هتک حرمت به قرآن‌کریم در استکهلم

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

بی‏ تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‏ ایم و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود.

به سلسله هتک حرمت به قرآنکریم باردیگر مزدوران شیطان‌صفت و تروریستان دولتی به بهانه‌های واهی تحت حمایت دولت‌های دارای به اصطلاح دموکراتیک و آزادی بیان، به هتک حرمت مقدسات اسلامی دست زدند و این‌بار شاهد به آتش کشیدن دل و جان میلیون‌ها مسلمان (قرآن کریم) هستیم که عظیم‌ترین سرمایه و متقن‌ترین سند حقانیت شریعت مقدس اسلام است. کتابی که با نزول آن راه صعود آدمی به کمال انسانی‌اش هموار و چراغی فروزان برای هدایت بشر، تا همیشه تاریخ را روشن کرد.

رژیم حاکم در سوئد با برنامه های نفاق افگنانه‌ای خود، عرصه نمایش شیطانی علیه اسلام و مسلمانان شده است. برگزاری چنین نمایش‌های رذیلانه‌ای که به بهانه¬ی پاسداری از آزادی، انجام می‌شود، مسلمانان را که همواره به مقدسات، نمادها و آثار و معابد ادیان و آئین‌ها و فرهنگ‌های دیگر احترام گذاشته‌اند، از شقاوت و ظلمت بی‌انتهای این نمایش اهریمنی که توهین بزرگی به امت مسلمان است، به خشم می‌آورد.

سوزاندن قرآن کریم اقدامی جنایتکارانه و مذموم علیه دین اسلام و نمادهای مقدس اسلامی و توهین بزرگی به امت اسلام در سراسر جهان از غرب تا شرق عالم است.

ما درهماهنگی با سایر ملل اسلامی اعلام می‌داریم : دولت سوئد مسئول کامل این اقدام زشت و ناپسند است که باید برای مجازات عاملان و تلاش برای جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی اقدام کند. جنایتی نفرت‌انگیز که به ارزش‌های مقدس مسلمانان اهانت می‌کند و تعجب برانگیزترین قسمت آن که باید ذهن آزادگان را به خود مشغول کند این که تحت عنوان آزادی بیان مرتکب این اعمال شنیع می‌شود مردود و غیرقابل قبول است.

ما، همانند سایر مسلمانان و آزاداندیشان جهان چنین اهانتی را برنمی‌تابیم و به شدت آن را محکوم می‌کنیم. از دولت سوئد انتظار می‌رود ضمن جلوگیری از تکرار این اهانت‌ها به مقدسات، در این خصوص مسئولیت‌پذیر و پاسخگو باشد و ضمن محکومیت این اقدام ننگین از همه آزادی‌خواهان و موحدان عالم می‌خواهیم در کنار مسلمانان، با سیاست پلید توهین به مقدسات و نفرت‌پراکنی مقابله کرده و این اقدام شنیع که با هدف اسلام هراسی، ناامن‌سازی، تقویت افراطی‌گری و خشونت در جهان انجام می‌گیرد، مقابله کنند.

تردیدی نداریم که رژیم حاکم در سوئد با چنین سیاست های شیطانی که قبلب دوملیارد مسلمان را شدیداً حریکه دار ساخته است، بهای سنگینی خواهد پرداخت.

اعلامیه محکومیت توهین به قرآنکریم در سوئد

«بسمه تعالی»

«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ»

بار دیگر در قرقگاه شیطان و در سایه‌ی شوم حمایت دولت‌های غربی و لایه‌های قدرت‌های صهیونیستی و در ادامه ستیز سازمان‌یافته و هدف‌مند با ادیان الهی، گناه و معصیت نابخشودنی اهانت به ساحت مقدس‌ترین کتاب آسمانی با مجوز رسمی کشور سوئد تکرار شد. این عمل جنون‌آمیز و گستاخانه‌ که منتهای سفاهت، جهالت و نگون بختی جهان غرب است؛ نشان از اوج استیصال و ناتوانی دشمنان اسلام و تکرار شیونِ شیاطین امروز در برابر منطق نیرومند قرآن کریم در تسخیر افکار جهانیان و گسترش سریع اسلام در جهان امروز به‌رغم تلاش‌های همه‌جانبه‌ی سرمداران استکبار است. اگرچه دست‌های آلوده و نفس‌های ناپاک و درمانده جنود جهل به ساحت مقدس قرآن جسارت کردند اما اهل توحید می‌دانند این اقدامات پلید نه‌تنها چیزی از عظمت این گنجینه بزرگ الهی کم نمی‌کند بلکه هر چه زمان پیش می‌رود، ثمرات و معانی بکر و نوظهوری از این باغ فرخنده به جهان عرضه می‌شود و هر گوشه از این دریای ژرف، دُرّ و یاقوت جدید و زیبایی به بازار دانش و بینش انسان امروز می‌افزاید و چراغ پرفروغ انوار مقدس آن، جهان خسته امروز و بریده از مکاتب دست‌ساز بشری را روزبه‌روز روشن‌تر می‌سازد.

از تمامی اندیشمندان و مسلمانان جهان دعوت می‌کنیم این حرکت زشت و پلید را محکوم و به سران کشورهای غربی هشدار دهند که ادامه چنین گستاخی‌های کفرآمیز، و نفرت پراکنی‌ها، تاوان سنگینی برای آن‌ها درپی خواهد داشت.

حیف و میل مواد کمکی IOM در غور

موسسهIOM از طریق کمیته ضدحوادث و آمریت امورمهاجرین برای بیجا شدگان گهگاهی مواد غذایی و غیر غذایی توزیع میکند که در نحوه شناسایی و تشخیص مستحقین پرسش های بیشماری وجود دارد.

