بدجلوه دادن چهره تاریخ اسلام از سوی معاندین

دین اسلام آخرین پیام الهی است که توسط آخرین پیامبر الهی برای نجات بشریت فرو فرستاده شد. از آنجایی که این دین، آخرین دین و پیامبر اسلام، آخرین پیامبر الهی بود، خداوند برای نزول این دین، طبق حکمت و مصلحت، زمان و مکان و مردمان مناسبی را انتخاب کرد. زمانی که این دین نازل شد انسانیت و بشریت نیاز شدید به راهنما و مرشد داشت، و مکانی که این دین در آن نازل شد بهترین مکان و مردمانی که این دین در میان آنها نازل شد از نظر بعضی از صفات مناسب‏ترین مردم بودند. به هر حال خداوند بهتر می داند که دین خود را کجا و چه زمانی و میان چه کسانی نازل کند؛ «الله أعلم حیث یجعل رسالته»
پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم دستورات الهی را در مدت بیست و سه سال بر قلب صاف و بی تکلف قریش نوشت؛ مردمانی که صفحات قلبشان از هر نوع تمدن و فرهنگ بیگانه پاک و صاف بود و شرک و کفرشان بر اثر نادانی و جهل بود.

ادامه نوشته

اسلام ستیزی در افغانستان

 

به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، شواهد به دست آمده حاکی از آن است که باری دیگر موسسات مشکوک، در حال تبلیغ مسیحیت در کشور ما هستند که این فعالیتها دامنه دار می باشد.

دموکراسی به سبک غربی که ارمغان حضور خارجی ها در افغانستان است تبعات ناگواری را بر پیکره کشور ما که بیش از 99 فی صد مردم مسلمان می باشند، گذاشته است. یکی از تبعات خطرناک این نوع دموکراسی حضور و فعالیت مبلغین مسیحی است که تحت پوشش فعالیت های صحی و پیشبرد برنامه های اجتماعی وارد افغانستان شده اند که با پشتیبانی نیروهای خارجی بدون هراس به تبلیغ از مسیحیت می پردازند. طوری که دامنه فعالیت انها در ولایات کابل ، بامیان ، پکتیا ، نورستان ، قندز ، غزنی ، بدخشان و مزار شریف گسترش چشمگیری داشته است.

در این ولایات تا کنون کلیسای سنتی و رسمی تاسیس نشده است و رسومات مذهبی انان داخل خانه های کرائی انجام میشود. امنیت این خانه ها توسط پولیس افغانستان تامین میشود و انها از طریق این خانه های امن انجیل مقدس را که به زبان های دری و پشتو ترجمه شده است را بین مردم رایگان توزیع میکنند و با این روش تلاش دارند تا این دین منسوخ و تحریف شده را مانند برخی کشور های اسلامی به افغانستان نیز گسترش دهند.

در گذشته مردم افغانستان با ایمان به اینکه همزمان با ظهور دین مقدس اسلام دین مسیحیت منسوخ شده است، هیج یک از انان به مسیحیت روی نیاورده اند ، اما با درنظرداشت شرائط فعلی مردم افغانستان که اکثرا در اتش جنگ و فقر می سوزند، مبلغین مسیحی تلاش دارند تا از مجبوریت، تعدادی از مردم بخصوص طبقه ی جوان سوء استفاده نمایند و انها را تشویق به روی اوردن به مسیحیت کنند.

آن ها در مسیحی کردن هموطنان ما ترفند های مختلفی را بکار می برند. گرفتن پناهندگی تاثیر گزارترین ترفندی است که انان جوانان را ترغیب به مسیحی شدن میکنند. آن ها به جوانان این وعده را میدهند که بعد از مسیحی شدن می توانند در کشور های غربی براحتی پناهندگی بدست اورند که این باعث شده است تا عده افراد جاهل دین خود را بفروشند و جان خود را به خطر انداخته و بسختی خود را به کشور های غربی برسانند چه بسا افرادی که هیج گاه به مقصد نرسیدند و در اب های یونان و استرالیا غرق و خسره الدنیا والاخره شدند.

