن سوسایتی، این برنامه مردم را از حقوق اولیه‌شان محروم کرده و شرایطی را به وجود می‌آورد که شکنجه‌های مخوف به سهولت انجام شود.

طبق این طرح، مردم گاهی به اشتباه دستگیر می‌شوند. این موضوع جایگاه حقوق بشر آمریکا را که شهرت جهانی دارد، در سرتاسر جهان زیر سوال می‌برد.

تاکنون ایالات متحده آمریکا و بیشتر کشورهایی که همراه با آمریکا در این طرح شریک هستند که بالغ بر 50 کشورند مشارکتشان را انکار کرده، خسارت حقوق قربانیان را جبران نمی‌کنند و هیچ واکنشی در جهت پاسخگویی به سوء استفاده‌هایی که از این طرح می‌شود از خودشان نشان نمی‌دهند.

20 مورد زیر نشان خواهد داد که تا چه اندازه برنامه‌های CIA بی‌رحمانه و اشتباه بوده است.

1. بر اساس برخی گزارش‌ها، حداقل 136 نفر به صورت غیر عادی و مخفیانه توسط سیا بازداشت و دستگیر شده‌اند و حداقل 54 کشور بر اساس این گزارش‌ها در این برنامه مشارکت داشته‌اند. اسناد طبقه‌بندی شده حکومتی موضوع را بیشتر روشن می‌کند.

2. بر اساس برخی از مصوبات دادگستری، استفاده از روش‌های شکنجه توسط سازمان سیا مجاز شمرده می‌شود. دولت بوش از این روش‌های شکنجه به عنوان تکنیک‌های جدید بازجویی یاد می‌کرد. این تکنیک‌های جدید بازجویی شامل مواردی نظیر این موارد است:

روش دیوار (در این شیوه مظنون در کنار یک دیوار سست قرار می‌گیرد، بازجو کننده فرد مظنون را به سمت خود می‌کشد و سپس به شدت وی را به روی دیواری که سست است هل می‌دهد).

فرو بردن مظنون در زیر آب (روشی که در آن چشم‌های فرد را می‌بندند و به تدریج روی او آب می‌ریزند و فرد گمان می‌کند که در حال غرق شدن است).

قرار گرفتن فرد در حالات فیزیکی ناراحت‌کننده (طوری که شخص نتواند حالتش را تغییر دهد و در این حالت ناراحت‌کننده باقی بماند).

ایستادن اجباری در کنار دیوار (مظنون دستش را در مقابل بدنش قرار دهد و انگشت‌های او دیواری را لمس می‌کند که 4-5 فوت از او فاصله دارند و در این حالت تمام وزن بدن فرد بر انگشتان او متمرکز می‌شود و بایستی این وزن را تحمل کند).

محبوس شدن فرد در جعبه

سیلی زدن

ثابت نگهداشتن صورت مظنون (در این روش صورت مظنون در طی بازجویی با ضربات سیلی به صورت مستقیم نگاه داشته می‌شود).

چنگ زدن به یقه مظنون (چنگ زدن با دو دست و با یک دست گرفتن یقه مظنون و کشیدن سریع مظنون به سمت بازجو).

برهنه کردن اجباری فرد

محروم کردن از خواب

بستن فرد به صورت عمودی

دستکاری در رژیم غذایی

3. طبق اظهارات بوش، حدود 100 نفر توسط سازمان سیا ذیل این برنامه سری سازمان سیا دستگیر شدند و حدود یک‌سوم آنها با این روش موسوم به روش‌های جدید بازجویی، مورد بازجویی قرار گرفتند.

4. دفتر کل بازرسی سازمان سیا طی گزارشی، متن گفت‌وگو با شماری از کسانی را که به اشتباه توسط سازمان سیا دستگیر شده بودند، منتشر کرد. یک افسر سازمان سیا به واشنگتن‌پست گفت: آنها افرادی را انتخاب کرده‌اند که هیچ اطلاعاتی نداشتند و در موارد بسیاری ارتباطی مبهمی با تروریست‌ها به چشم می‌خورد.