براساس معلومات موثق  محمدرضا عرفان نماینده IOM درتبانی با برخی از کارمندان از دوسال بدینسو افرادی را طوری دربست و برای ساعات معین از میان کارگران روی جاده انتخاب میکنند و با تادیه مبلغ اندکی آنها را در صف بیجاشدگان و افراد مستحق جا میزنند و سپس مواد را از آنها تسلیم و در بازار آزاد بفروش میرسانند.

بهمین ترتیب نماینده موسسه مذکور که متهم به انواع و اقسام فساد اخلاقی و مالی است  تشخیص افراد مستحق با کارمندان اداره های مربوطه را منوط به قوم هزاره میداند و بس.

برمبنای شکایات برخی از خانم ها محمدرضا نام با بدرفتاری های ناسنجیده حتی برخی کمک ها را برای خانم ها منوط به ارتباط جنسی مینماید.

امید میرود اداره محترم IOM اجازه ندهد کمک های آن صرف مسائل شخصی و قومی و حتی جنسی گردد.

هشدار به مردم غور! کرونا گسترش یافته است!!!

گزارش های واصله حاکی‌است دها مورد ابتلا به ویروس کرونا در قراء و قصبات ولایت غور وجود دارد و دامنه‌ی آن همه روزه توسعه میابد.

براساس راپور های موثق قریب به 200 مورد مثبت ویروس کرونا(برویت ظاهری) در مناطق حومه فیروزکوه وجود دارد که مریضان از ترس برخورد خشین داکتران نمی‌خواهند به شفاخانه ولایتی مراجعه کنند.

هکذا، دها مورد دیگر  از ولسوالی‌ها گزارش گردیده است.

از سوی دیگر، بدنبال تبلیغات منفی برخی از نیم‌چه ملاها که گویا کرونا مخصوص کفار و فاسقین است و مسلمانان را مصاب نمی‌سازد، بسیاری از بیماران باوصف داشتن علایم بارز کرونا، آنرا انکار می‌کنند تا در منطقه ودر میان مردم بنام فاسق و فاجر معرفی نگردند.

شایان ذکر است که عرضه خدمات در ولایت غور محدود و انحصاری است و مسوولین بی کفایت و معامله گر موسسه CHA (تکه داران بخش صحت غور) کوچکترین توجه و برنامه‌ی پیرامون آگادهی دهی و جلوگیری از شیروع این ویروس مهلک ندارد.

کشف داروی جدید کرونا

 دانشمندان دارویی را کشف کرده‌اند که به شکل موثری جلوی اتصال ویروس کرونا به بدنه سلول‌ها را مسدود می‌کند و می‌تواند به صورت بالقوه سبب درمان بیماری کووید ۱۹ در همان ساعات اولیه شود. این داروی جدید توسط گروهی از دانشمندان در نقاط مختلف جهان و به سرپرستی دانشگاه بریتیش‌کلمبیا در کانادا کشف شده است. داروی کشف‌شده توسط این گروه تحقیقات بین‌المللی، اکنون نام علمی hrsACE2 را دارد و به‌زودی آزمایش های بالینی آن توسط شرکت Apeiron Biologics در اروپا آغاز خواهد شد. این تحقیقات نشان داده است که ویروس کرونا می‌تواند علاوه بر ریه به صورت مستقیم در رگ‌های خونی و کلیه تکثیر شود. نتیجه کشت سلولی آزمایشگاهی نشان داده است که داروی جدید می‌تواند میزان ویروس در بافت آلوده را بین هزار تا پنج هزار برابر وضعیت عادی، کاهش دهد. تحقیقات درباره این داروی جدید بر دو جنبه متمرکز بوده است. از یک سو نحوه تعامل ویروس با غشای سلول‌های بدن انسان و چگونگی بی‌اثر کردن مکانیسم اتصال ویروس به سلولهای بدن و آلوده کردن و از دیگر سو چگونگی گسترش عفونت در رگ‌ها و درگیر شدن کلیه با این بیماری است. ژوزف پنینگر، سرپرست تیم تحقیق این دارو در دانشگاه بریتیش کلمبیا گفته است که «ما امیدواریم که نتایج تحقیقات ما به تولید گسترده داروی جدید برای درمان این بیماری همه‌گیر منجر شود». در این تحقیق یک پروتئین کلیدی به نام ACE2 در سطح غشای سلولی کشف شده است که نقش مهمی در فرآیند اتصال ویروس به سلول‌های بدن ایفا می‌کند.