حال یک سوال مطرح می شود آن هم اینکه به راستی چه کسانی پشت پرده تبلیغ و ترویج مسیحیت در افغانستان قرار دارند؟ چه کسانی می خواهند مردم و به خصوص جوانان ما از اسلام و مسلمانی فاصله بگیرند؟

جواب کاملا روشن است. کشورهای غربی بویژه آمریکا و انگلیس و برخی خاندانهای ثروتمند عربی حاکم بر کشورهای مرتجع عربی. زیرا منافع خود را در کشورهای اسلامی در خطر می بینند. آنها تلاش میکنند تا با تهاجم فرهنگی الگوهاي جايگزيني براي مسلمانان مطرح كنند و متاسفانه طرفداران مكاتب غربي به عنوان مبلغان آن‌ها در جهان اسلام در حال فعالیت هستند.

تا به حال شده از خود بپرسید که چه چیز باعث گردید تا مجاهدین به جان یکدیگر افتاده و به برادر کشی روی بیاورند؟ مطمئنا اولین مطلبی که به ذهن می رسد حس ریاست طلبی و دنیا پرستی رهبران جهادی است. اما واقعیت چیز دیگری است که به ذهن بسیاری حتی خطور هم نمی کند.

همانگونه که بارها گفته ایم تمام طرح و برنامه های آمریکا از قبل برنامه ریزی شده است و آنها سی سال قبل می دانستند می خواهند چه کنند، اکنون نیز می دانند که سی سال آینده به کجا خواهند رسید.

پس از شکست ننگین شوروی سابق در افغانستان و پیروزی مجاهدین، غربیها به قدرت و عظمت اسلام و جهاد اسلامی پی بردند. آنها با توجه به تحولات منطقه به این نتیجه رسیدند که تنها و تنها قدرت اسلام بود که توانست بزرگترین ابر قدرت زمان یعنی شوروی را شکست دهد. آن هم با دستانی خالی و سلاح هایی غیر پیشرفته. انصاف و واقعیت مطلب هم همین بود مجاهدین و شهدای مظلوم ما بودند که با روحیه ای بالا که نشات گرفته از اعتقادات اسلامی بود، به این افتخار نائل آمدند.

آمریکائیها دانستند که اگر این پیروزی به ثمر بنشیند، اسلام و جهاد به عنوان یک قدرت و عظمت نهادینه می شود و مردم منطقه آگاه می شوند که با اتحاد و یک دلی می توانند با توکل بر خدا، بر هر دشمنی غلبه نمایند و این یعنی عظمت و قدرت اسلام که غربیها تا به حال از آن می ترسند. چرا که اگر این جهاد به ثمر می رسید و نتیجه می داد به عنوان یک الگو در سطح منطقه و جهان مطرح می شد.

لذا بهترین راه چاره را در این دیدند که این عظمت و قدرت اسلام را به هر نحوی که شده نابود سازند. که متاسفانه با رخنه در بین سران مجاهدین این امر تحقق یافت و غربیها توانستند عظمت و قدرت جهاد را از بین ببرند و مردم را نسبت به جهاد و حتی اسلام بدبین سازند.

این واقعیتی است که غرب از اسلام می ترسد و به همین جهت سالانه میلیاردها دالر صرف اسلام ستیزی و اسلام هراسی می نماید. زیرا بارها و بارها از اسلام ضربه خورده و اکنون نیز می دانند که اگر آن روحیه اسلامی در بین مردم افغانستان ایجاد شود، منافعش به خطر خواهد افتاد. به همین دلیل آنها از اسلام بیشتر می ترسند تا از بمب اتم.

لذا تمام تلاش خود را می نماید تا با ترویج مسیحیت، گسترش بی بند باری، تهاجم فرهنگی، الگوسازی های غربی و ... مردم و بخصوص جوانان ما را از اسلام دور نگاه دارند. افراط گرایی طالبان و برخی فرقه های تندروی سعودی نیز که پرورش یافته دست انگلیس هستند، دلیلی بر آن شد تا مردم را نسبت به اسلام بدبین سازند.

خدا مسئولین ما را هم که جزای خیر دهد. به فکر هرچیزی هستند غیر از این مطالب. هر چه به گوششان بخوانی از این گوش می رود و از آن گوش در می اید، بدون اینکه حتی ذره ای به عظمت و قدرت اسلام بیاندیشند.