5. فردی به نام خالد مصری با ملیت آلمانی که به خاطر تشابه اسمی با یکی از مظنونین القاعده، در مقدونیه دستگیر شد. او در مقدونیه و در زندان‌های انفرادی مخفی سازمان سیا در افغانستان تحت شکنجه قرار گرفت. در 13 دسامبر 2012 دادگاه حقوق بشر اروپا اعلام کرد که مقدونیه مطابق کنوانسیون حقوق بشر، حقوق خالد المصری را نادیده گرفته است و بنابراین بدرفتاری‌ که در فرودگاه اسکوپای با این فرد صورت گرفته، نوعی شکنجه به حساب می‌آید.

6. وسام عبالرحمان احمد الدماوی در ایران بازداشت شد و به مدت 77 روز در زندان تاریک سیا واقع در افغانستان نگاه داشته شد. او 40 روز را در بگرام سپری کرد. در طی این مدت تحت آزارها و شکنجه‌هایی مثل محرومیت از خواب، آویخته شدن از سقف با دست به صورت ضربدری، تهدید شدن به وسیله سگ، تماشای فیلم‌های عذاب‌آور، گوش دادن به صدای اره برقی با ناله‌های دردناک، قرار گرفت.

7. تعدادی از بازجویان سابق و کارشناسان ‌ضد تروریسم اعتراف کرده‌اند که بازجویی اجباری بی تأثیر است. کلنل استیون کلینمن، جک کلونان و متیو الکساندر در نامه‌ای به کنگره گفته‌اند سیاست بازجویی آمریکا هزینه‌های سنگینی دارد و در بسیاری از موارد هم پیمانان آمریکا از شریک کردن آمریکا در اطلاعات حیاتی سر باز می‌زنند. حمله‌های تروریستی در سرتاسر جهان گسترش یافته است و القاعده و گروه‌های مشابه و هم فکر القاعده، نسل‌ جدیدی از تروریست‌ها را تربیت می‌کنند.

8. پس از دستگیری غیر عادی ابن الشیخ الیبی و انتقال او به مصر در سال 2002 به وسیله نیروهای آمریکایی و تهدید به شکنجه از سوی مأموران مصری، اطلاعاتی جعل شده و وی را به برنامه‌های آموزشی و رساندن سلاح‌های شیمیایی و بیو‌تکنولوژیکی عراقی به القاعده متهم کرد. در سال 2003 وزیر وقت امور خارجه آمریکا کالین پاول در سخنرانی خود در سازمان ملل از این اطلاعات جعلی جهت حمله به عراق بهره گرفت.

9. ابو زبیده حداقل 83 بار توسط سازمان سیا با روش غرق شدن مصنوعی مورد شکنجه قرار گرفت. علی سوفان یکی از بازپرسان اف‌بی‌آی در مقابل کنگره اعتراف کرد که وی با استفاده از تکنیک‌های ایجاد رابطه، «اطلاعات بسیار کارآمدی» از ابو زبیده به دست آورده است اما در نهایت وی در اثر خفگی در آب از بین رفته است.

10. طبق مقررات حقوق بین الملل شکنجه تحت هر شرایطی ممنوع است و هر گونه دعوی مرتبط با شکنجه باید مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرد و مرتکبان آن باید مجازات شوند.

11. در 20 نوامبر 2002 گل رحمان از پی دستور یکی از افسران سازمان سیا مبنی بر اینکه او را به زمینی بتونی ببندند، تمام طول شب را بدون هیچ پوششی در یکی از زندان‌های افغانستان که سالت پیت نام داشت سپری کرد و در اثر انجماد، جان خود را از دست داد.

12. فاطیما بوچار توسط مأموران سازمان سیا و افرادی که گفته می‌شد تایلندی هستند در فرودگاه بانکوک چندین روز مورد آزار و اذیت (جنسی) قرار گرفت. بوچار اظهار کرد که او را به دیوار بسته بودند در حالیکه 4 ماه و نیم حامله بوده و 5 روز به او غذا ندادند. سپس او به صورت مخفیانه به لیبی منتقل شد.

13. اردن نیز همانند مصر یکی از مراکز اصلی است که مظنونین به آنجا منتقل می‌شوند. در این زندان‌ها سلول‌های انفرادی درست شده است که به اندازه یک تابوت هستند. بازداشت شده‌گان اظهار داشته‌اند که به صندلی آلمانی متصل شده‌اند؛ صندلی که ستون فقرات فرد را به شدت تحت فشار قرار داده و مورد شکنجه قرار می‌دهد.