اعلامیه کنفرانس ژنو در مورد افغانستان

مقدمه
۱ . حکومت وحدت ملی(بعد از این در این متن حکومت گفته خواهد شد) و جامعه بین‌المللی به روزهای ۲۷ و ۲۸ نومبر۲۰۱۸ در مقر سازمان ملل متحد در ژنو برای تجدید مشارکت و همکاری‌شان برای صلح، رفاه و خودکفایی افغانستان، دیدار نمودند.
۲ . در میانه دهه تحول افغانستان(۲۰۲۴ – ۲۰۱۵)، اشتراک کنندگان از پیشرفت‌های صورت گرفته در راستای خودکفائی افغانستان یاد آوری نمودند، اما تشخیص دادند که چالش‌های جدیی از جمله ناامنی، فقر و فساد هنوز پا برجا است. این چالش‌ها به تسریع تلاش‌های مشترک اشتراک کنندگان در زمان باقیمانده از دهه تحول نیاز دارد. به همین منظور، اشتراک کنندگان بر تعهدشان نسبت به پاسخگویی متقابل و برآورده ساختن تعهدات مورد توافق طرفین از سوی دولت و جامعه بین‌المللی برای ایجاد محیط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که افغانستان را قادر به تقویت صلح، امنیت و انکشاف پایدار بسازد، دوباره تاکید نمودند. عمل نمودن حکومت بر تعهداتش کلید استمرار حمایت بین‌المللی خواهد بود.
۳ . اشتراک کنندگان بر لزوم تعمیق همکاری‌های منطقوی در تمام ساحات به شمول عرصه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، به نفع کل منطقه تاکید کردند.
۴ . پاسخگویی متقابل میان حکومت و جامعه بین‌المللی، مسیر و محتوای اصلاحات برای رسیدن به خودکفایی را تعیین می‌نماید. این کنفرانس پیشرفت‌ها و اصلاحاتی را که تاکنون بر اساس سند خودکفایی از طریق چارچوب پاسخگویی متقابل(SMAF) به دست آمده و اهداف قابل حصول آن برای سال ۲۰۱۸ – ۲۰۱۷ را مورد بررسی قرار داد. اشتراک کنندگان پیشرفت در بسیاری از بخش‌های اصلاحات را تائید کردند و روی این موضوع توافق نظر داشتند که هنوز نیاز است که کارهای زیادی صورت گیرد، از جمله: تقویت رشد اقتصادی همه شمول؛ کاهش فقر؛ اشتغال زایی؛ مبارزه با فساد؛ توانمند سازی زنان؛ و بهبود حکومت داری، حاکمیت قانون و حقوق بشر. با این روحیه، و در ادامه خودکفایی از طریق چارچوب پاسخگویی متقابل(SMAF)، اشتراک کنندگان چارچوب پاسخگویی متقابل ژنو(GMAF) را با اهداف اصلاحی قابل سنجش و تعهدات برای حکومت و جامعه بین المللی برای سال های ۲۰۲۰ – ۲۰۱۹ تصویب نمودند. چارچوب پاسخگویی متقابل ژنو(GMAF) اقدامات را در مطابقت با چارچوب ملی انکشاف و صلح افغانستان و برنامه های اولویت ملی آن تنظیم می‌نماید. اشتراک کنندگان بر لزوم تاکید بیشتر بر تطبیق برنامه‌های اولویت ملی و حصول اطمینان از رسیدن منفعت آن به تمام مردم، به خصوص کسانی که در فقر به سر می‌برند، اذعان نمودند.
۵ . در آستانه برگزاری این کنفرانس، افغانستان در مورد عملی‌کردن ۶ معیار موافقت نمود:
۱ : برگزاری انتخابات پارلمانی شفاف، عادلانه و معتبر
۲ : پیشبرد مبارزه علیه فساد اداری، یعنی اجرای احکام دستگیری که تا اکنون معطل مانده است
۳ : اصلاح سکتور امنیت به ویژه تکمیل ثبت نام بایومتریک پرسونل پولیس
۴ : عملی کردن معیارهای صندوق جهانی پول
۵ : پیشبرد انکشاف سکتور خصوصی از طریق تصویب قوانین کلیدی از قبیل قانون استخراج معادن و قانون توزیع زمین

ادامه نوشته

احیای شب و روز

در قرآن کریم دو سوره مشابه و هم‌جوار وجود دارد که از نظر زمانی و مکانی شباهت زیادی به هم دارند؛ سوره‌ی مزمل و مدثر. به لحاظ تشابه ملاحظه می‌شود که در لفظ و معنا به هم نزدیک هستند یعنی هر دو سوره با خطاب به رسول خدا آغاز می‌شوند: "يا أيها المزمل" و "يا أيها المدثر" هم‌چنین هر دو سوره به قیام و برخاستن امر می‌کند. به لحاظ زمانی هم هر دو سوره پشت سر هم یا در فاصله‌ی زمانی نزدیک به هم در اوایل بعثت نازل شده‌اند. به لحاظ هم‌جواری نیز هر دو سوره در مصحف شریف در کنار هم آمده‌اند با این که بسیاری از سوره‌ها و آیات قرآن در نزول نزدیک به هم اما در ترتیب دور از هم قرار دارند.

نکته‌ی جالب توجه در این دو سوره امر به قیام و حرکت در آغاز هر دو سوره است:

"يا أيها المزمل قم الليل" ای مرد جامه بر خود پیچیده‌  شب را به پای‌دار، مگر اندکی از آن را

"يا أيها المدثر قم فأنذر" ای مرد جامه بر خود پیچیده‌ برخیز و هشدار ده‌

دو امر با یک لفظ اما در دو جهت متفاوت؛ امر نخست یعنی احیای شب در دین و دینداری، در عبادت و تقرب به خدا و تزکیه و تربیت جایگاه خاصی دارد و متناسب با کاری که در آن انجام می‌شود اصطلاح خاص "قیام اللیل" بر آن اطاق شده است.

امر دوم "قم فإنذر" هیچ یک از ملزومات امر نخست را در برندارد به همین خاطر می‌خواهم در این مختصر قدری به آن بپردازم.

با نگاه به سوره‌ی مدثر و کلمات آغازین آن و نیز در مقایسه با آغاز سوره‌ی مزمل اولین چیزی به ذهن می‌آید "قیام النهار" است یعنی همان نکاتی که در "قیام اللیل" مطرح است. به عبارتی دیگر اگر مضمون قیام اللیل نماز و ذکر و تلاوت است "قم الليل إلا قليلا (*) نصفه أو انقص منه قليلا (*) أو زد عليه ورتل القرآن ترتيلا" شب را به پای‌دار / مگر اندکی از آن را نیمه‌اش، یا اندکی از نیمه کم نما / یا اندکی بر آن بیفزا، و قرآن را شمرده و شیوا بخوان.‌

پس قیام النهار یعنی دعوت با تمام صیغه‌های دعوت و تمام مجاهدت و تلاشی که به آن نیاز است: "قم فأنذر (*) وربك فكبر (*) وثيابك فطهر(*)  والرجز فاهجر (*) ولا تمنن تستكثر (*) ولربك فاصبر" برخیز و هشدار ده / ‌و پروردگارت را تکبیر گوی‌ / و جامه‌ات را پاکیزه بدار / و از پليدى دور شو /  و منّت مگذار و فزونى مطلب.