حکم کمک گرفتن مسلمانان از کفار در جنگ مقابل با کفار ديگر

جناب علامه شيخ عبدالعزيز ابن باز رحمه الله رساله اي تحت عنوان «حكم الاستعانة بالكفار في قتال الكفار» نوشتند که در آن آراي علماي مذاهب چهارگانه را نيز ذکر کردند و ترجمه آن بصورت زير تقديم مي گردد:

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على أشرف المرسلين وإمام المتقين وقائد المجاهدين نبينا محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين . أما بعد :

علماء - که رحمت خدا بر آنها باد - در مورد حکم کمک خواستن و استعانت از کفار در جنگ با کفار بر دو قول اختلاف رأي دارند:

قول اول: ممنوعيت آن است.

و براي رأي خود به دلايل زير استدلال کردند:

اولا: حديثي را که مسلم در صحيح خود از عايشه رضي الله عنها روايت کرده : مردي از مشرکين که به جرئت و دليري معروف بود، پيامبر صلي الله عليه وسلم را که عازم بدر بود در "حرة الوبرة" (مکاني در چهار ميلي مدينه) ديد و به ايشان گفت: با تو مي آيم و از تو پيروي مي کنم و همراه تو (بر عليه مشرکين) مي جنگم، پيامبر صلي الله عليه وسلم به او فرمود: «تؤمن بالله ورسوله» يعني: به الله و رسولش ايمان مي آوري؟ آن مرد گفت: خير، پيامبر صلي الله عليه وسلم نيز فرمود: «ارجع فلن أستعين بمشرك» يعني: بازگرد چرا که من از مشرک کمک نمي خواهم، عايشه رضي الله عنه گفت: سپس مدتي گذشت تا آنکه کنار درخت آن مرد را دوباره يافتيم، او دوباره همان چيزي را که بار اول گفته بود به پيامبر صلي الله عليه وسلم گفت، پيامبر صلي الله عليه وسلم نيز دوباره فرمودند: «تؤمن بالله ورسوله؟» يعني: «به خدا و رسولش ايمان مي آوري؟»، آن مرد گفت: خير، پيامبر صلي الله عليه وسلم نيز فرمود: «ارجع فلن أستعين بمشرك» يعني: بازگرد، چرا که من از مشرک کمک نمي خواهم، سپس دوباره در "بَيْدَاءِ" (بيابان ‏مدينه در سمت مکه) به پيامبر صلي الله عليه وسلم ملحق شد و پيامبر صلي الله عليه وسلم دوباره به وي فرمود: «تؤمن بالله ورسوله؟» «آيا به خدا و رسولش ايمان مي آوري؟»، اين بار آن مرد گفت: آري، (ايمان آورد) و پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: پس با ما بيا». مسلم (3388).

ادامه نوشته

مشابهت مرد و زن باهم ديگردر روشنى حديث پيامبر (ص)