14. محمد الزیری و احمد گنیزا در حالیکه در‌صدد کسب مجوز پناهندگی در سوئد بودند، از اردوگاه این کشور به مصر منتقل شدند و از ناحیه اندام تناسلی مورد شکنجه قرار گرفتند. همچنین الزیری را مجبور کرده بودند بر روی تخت الکتریکی بخوابد.

15. ابوعمر شهروند ایتالیایی، در یکی از خیابان‌های میلان ربوده شد و به مصر منتقل شد و به طور سری به مدت 14 ماه توسط مأموران شکنجه سازمان سیا با استفاده از شوک الکتریکی مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت. دادگاه ایتالیایی یک خلبان و 22 مأمور سازمان سیا را به خاطر ایفای نقش در شکنجه و بازداشت غیر قانونی ابوعمر مقصر اعلان کرد.

16. ساختمان‌های سیاه بسیاری شناسایی شده‌اند؛ زندانهای مخفیانه‌ای که توسط سازمان سیا در خاک کشورهایی مثل افغانستان، لیتوانی، مراکش، لهستان، رومانی و تایلند به وجود آمده‌اند.

17. عبد الرحمان النشیری به طور مرموزی در یکی از این زندان‌های مخفی حبس شد. او در لهستان به طور مخفیانه دستگیر شد. بازجو‌یان آمریکایی النشیر را مجبور کردند که برهنه شود و سرش را با کلاهک پوشاندند و شرایط اعدام مصنوعی را به وجود آوردند و سلاحی نیمه اتوماتیک را در کنار گوش او قرار دادند تا او را مورد آزار فیزیکی قرار دهند و در نهایت او را تهدید کردند که در مقابل چشمانش به مادر او تجاوز می‌کنند.

18. دستور منع شکنجه اوباما در سال 2009، مانع بازداشت‌های غیر قانونی سازمان سیا نشد. این دستور صریحاً به مقامات سازمان سیا این اجازه را می‌داد که مظنونین به تروریسم را قبل از انتقال‌شان به سایر کشورها به مدت کوتاهی جهت بازجویی و محاکمه بازداشت کند.

19. فرمان اجرایی سال 2009 اوباما همچنین یک تیم عملیاتی ویژه را ایجاد کرد تا به بررسی سیاست‌های بازجویی و انتقال مظنونین بپردازد و همچنین پیشنهادهایی در مورد نحوه انتقال مظنونین به سایر کشورها ارائه دهد. این تیم عملیاتی ویژه در سال 2009 گزارشی را منتشر کرد. اما از انتشار این گزارش به صورت عمومی خودداری نمود. شواهد نشان می‌دهد آمریکا به سیاست‌های ضد تروریستی کشورهای میزبان اعتماد کرده است و نظارت بر رفتار با متهمان منتقل شده را خود عهده‌دار شده است. اما اینها هرگز باعث نشد مظنونی همچون ماهر آرار در اردن و احمد گیزا و محمدالزیری در مصر شکنجه نشوند.

20. کمیته منتخب امور اطلاعاتی سنا گزارشی 6000 صفحه‌ای تهیه کرده‌ است که با دستیابی به اطلاعات طبقه بندی شده جزئیات بیشتری را درباره‌ی عملیات بازداشت و بازجویی‌های سازمان سیا ارائه می‌دهد. اگرچه خود این گزارش به صورت طبقه بندی شده باقی مانده است.

سلطان خوش پوش بلخ، تکان خورده است؟

 عطا محمد نور برای رصد تحرکات «معامله گران» داخلی نیاز دارد قضاوت های قلبی وایدیولوژیک خود را دریک جعبه قفل کند.

  گفت وگوی  عطا محمد «نور» والی ولایت بلخ با شبکۀ دیداری« طلوع»، یک مانور پیشدستانه تبلیغات انتخاباتی در افکار عمومی بود که با شیوه ای جاذب و نسبتاً ظفرمندانه انجام گرفت. والی بلخ، همانند هرسیاستگر دورۀ بحران، سه چهارم موضوعات وجریان های واقعی را درپس گفتارخویش پس انداز کرد.

چه چیزی ایشان را انگیزه می بخشد که پس از مرگ استاد ربانی فقید، دیگر مدعیان و «برادران» قراردادی در معامله های شخصی، نظیر فهیم قسیم، یونس قانونی، دکترعبدالله و امیراسماعیل خان را دور بزند وخود را به احراز رهبری جمیعت اسلامی درگام اول و سپس، به گرفتن سکان هدایت اردوگاه عمومی ضد طالبان مستحق اعلام کند؟

آیا این «برادران» اشاره داده اند که درب دژ امتیاز هدایت گری بعدی را به روی ایشان خواهند گشود؟

پاسخ این فرضیه به طور قطع، منفی است.