 

سوره‌ی مزمل که به قیام اللیل امر می‌کند دیری نمی‌پاید که نگاه‌ها را به سمت قیام النهار می‌برد یعنی قبل این که سوره‌ی بعدی یعنی مدثر به آن بپردازد. خدای متعال پس از تشویق به قیام اللیل و بیان اهمیت آن "إن ناشئة الليل هي أشد وطئا وأقوم قيلا" بی‌گمان شب‌خیزی بیشتر موافقت [دل و زبان‌] در بردارد و از لحاظ سخن استوارتر است.‌

بحث قیام النهار را مطرح می‌کند: "إن لك في النهار سبحا طويلا" تو را در روز کار و کوشش بسیار است.‌

علامه این عاشور در شرح این نکته می‌نویسد: شب را بیدار باش زیرا قیام شب تأثیرش شگرف و سخنش استوارتر است. در روز مشغله‌ی فراوان داری و مجالی برای خلوت با خود در آن نمی‌یابی. رسول گرامی اسلام روز را به دعوت و تبلیغ قرآن و آموزش دین می‌گذراند؛ با مشرکان به بحث و گفتگو می‌نشست و به دنبال مؤمنان ستمدیده می‌گشت. خدای متعال از همه‌ی این کارها با نام "سبحا طویلا" یعنی کار و کوشش زیاد یاد کرده است. [التحرير والتنوير ج 92 ـ ص 462]

همان گونه که رسول گرامی اسلام بخشی از شب را به عبادت خدا اختصاص می‌داد، بخش اعظم روزش را به تلاش و کوشش و رویارویی با دشمنان و بدخواهان می‌گذراند. "وإنه لما قام عبد الله يدعوه كادوا يكونون عليه لِبَدا (*) قال إنما أدعو ربي ولا أشرك به أحدا" و چنین بود که چون بنده خدا [محمد -ص-] او را به نیایش می‌خواند، نزدیکشان بود که بر سر او بریزند / بگو فقط پروردگارم را به نیایش می‌خوانم و هیچ کس را شریک او نمی‌شمارم‌

اگر قیام اللیل تأثیر شگرفی در تربیت و تزکیه دارد حکم آن مستحب و غالبا برای ترغیب است و در محدوده‌ی زمانی بخشی از شب انجام می‌گیرد که قابل کاهش یا افزایش است. اما قیام النهار یعنی دعوت و تبلیغ و تلاش و کوشش علاوه بر مستحباتی که دارد چندین فریضه را نیز شامل می‌شود. به همین خاطر مهم‌تر و مؤکدتر است و زمانی که باید به آن اختصاص یابد طبیعتا باید طولانی‌تر باشد: "سبحا طويلا"

در زمان کنونی ما بیش از پیش به احیای قیام النهار و درک جایگاه و کارایی آن نیازمندیم. ما به دعوت نیازمندیم هم‌چنان که به دعا و اعمالی که در قیام النهار مطرح است نیاز داریم: "قم- فأنذر- وربك فكبر- وثيابك فطهر- والرجز فاهجر- ولا تمنن تستكثر" به پاخاستن، انذار، تعظیم پروردگار، پاکی لباس، دوری از پلیدی و پرهیز از منت نهادن وافزون‌طلبی.

هم‌چنان که به اعمال مربوط به قیام اللیل یعنی ركوع، سجود، تلاوت، ذكر و دعاء نیاز داریم. تا جایی که دسته‌ی اول اعمال از نگاه شرع واجب‌تر و مؤکدتر است.

نظام های انتخاباتی

۱. نظام اکثریتی: نظام انتخابی اکثریتی نظامی است که برنده با بدست آوردن اکثریت آرا تعیین می‌شود. این اکثریت می‌تواند مطلق یا نسبی باشد. نظام رای واحد غیرقابل انتقال به صورت عموم از زیر مجموعه‌های نظام اکثریتی است.

۲. نظام تناسبی: این نظام را از این جهت تناسبی می‌خوانند که در نتیجه عملی شدن آن میان درصد آرای استفاده شده و درصد کرسی های بدست آمده در پارلمان، تناسب مستقیم و معقول وجود دارد. در این نظام بیشتر احزاب نامزد می‌شوند، نه کاندیداهای مستقل.

۳. نظام مختلط: این نظام در واقع ترکیبی از نظام اکثریتی و نظام تناسبی است و کشورها با در نظر داشتن شرایط جامعه، در صورتیکه یکی از نظام‌های اشاره شده در بالا به تنهایی موثر نباشد، از نظام مختلط استفاده می‌کنند

ادامه نوشته

اتاق فکر ارگ افغانستان

اتاق فکر ارگ متشکل از افراد نخبه، باتجربه و تحصیلکرد شبیه مرکز تحقیقات جهانی یهود مستقر در امریکاست که تمام قضایای دنیا و مسائل مرتبط به اسرایل در آنجا تحلیل و تجزیه و برنامه ریزی میشود.  این مرکز طوری دایم فعال و برنامه های متنوع را طرح و هرازگاهی با درنظرداشت تحولات جهان و منافع اسرایل بازنگری مجدد مینماید.