مشفق غزنوى

حمد و ثنا و سپاس مر خداى راست که مردان را با ريش و زنان را با زلف و گيسو مزين ساخته و درود بر پيامبر گرامى و ناجى بشريت که خصوصيات تميز مرد و زن را در زندگى خويش عملى و شخصيت پاک شان و ازواج مطهرات (رض) قدوه مرد و زن بوده و در زمينه هدايت و رهنمايى مفيدو مهم و دلسوزانه نمودند، و رضايت پروردگارمان شامل حال مرد و زن اصحاب کرام باد که دستورات پيامبر را در زندگى شان عملى کردند.
آرى! بدترين آفت و بلاى که جامعه به آن در زندگى و معاملات خويش سردچار مى شود، همانا تجاوز نمودن از قانون فطرت و طبيعت و بى توجهى به خواسته هاى آن ميباشد، زيرا خداوند جل جلاله به شکل عادلانه  جامعه انسانى را به دو گروه تقسيم نموده و براى هر کدام خصوصيات و نشانه هاى مخصوص تعين نموده که هر گاه و زمانى که مرد و يا زن اين مشخصات و نشانه هاى مردانگى و زنانه يى را ناديده گرفته و زن خود را همانند مرد جلوه دهد و مرد خود را زنانه جلوه دهد، طبعاً که بى نظمى و اختلال در نظام فطرت بوجود آمده و باعث اثرات بد و منفى و ناگوار در جامعه ميگردد، به همين وجه پيامبر گرامى مان (ص) مى فرمايد، که ناديده گرفتن اين اصل باعث لعنت در دنيا و آخرت شده و فرشته گان براى قبول لعنت ايشان آمين گفته اند.
(
اخذ معنى و مطلب از بخارى شريف).
بلى خود نمائى و جلوه دادن مرد به زن و زن به مرد در اسلام منع است و پيامبر بزرگوار اسلام (ص) به مردانيکه خود را به زن و زنانى که خود را به مرد همانند کنند لعنت نمودند.
و عن ابن عباس (رض) : قال لعن رسول الله (ص) المخنسين من الرجال، والمترجلات من النساء – رواه البخارى (٥٨٨٦) و در روايت ديگرى آمده است: پيامبر (ص) بر مردانى که خود را به زنان شبيه کنند و زنانى که خود را به مرد شبيه مى نمايند لعنت فرستاد.
(
لعن رسول الله (ص)المتشبهين من الرجال بالنساء، و المتشبهات من النساء) رواه البخارى (٥٨٨٦).
(
و از ابى هريرة (رض) روايت شده است که گفت : پيامبر (ص) بر مردى که مانند زنان لباس بپوشد و زنى که مانند مردان لباس بپوشد لعنت فرستاد) ابوداود ٤٠٩٨.
در حقيقت يکى از نشانه هاى مهم ايمان و محبت به خداوند، ايمان و اطاعت و محبت و پيروى در همه امورات زندگى شخصى واجتماعى از پيامبر اوست، و همين پيامبر گرامى الگو و اسوة حسنه براى امتيان خويش بوده که پيروى و اطاعت پيامبر(ص) در قول و عمل و تمام افعال فردى و اجتماعى و در ضمن محبت به پيامبر (ص) باعث پيروزى انسان و سبب خوشى پروردگار ميگردد.
بلى پيامبر دلسوز ترين شخصيت برامت خويش ميباشد، و امتيان خويش را از بد نظمى در امورات زندگى با در نظر داشت مسائل ديگر عقيدوى و عبادتى نيز متوجه کرده است، و علاقه مند پيروزى بشر در دنيا و آخرت بوده و رسالتش را به امانت به پيش بردند.
از ابى هريره روايت شده است که پيامبر (ص) فرمود: (تمام امت من داخل بهشت ميشوند، جز کسى که ابا ورزد، گفتند: چه کسى ابا مى ورزد اى پيامبر خدا؟ فرمودند: کسى که مرا اطاعت کند، داخل بهشت مى شود و کسيکه نافرمانى از من کرد ابا ورزيده است).
رواه البخارى رقم ٧٢٨٠).
متاسفانه در جامعه امروزى ما يکتعداد جوانان چه پسر ها و دخترانى اند که خود را امتى پيامبر دانسته اما تحت تاثير فرهنگ هاى مبتذل غير اسلامى رفته که بچه ها موهاى مانند دختران و لباس هاى شبه به آنها و ريش هاى تراشيده و دختران هم چنان خود را بگونه بچه ها جلوه ميدهند که باعث آفت هاى فطرى و اخلاقى گرديده و تابع خواهش و هوايى  مضر و مريض گرديده اند.
که بايد در مورد توجه جدى نموده و نگذاريم جامعه ما به سوى بدبختى اين آفت ها برود و اين کار را جوانان ميتوانند خود در زندگى عملى و وقار شخصيت هاى خود را حفظ نمايند.
پيامبر مان(ص) نسبت به ما دلسوز بوده و ما را از بدبختى ها نجات ميدهد و مى توانيم همين موضوع را از حديث که از جابر (رض) روايت شده توجه و درک نمايم.
از جابر (رض) روايت شده که پيامبر (ص) فرمودند: (مثال من و شما مانند مردى است که آتشى بر افروخته باشد و ملخ ها پروانه ها در آن بيفتد و او مانع آنها شود، من نيز دامن لباس شما را گرفته ام که از آتش محفوظ دارم و شما از دست من فرار ميکند) رواه مسلم ٢٤٨٥).
جوانان عزيز مسلمان! بيائيد جلوگيرى از آفت هاى وارده در کشور و جامعه را نموده نگذاريم که دشمن مردان مارا شبه زنان و زنان ما را شبه مردان گردانيده و شيرازه خانواده مانرا ويران و ما را به سوى بدبختى و خلاف فطرت انسانى بکشانند.
خداوند جل جلاله مرد ما را چون مرد و زن مانرا چون زن مسلمان گردانيده و جوانان ما را از صفات زنانه يى نجات دهد، و ما را پيرو پيامبر گرامى در همه امورات زندگانى بگرداند.