یک تعبیر به میدان آمدن استاد عطا برای رسیدن به رهبری سیاسی گروه های منسوب به «ضد طالبان» این است که ایشان کاملاً دریافته است که «برادران» مذکور ازنظر سیاسی واعتبار مردمی، به حد کافی خلع ید شده و دربازی های کلان به چشم مهره های «سوخته» نگریسته می شوند. کشورهای منطقه وجهان نیز علاقه ای محسوس به سرمایه گذاری روی آنان ندارند ودر جستجوی مدیران جدید اند. آقای عطا درمصاحبه اش، نتوانست دلهرۀ عمیق خود را نسبت به «معامله گری» های احتمالی «برادران» دردور جدید بده وبستان های پس پرده پنهان دارد. اما حساب خود را ازهمین حالا یک طرفه کرد و گفت: درآن صورت من خودم به مبارزات مستقل انتخاباتی تصمیم می گیرم وتوان وپول ونفوذ مردمی را هم دارم!

والی بلخ به نماینده گی از سیادت نیم قرن جمیعت اسلامی درمعارک سیاسی ونظامی، ناگزیر باید می گفت که «جمیعت اسلامی» هنوز پایه های وسیع درسراسر افغانستان دارد و فقط یک «نام» نیست. اما واقعیت این است که جمیعت دریازده سال چندبار دراثر انشعابات وکودتا های نظامیان، پارچه پارچه شده وبه راستی جز نام تشریفاتی چیزی دیگری ازآن باقی نمانده است.

مارشال قسیم فهیم به تنهایی دوبار وبه طرزی بسیار عریان علیه استاد ربانی دست به کودتا ومعامله گری زد که جمیعت را زمینگیر کرد. بار نخست درآستانۀ «کنفرانس بن اول» وبار دوم درسال 2009 که «جبهۀ ملی» را رها کرد و به تیم انتخاباتی حامدکرزی پیوست. حالا نیز زعامت خانواده گی ایشان را درگرو خود دارد. درین که «جمیعت اسلامی» به مصدرجریان های سیاسی قدرت خواه تبدیل شده؛ امری بلامنازع است.  صف اول «برادران» هم کدام التزامی به حفظ محور گذشتۀ تشکیلاتی خویش نشان نداده اند. دکتر عبدالله پس از «تغییروامید» درخانۀ جدیدش ( ائتلاف ملی) کوچید؛ یونس قانونی بعد ازپریدن های لفظی ازین شاخه به آن شاخه، درآشیانۀ خلوت «افغانستان نوین» آرمید؛ احمدضیاء مسعود به «جبهه ملی» «خدمتی» رفت وحتی احمدولی مسعود به عنوان منفرد ترین ناظر محفلی، به عمارت تک نفرۀ «نهضت ملی» به اصطلاح درانتظار«بدون معاش» به سرمی برد.

استاد عطا از «برادران» عناصر زیادی را آموخته است و به همین جهت، هرگز به زندان های کوچک تشکیلاتی آنان داخل نشد.  دورنمای عمق اهداف ایشان ازهمین جا نمودار می شود. ازین پس نیز بزرگ ترین چالش دربرابر آقای نور، طالب وحزب اسلامی نیست؛ همین برادرانی است که از داخل درسنگر های خود منتظر شرایط اند ودرصورت برنده شدن درهر قمار کلان، سهم کوچک آقای نور را هم از کیک مواهب وامتیازات فراموش نمی کنند. آقای نوراز نظر میدان داری تحول، مأموریت بسیار دشوارتاریخی را بردوش دارد. افزون برآن، تیم چند پدره درارگ شاید با مساعدت برخی «برادران» سعی کنند، زیر پایش را خالی کنند. فهیم قسیم که استاد ربانی را درجبهه ملی درمعرض استهزاء ومعامله ای جبران ناپذیر قرار داد، دربرابراستاد عطا هیچ مصلحتی را لحاظ نخواهد کرد. این مسأله را آینده ای نه چندان دورثابت خواهد کرد.