درافغانستان سیاسیون تازه کار(غیرپشتون) در تحولات چهاردهه گذشته فاقد چنین مفکورهء بودند. آنان عقل شان ازکار افتاده و بیمار،منطق شان گلوله تفنگ، فکر شان پول و زن و زمین، دید شان محدوده ایزاربند پدرکلان و استراتیژی شان استوار بر دیوانگی وحماقت بود و هنوزهم %90 پیر و جوان شان در طفولیت عقلی بسر میبرند.

بعقیده نگارنده خلع قدرت کامل تاجیک ها و ازبک ها به نفع مردم عادی است تا زمینه ظهور نسل جدید از میان توده های رنجکشیده و محنت دیده مهیا شود. نسلی که رنج و غم و خون و تبعیض و بی کفایتی تکه داران قوم و سمت قامت رسا و استوارشان را خم کرده است. 

  با نگاه گذرا بر تحولات یک و نیم دهه پسا طالبان به سادگی متوجه اشتباهات جبران ناپزیر سیاستمداران و تکه داران قومی و سمتی میشوید که بخاطر منافع شخصی شان سرنوشت یک ملت را یکشبه به قمار زدند و سران نابکار فعلی تاجیک در رأس این خیانت قرار دارند.

برای کسی پوشیده نیست که جمعیت درصف واحد با امریکایی ها قرار گرفت و رژیم طالب را ساقط کرد. 

پرفیسور برهان الدین ربانی رئیس جمهور قانونی افغانستان بود و از جانب ملل متحد و قریب همه کشورهای دنیا رسمیت داشت او زمانی نادیده گرفت شد که بر تمام قلمرو کشور تسلط یافت. اگر از سران جبهه به اصطلاح شمال پرسیده شود که چه نیازی بود تا یک چهره مزدور، مرموز و بدون پشتوانه مردمی بایک قدیفه کهنه و پوسیده جاگزین رییس جمهور قانونی افغانستان شود؟ پاسخ شان جز خاموشی وعوام فریبی چیز دیگری نیست.

درجلسه بن  تنها دو نفر طرفدار شاه مخلوع بود سایر اعضای مؤثر همه مربوط به جبهه شمال تحت قیادت استاد ربانی بود. اولین کسانی که ادامه ریاست مرحوم ربانی را رد کردند و برای کرزی رای دادند محمدیونس قانونی و داکتر عبدالله بودند.

 اشرف غنی زمانی وارد افغانستان شد که جمعیت دارای 15 وزیر و معاون نخست ریاست جمهوری بود. حالا او رییس جمهور است و فرد اول جمعیت را بعنوان مامور زیر دستش قبول ندارد؟؟!!

شاید بعضی ها استدلال کنند که نقش خارجی ها باعث تحولات و تضعیف جمعیت گردید، این استدلال باطل و برای اهل خرد خنده آور است. واقعیت اینست که جمعیت دریک صف با امریکایی ها جنگید و اگر تعامل نمیتوانست چرا تن به چنین ذلتی میداد؟؟؟

اشرف غنی در تمام محافل با افتخار میگوید برای استیلای خارجی ها در این کشور طرف هیچ افغانی یک مرمی فیر نکرده است.

همین که  واقعیت ها را  نمی پزیریم و از رهبران معامله گر و هرزه و بی کفایت بت میسازیم و خلاف دستور پیامبر و صحابه که اگر اشتباهی را دیدیم به اصلاح آن پردازیم عمل میکنیم و بر خر جهل سواریم و نشاندهند طفولیت عقلی ماست.

بررسی شبهات قمی  در مورد حادثه افک

در تفسیر قمی۱ در توضیح آیه: {إِنَّ الَّذِینَ جَاءُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَهٌ مِنْکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِی تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ} [النور:۱۱] آمده است که، عامه مردم روایت کره اند که این آیه در مورد عائشه و آنچه از بهتان به وی در حال برگشتن از غزوه بنی مصطلق من جانب خزاعه نسبت دادند نازل گشته است و این در حالی است که خواص روایت نموده اند که این آیه در مورد ماریه قبطی نازل شد که عائشه به وی تهمت زد .

در مورد آیات افک که عالم و عوام می دانند که در مورد پاکی عائشه رضی الله عنها نازل شده از بهتانی که اسلاف قمی در جریان گم شدن گردنبند وی که در هنگام برگشت لشکر مسلمین از غزوه بنی مصطلق در بیابان گم کرد به وی زده بودند، اما قمی و امثالش می خواهند جریان این داستان را طوری دیگر وانمود کنند وحقیقت آن را وارونه جلوه دهند تا مجبور نشوند که هیچ نوع فضیلتی برایش اقرار نمایند، چه فضلی بالاتر از این که ام المومنین را در برگرفته وی بر امثالش فخر ورزد که الله سبحانه و تعالی پاکی و برائت وی را از بالای هفت آسمان نازل کرده است .

فراموش نکنیم که علی رضی الله عنه نیز ربطی به این جریان دارد، هنگامی که شایعات در مدینه پیچید، رسول الله – صلی الله علیه و آله وسلم – با ایشان مشوره نمود و ایشان براساس آنچه که روایات بیان نموده اند گفت: همانا زن بسیار است . وی زبانش را با گفتن حرفهای ناپسنده در مورد مادرم عائشه آلوده ننمود و هیچ گونه شکی به دل راه نداد، چون ایشان به اتفاق افتادن این امر اعتقاد نداشت، تنها هم و فکرش این بود که رسول-صلی الله علیه و آله وسلم – را از این پریشانی برهاند لذا گمان می کرد که اگر رسول الله- صلی الله علیه و آله وسلم – دستش را از این زن بردارد و دیگری را جایگزینش نماید خیالش راحت خواهد شد.