فلسفه و دلیل مهریه زن در اسلام

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی.

پرسش

برخی زنان که شیفته ی فرهنگ غرب هستند در مورد مهریه که اسلام آن را هنگام ازدواج بر شوهر واجب می کند و از حقوق زنان است با القای گمان های بی مورد جنجال به راه انداخته اند؛ از جمله این که می گویند: مهریه بهایی است که مرد در مقابل کسب تمتع و لذت جویی، به زن می دهد! گویی مرد همسرش را در مقابل مبلغی که به او می پردازد می خرد!

جسارت این اشخاص غرب گرا تا بدانجا رسیده است که خواهان لغو مهریه و حذف آن از احکام ثابت شریعت شده اند!

خواهشمند است که حقیقت مهریه و حکم آن و همچنین فلسفه ی مشروعیت آن را در اسلام در پرتو نصوص قرآن و حدیث برای ما بیان فرمایید.

خداوند متعال شما را به بهترین جزا پاداش دهد.

خواهرانی از الجزایر

پاسخ

جهل و ادعا

جهل و نادانی بیماری خطرناکی ست و خطرناک تر از آن، شخص نادانی است که ادعای علم و آگاهی کند و خود را به عنوان معلم و راهنمای مردم قرار دهد. بشار چه نیکو گفته است:

«کسی که کورها راهنمای او باشند گمراه گشته است.»

زنان و مردانی که مسلمانان را به این اندیشه تحریک نموده اند، از فرمانبرداران تفکر غربگرایانه و دو سویه ی سرمایه داری و مارکسیستی هستند، که به کلی نسبت به اسلام جاهل و نادان اند و درباره ی آنان گفته اند: «از اسلام جز نامش را نمی دانند و از قرآن جز رسم و خط آن را نمی شناسند.»

و گمان می برم که آنان حتی رسم الخط قرآن را هم نمی شناسند. تصور نمی کنم که آنان هرگز قرآن را باز کرده آن را تلاوت کرده باشند تا رسم و نگارش آن را از سایر کتب باز شناسند و اگر آنان می اندیشیدند و انصاف به خرج می دادند، در پی آن چه نمی دانستند، می گشتند و از آگاهان و متخصصان فن نسبت به آن چه نمی دانستند، سوال می کردند.

ولی این زنان و مردان غرب گرا خواری و رذیلت ادعای علم و پیروی هوای نفسانی را بر جهل و نادانی خود افزودند و این چنین پیروی از هوای نفسانی آنان را کر و کور ساخته است.

« وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ»قصص/50

(آخر چه كسي گمراه‌تر و سرگشته‌تر از آن كسي است كه ( در دين ) از هوي و هوس خود پيروي كند)

اگر آنان میان احکام خداوند متعال و آداب و سنن موروثی مردم- که هیچ مبنایی در دین اسلام ندارند- تفاوت قائل می شدند و اعلام می کردند که احکام خدا را می پذیریم و با آداب و سنن موروثی مخالف هستیم، به آنان ابراز می کردیم: آفرین بر شما! و با مسرت از آنان پیروی می کردیم.

همچنین اگر بیان می داشتند که ای علمای اسلام! احکام صحیح را از ناصحیح و اصیل را از جعلی و ربانی را از بشری در مورد زنان و تشکیل خانواده بیان کنید، با خوشحالی از آنان استقبال می کردیم و بر آن ها درود می فرستادیم.