استاد عطا این فرضیه یا خوش خیالی های استاد ربانی را از مغز خود بیرون براند که گویا حزب اسلامی وطالبان درمقاطعی ممکن است با وی دست اتحاد و تفاهم بدهند ووضع تازه ای پیش بیاید. خط طالب وحامیان منطقه ای آن ها مشخص است و هرگز تحول دایمی (حتی کوتاه مدت) نمی پذیرد. دررابطه با حزب اسلامی، این چنین فرضیه، نزدیک به چهل سال است که شکست خورده و بعد ازین هم امری محال خواهد بود. دمدمی مزاجی فهیم قسیم نیز دررابطه با صفایی دادن های شخصی طالبان به او ( که گویا فرزند یک مولوی بوده وووو) بی پایه گی خود را اثبات کرده است.

طالب وحزب اسلامی دوستی یا دشمنی مشخص واعلام شده دارند وآن چه اعلام ناشده باقی می ماند، معامله گری، خنجر زنی ازعقب وشعبده بازی های احتمالی «برادران» داخلی است که خیلی خطرناک خواهد بود. استاد عطا برای رصد تحرکات «معامله گران» داخلی نیاز دارد قضاوت های قلبی وایدیولوژیک خود را دریک جعبه قفل کند. تعارفات «برادری» را صرفاً درکسوت حضوروظواهر جدی بگیرد. درقدم اول، نیاز به یک محور حساس، حرفه ای ورسالتمند اطلاعاتی دارد که با وسایل بسیار پیشرفته مجهز باشد. آن طوری که خود ایشان گفت؛ «برای نجات افغانستان» ، مأموران چنین مرکز، از هفت خوان آزمایش، دقت وایمان عبور داده شوند وبراساس یک سامانۀ آهنین اما هوشمند عمل کنند؛ درغیرآن، دیوارحفاظ موقعیت ایشان در شمال درزبرمی دارد. تجربه درشمال ثابت کرده که نخستین درز، به زودی به شکاف بدل می شود. جنگ با کلاشینکوف وراکت آرپی جی وازین دست ابزارها در آورد گاه ها با طالب چندان کارساز نیست. امریکا وجهان دربرابر لشکر انتحاری ها همه جا موجود وهمه جا مفقود، شکست خورده اند وهیچ ضمانتی قابل پیش بینی وجود ندارد که اردوگاه «ضدطالبان» با چنین به هم ریخته گی انگیزه وعمل، دربرابر آن ایستاده گی بتوانند. باصراحت باید گفت که درعرصه روابط خارجی، راز قدرت گیری استاد عطا درمبارزه برای رسیدن به زعامت، ازمسیردوستی با پاکستان، ایران وامریکا می گذرد. این که میان این سه نیروی متضاد، چه نوع دپلوماسی به کار گرفته شود؛  خود آزمایشی تاریخی برای ظرفیت پروری درشرایط نوین است. حداقل پاکستان پس ازقدرت گیری طالبان درکابل، میل خواهند داشت که به هدف نظارت واحاطه بررفتار وسیاست های آینده طالبان دربرابر اسلام آباد، دست دوستی دایمی به سوی استاد عطا دراز کنند.

درعرصۀ داخلی، چالش بسیارپیچیده واعصاب خرد کن درپیش است. وداع با عادات ضد سیستماتیک تشکیلاتی، (میراث تنظیم بازی وروحیات جبهه ای) کاری عظیم وزمان بردار است. تقسیم صلاحیت وحسابدهی ازمسئولیت ها نیاز به ایجاد سیستم پیشرفتۀ مدیریتی دارد وهماهنگ کردن مهره ها درداخل سیستم خود به یک سیستم خودکار وباکفایت رهبری نیازمند است. پایان دادن به منکرات میراثی سوء استفاده شخصی ورفتار تکبرآمیز مأموران بازمانده از دورۀ هرج ومرج وبی قانونی، ازاستاد عطا می طلبد که تیم کارشناس وحرفه ای خاص خود را ایجاد کند تا نخستین ماشین نوین مدیریتی تولد شود. ایشان نباید تسلیم اشتباهات تحمیلی گذشته شود که جای یک برنامه سازیک ادارۀ مهم را به یک راننده بسپارد یا شخصی کوته نظروحقیر را که گویا «آدم اطمینانی» است در مسند مدیریتی بالا نصب بکند. درغیرآن؛ استفاده ازماشین قراضۀ رفتارهای گذشته، چیزی جز چنگ زدن دوباره به پی آورد های شکست های گذشته نخواهد بود.

رزاق مامون