ادامه نوشته

کفاره

احکام فقهی مرتبط با انواع کفاره‌ها را تشریح می‌کند. اثر حاضر، مهم‌ترین کفاره‌ها و احکام مربوط به هریک از آنها را با نثری ساده و شیوه‌ای واضح توضیح داده است و می‌تواند پاسخگوی نیازهای جامعه در این رابطه باشد. توجه نویسنده، بیشترمعطوف به احکام کفاره‌هایی بوده است که اکثر مردم در زندگی روزمره خود با آنها سر و کار دارند و خواهان شناختِ شیوه اجرای آنها می‌باشند. وی در هر فصل، پس از ارائه تعریفی مختصر از موضوع مورد بحث، آیات و دستور قرآن کریم را در مورد حکمِ هر مورد ذکر کرده و سپس حکمِ فقهی آن را شرح می‌دهد. این احکام عبارتند از: کفاره سوگندها، کفاره نذر، کفاره قتل، کفاره ظِهار، کفاره إیلاء، کفاره جماع در روز ماه رمضان، فدیه ارتکاب به اعمال ممنوعه و نهی‌شده در حج.

ناسیونالیزم اسلامی

دیدگاه اسلام را درباره فرقه‌گرایی و ملیت بررسی کرده و موضع‌گیری صحیح اسلامی را در قبال این مقوله شرح می‌دهد. نویسنده در این اثر، اساس اندیشه ناسیونالیزم را شرح می‌دهد و به توضیح موارد تناقض ارزشهای آن با عقاید اسلامی می‌پردازد. وی اشاره می‌کند که چگونه مسایلی همچون قومیت، تمایزات رنگ، نژاد و وابستگی سیاسی، باعث جدایی انسانها در مکتب ناسیونالیزم می‌گردد. او در ادامه، با بهره‌گیری از آیات قرآن کریم و احادیث شریف نبوی، از دشمنی اسلام با تعصب و قوم‌گرایی سخن می‌گوید و ضمن اشاره به اخلاق پسندیدۀ انصار در یاری مهاجران رضي الله عنهم أجمعين ، روح اتحاد اسلامی را تبیین می‌کند و شرحی بر اصول اتحاد و همدلی دینی در اسلام ارائه می‌دهد.

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس چیست و از کجا می آید؟ اعتماد به نفس قدرتی است که در درون هرکسی وجود دارد. اعتماد به نفس، یعنی توانایی و علاقه برای خلق چیزهایی که شما در زندگی به آن احتیاج دارید. مشکل اینجاست که ما بیشتر وقت ها این قدرت خودرا فراموش می کنیم! این کتاب کوچک قصد دارد، اعتماد به نفس شما را نشانتان بدهد تا همیشه و در هر حالت به آن اتکا کنید، این کتاب کوچک این ویژگی را دارد که می توانید، آن را همه جا همراه خود ببرید و از آن استفاده کنید. با مطالعه کتاب "135 نکته برای اعتماد به نفس"، شما با ابزارهای تغییر شرایط زندگی آشنا می شوید. این کتاب ترس را به شما نشان می دهد تا بتوانید آن را کنار بگذارید و بر آن غلبه کنید.
مطمئن باشید هر بار که این کتاب را می خوانید، افکار قدرتمندی در ذهن شما نقش می بندد افکاری که باعث می شود، اعتماد به نفستان بیشتر و بیشتر رشد کند. بنابراین بیشتر وقت ها این کتاب را بخوانید، به خصوص وقتی که با موفقیت تازه ای در زندگی خود رو به رو می‌شوید. وقتی یاد بگیرید که چگونه زندگی را با احساس جرأت، اطمینان، کمال و لذت بپذیرید، راه حل همه مشکلات به شما الهام می شود.

اسلام دین آسان گیری و تسامح است

دین اسلام آخرین پیغام آسمانی است که خداوند آنرا برای همه مردم فرو فرستاده است چه در مشرق و چه در مغرب، برای زن و مرد، قدرتمند و ناتوان، ثروتمند و فقیر، دانا و نادان، سالم و بیمار؛ به همین خاطر خداوند عظیم‌الشأن با لطف و کرم خویش پیغام خود را به گونه‌ای نازل فرموده که فهم آن برای هر کسی میسّر می‌باشد و عمل نمودن به آن سهل و آسان می‌باشد. و نیز همه مردم را در خود جای می‌دهد و هر مکلفی می‌تواند آنرا انجام دهد. دین اسلام در واقع ابتدا رخصت و مجاز بودن است بعد عزم و اراده، آسان‌گیر و طبیعتی ملایم و نرم دارد، یعنی دین اسلام در پی آن است که مشقت و حرج را از مردم بَر دارد.

نامه پیامبر به قیصر پادشاه روم

بزار از دِحْیه کلبى t روایت نموده که وى گفت: پیامبر خدا ص مرا با نامه‏اى نزد قیصر فرستاد، نزد وى رفته آن نامه را برایش دادم، در آن اثناء یک برادر زاده‏اش که روى سرخ و چشمان کبود، موهاى نرم و فروهشته داشت، با وى بود، چون نامه را خواند، در آن چنین نوشته شده بود: مِنْ مُحَمَّد رَسُوْلِ‏اللَّهِ‏اِلى هِرَقْل صَاحِبِ الرُّوم