متأسفانه چنین نکردند و دشمنانه به تمام احکام اسلامی خانواده- حتی بر احکام قطعی آن – حمله و هجوم آوردند. قطعا" از زن و مرد مسلمانی که خداوند را به عنوان پروردگار یکتا، اسلام را به عنوان دین و محمد(ص) را به عنوان رسول خود  پذیرفته باشد، چنین چیزی سرنخواهد زد.

اگر اینان به حکم قرآن و سنت راضی نیستند اعلام کنند و آشکارا به زبان بیاورند: ما به حکم خدا، پیامبر و کتاب های آسمانی او کافر شده ایم، از هیچ برنامه ی اسلام تبعیت نخواهیم کرد. تا مردم تکلیف خود را با آنان بدانند. و آنان را از خود دور کنند و دیگر با آنان داد و ستد و ازدواج نکنند و آنان را به عنوان سرپرست و متولی مسلمانان قرار ندهند بلکه با آنان همچون اقلیتی که از دین خارج شده اند برخورد کنند، زیرا آنان رفتار یک مسلمان را ندارند و قطعا" روا نسیت با آنان همانند یک مسلمان رفتار کرد.

مشروعیت مهریه در اسلام و فلسفه ی آن

به موضوع مهریه باز می گردیم ؛ اساس مهریه (آن چه هنگام ازدواج، مرد به زن عطا می کند.) با قرآن و سنت و اجماع ثابت شده است. و عمل بدان مسجل گردیده است و امت اسلامی از خواص و عوام بدان آشنایی دارد. به همین دلیل جزو معلومات دینی محسوب می شود.

مهریه چند فلسفه و حکمت دارد:

1.       احترام و تکریم زن؛ به این ترتیب که او مطلوب است نه طالب؛ کسی است که مرد به دنبالش می رود نه او به دنبال مرد. پس مرد در طلب اوست و به او عطا می کند. برعکس ملت هایی که زن در آن مکلف است از ثروت خود با خانواده اش به مرد مبلغی بدهد تا ازدواج او را بپذیرد.

این رسم و قاعده در بین هندوها و برخی دیگر از طوایف رایج است. هنوز میان مسلمانان هند و پاکستان این آثار جاهلی هندویی دوام دارد؛ بر دوش زن و خانواده ی او تکلیف سنگینی گذاشته می شود و آنان را به سختی می اندازد؛ تا آنجا که بعضی خانواده ها به خاطر ازدواج دخترانشان تمام دارایی خود را به فروش می رسانند.

2.       اظهار رغبت و مودت شوهر نسبت به زن، مرد این مال را به عنوان نحله یعنی عطا، هدیه و هبه به زن پرداخت می کند نه به عنوان قیمت و بهای زن همان گونه که قرآن کریم به صراحت می فرماید

‏( وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً ‏)نساء/4

«‏ و مهريّه‌هاي زنان را به عنوان هديّه‌اي خالصانه و فريضه‌اي خدايانه بپردازيد . پس اگر با رضايت خاطر چيزي از مهريّه خود را به شما بخشيدند ، آن را ( دريافت داريد و ) حلال و گوارا مصرف كنيد . ‏»

3.       احساس و باور به جدیت موضوع ازدواج ابراز خوشگذارانی و سهل انگاری نیست که مردان به وسیله ی آن لذت جویی می کنند؛ و با گفتن: با تو ازدواج کردم. خود را به زن پیوند دهد تا هر زمان که خواست به راحتی او را ترک کند و در پی زنی دیگر باشد و هرچه به زن اول گفته، عینا" به زن دومی، سومی و... بگوید.

عطای مال دلیلی بر این است که مرد درخواستن و طلب این زن جدی و قصد او دائمی است. وقتی که پرداخت مبلغی مال از جانب مردم در مسائل غیر ازدواج و زندگی خانوادگی رسم است و سبب اطمینان و خاطر جمعی می شود؛ همچنین نه عنوان وثیقه دلیل بر جدیت موضوع تلقی می گردد، پرداخت همان مبلغ در مورد تشکیل خانواده به مراتب شایسته تر و سزاوارتر است.

ادامه نوشته