«از محمّد فرستاده خدا به هرقل صاحب روم» راوى مى‏گوید: برادرزاده‏اش نفس بلندى از طریق بینى خود کشیده، گفت: این نامه امروز خوانده نمى‏شود. قیصر به او گفت: چرا؟ برادرزاده‏اش جواب داد: وى نامه را به نام خود شروع نموده و در عوض «پادشاه روم» نوشته است: «صاحب روم» قیصر گفت: این نامه را حتماً بخوان. وى چون نامه را خواند و دیگران از نزد قیصر بیرون رفتند، قیصر مرا نزد خود فراخواند و اسقف را طلب نمود تا آنجا حاضر شود – اسقف صاحب کار آنها بود و به آنان مشورت مى‏داد – آنها اسقف را مطّلع ساختند، و قیصر (نیز) او را با خبر ساخته و کتاب را برایش خواند. اسقف به قیصر گفت: این همان کسى است که ما انتظار وى را مى‏کشیدیم، و عیسى(علیه‏السلام) ما را به آمدن او بشارت داده بود. قیصر از اسقف پرسید: پس به من چه امر مى‏کنى؟ اسقف خطاب به قیصر گفت: من وى را تصدیق نم‏وده و از او پیروى مى‏نمایم: ولى قیصر گفت: اگر من این کار را بکنم پادشاهى‏ام از دست مى‏رود. بعد از آن از نزد وى بیرون شدیم، قیصر کسى را دنبال ابوسفیان که در آن روز (هنوز مشرک بود) و در سرزمین قیصر حضور داشت، فرستاده و پرسید: از این کسى که در سرزمین شما ظهور نموده، صحبت کن که وى کیست؟ ابوسفیان گفت: او یک جوان است. قیصر پرسید: حسب و نسب وى در میان شما چطور است؟ گفت: در حسب و نسب هیچ کس ما از وى افضل نیست. قیصر گفت: این نشانه نبوّت است. پرسید: صدق و راستگویى وى چطور است؟ گفت: هرگز دروغ نگفته است. قیصر باز گفت: این نشان نبوّت است. قیصر در ادامه پرسید: کسانى که از شما بیرون شده و به طرف وى مى‏روند دوباره به طرف شما بر مى‏گردند؟ گفت: خیر، قیصر گفت: اى علّامت نبوّت است. و پرسید، آیا وقتى که یکجا با اصحابش به جنگ بیرون مى‏شود، شکست هم مى‏خورد؟ ابوسفیان گفت: قومى با وى جنگیدند، و او آنها را شکست داد، و آنها نیز وى را شکست دادند. قیصر گفت: این نشانه نبوّت است. راوى میگوید: قیصر بار دیگر مرا خواست و گفت: به رفیقت بگو، من مى‏دانم که وى نبى است، ولى با این همه سلطنت و پادشاهیم را ترک نمى‏کنم.

ادامه نوشته

گواهي مرد و زن (مساوات در شهادت)

 چرا گواهي يک مرد برابر با گواهي دو زن شمرده مي شود؟

جواب:

  1. دو گواه طبقۀ اناث در همه حالات برابر با يک گواه طبقۀ ذکور پنداشته نمي شود.

کم از کم سه آيت قرآنکريم در مورد گواهي بدون مقيد ساختن جنسيت گواه به ذکور و اناث بحث مي کند که قرار آتي تذکّر داده مي شوند:

  • در هنگام وصيّت ميراث بايد دو شخص عادل گواه باشد

در آيت ۱۰۶ سورۀ مائده خداوند متعال مي فرمايد:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ» مائده: ۱۰۶

«اي کساني که ايمان آورده ايد! هنگامي که مرگ يکي از شما فرا رسد، در موقع وصيت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد، يا اگر مسافرت کرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، (و در آنجا مسلماني نيافتيد) دو نفر از غير خود تان را به گواهي بطلبيد».

 

  • دو شخص عادل در قضيۀ طلاق ضرورت است

«وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ» طلاق: ۲

«و دو شخص عادل از خود تان را گواه گيريد، و شهادت را براي خدا بر پا داريد».

 

  • چار گواه در قضيۀ اتهام بر زن پاکدامن ضرورت است

« وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (۴ نور

«و کسانيکه زنان پاکدامن را متهم مي کنند، سپس چار شاهد (بر مدّعاي خود) نمي آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادت شان را هر گزي نپذيريد، و آنها همان فاسقان اند!»

 

  1. دو گواه زن تنها در معاملات پولي برابر با يک گواه مرد است

اگر بگوييم در همه حالت ها دو شاهد زن برابر با يک شاهد مرد شمرده مي شود، خلاف حقيقت است، زيرا اين اصل صرف در بعضي قضيه هاي مخصوص تحقّق مي پذيرد. در مجموع پنج آيت در قرآن شريف وجود دارد که در بارۀ گواهي بدون مشخص ساختن جنسيت گواهان بحث مي کند. تنها آيت ۲۸۲ سورۀ بقره دلالت بر مساوات دو شاهد زن با يک مرد دارد که اين طويل ترين آيت قرآنکريم بوده و در مورد معاملات مالي بحث مي کند:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى» بقره: ۲۸۲

«اي کسانيکه ايمان آورده ايد! هنگامي که بدهي مدّت داري (بخاطر وام و يا داد و ستد) به يکديگر پيدا کنيد، آنرا بنويسيد! و بايد نويسندۀ از روي عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حق) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبود، يک مرد و دو زن از کسانيکه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب کنيد! ( و اين دو زن بايد به هم شاهد قرار گيرند) تا اگر يکي انحرافي يافت، ديگري به او ياد آوري کند!»

اين آيت صرف با معاملات مالي سرو کار دارد. در چنين حالت ها، توصيه شده است تا موافقتنامۀ نوشتاري بين هردو جانب تصنيف شده و دو شاهد گرفته شود، بهتر است اگر هر دو مرد باشند، ولي اگر دو مرد پيدا نشد، يک مرد و دو زن کافيست.

(ياد داشت: خداوند متعال ذات حکيم و خبير است. در تقاضاي گواهي دو زن با هم يک حکمت اين است که در امورات محکمه زنان نسبت به مردان زودتر هراسان شده و افکار شان را وکيل فريق مقابل به آساني مغشوش مي سازد و همچنان به تنهايي براي يک زن با عزّت رفتن به محکمه کار آسان نيست؛ از همين سبب اوّل از آنها براي گواهي تقاضا نمي شود، ولي در صورتيکه ضرورت ايجاب کند، براي تقويت روحي او از يک خانم ديگر نيز تقاضا مي شود، از اين سبب حضور دو زن لازم است.

بايد ياد آور شد که اين مسئله به حيثيت اجتماعي زنان لطمه وارد نمي کند، زيرا از يک سوء از حضور او به تنهايي در محضر عام جلوگيري مي کند و از سوي ديگر سبب آرامش خاطر آنها مي شود. بر علاوه در اين آيت آشکارا بيان گرديده که گواهي را يک زن انجام مي دهد و دومي صرف در صورت فراموشي به او ياد آوري مي کند.)[۱]

به طور مثال فرض کنيد شخص مي خواهد از سبب بيماري خاصّي تحت عمليات قرار گيرد، او براي اطمينان خاطر در مورد خصوصيات عمليات و معالجه از دو داکتر جراح متخصّص مشوره خواهد گرفت، امّا اگر دو جراح متخصّص در دسترس نبود، انتخاب دوم مشوره با يک جراح متخصّص و دو داکتر عمومي مي باشد.

به عين شکل در گواهي معاملات مالي دو مرد ترجيح داده مي شود زيرا اسلام از مردان توقّع دارد که کفيل خرج خانواده باشند و از آن جاييکه مسئوليت مالي خانواده ها توسط مردان شانه مي شود، انتظار مي رود که مردان در معاملات مالي نسبت به زنان بيشتر با اطلاع و با تجربه باشند. و انتخاب دوّم، گواهان مي توانند يک مرد و دو زن باشند تا اگر يکي از آنها اشتباه کند، دومي بتواند به او ياد آوري کند. لغت عربي يي که در قرآن ذکر شده «تضل» مي باشد که به معناي «گيج و مغشوش» يا «در اشتباه بودن» آمده. اکثر مردم اين لغت را به ناداني «فراموش کردن» ترجمه کرده اند.

قابل ياد آوريست که گواهي دو زن برابر يک مرد تنها و تنها در معاملات مالي محسوب مي شود.

 

  1. در قضيۀ قتل نيز گواهي دو زن با يک مرد برابر محسوب مي شود

بعضي از دانشوران به اين باور اند که طبيعت زنان مي تواند بر گواهي در قضيۀ قتل تأثير گذار باشد. در چنين حالات زنان نسبت به مردان بيشتر وحشت زده مي شوند و از سبب سرشت نرم و احساساتي، ممکن گيچ شوند. ازهمين سبب، از ديدگاه بعضي حقوق دانان در قضيۀ قتل گواهي دو زن با يک مرد برابر است. در تمام قضيه هاي ديگر گواهي مرد و زن يکسان محسوب مي شود.

 

  1. قرآن کريم گواهي مرد و زن را واضحاً برابر اعلام مي کند

بعضي از دانشوران به اين باور اند که بايد قاعدۀ مساوات گواهي دو زن با يک مرد در همه قضيه ها بکار برده شود، امّا موافقت به اين نظريه درست نيست، زيرا آيت ۶ سورۀ نور بصورت واضح گواهي مرد و زن را کاملاً برابر مي خواند:

«وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ (۶ نور

«و کساني که همسران خود را به (عمل منافي عفّت) متهم مي کنند، و گواهاني جز خود شان ندارند، هر يک از آنها بايد چار بار بنام خدا شهادت دهد که از راستگويان است.»

 

  1. گواهي عايشه رضي الله عنها به تنهايي براي پذيرفتن حديث کافيست

حضرت عايشه رضي الله عنها فرزند ابوبکر صديق رضي الله عنه و خانم حضرت گرامي محمد صلي الله عليه و سلم ۲۲۲۰ حديث از پيغمبر صلي الله عليه و سلّم روايت کرده که به تنهايي گواهي او دقيق و صحيح شمرده مي شود؛ پس براي ثبوت گواهي زنان تنها همين دليل بسنده مي کند. همچنان تعداد زياد حقوق دانان و فقيه بر اين امر موافقت دارند که حتا گواهي يک زن براي ديدن هلال مهتاب کفايت مي کند.

مي بينيم که گواهي يک زن براي يکي از بناهاي اسلام (روزه) کفايت مي کند و تمام جامعۀ اسلامي (مردان و زنان) به گواهي او موافقت نموه و آنرا بسنده مي شمارند! بعضي فقيه ها به اين نظر اند که براي ديدن هلال در آغاز ماه مبارک رمضان يک گواه و در ختم آن دو گواه ضرورت است – بدون هيچ نوع تفاوت جنسي در گواهان!

 

  1. در بعضي قضيه ها تنها گواه زن ضرورت است

بعضي واقعات تنها به گواهي طبقۀ اناث نياز دارد و طبقۀ ذکور بحيث گواه اصلاً پذيرفته نمي شود. بطور مثال در مشکلات زنانه، در هنگام غسل ميت (زن) … گواه بايد از زنان باشد.

نابرابري ظاهري گواهي مرد و زن در معاملات مالي نمايندگي از هيچ نوع نابرابر ميان مرد و زن در اسلام نکرده و اين نامساوات تنها و تنها به سبب طبيعت دوگانه و نقش هاي مختلف مرد و زن در جامعه مي باشد.

 

دیدگاههای متفاوت پیرامون قضای نماز

قضای نماز:

قبلاٌ در مورد این موضوع از بنده سوال شده بود که من هم به طور مختصر آن را پاسخ گفته بودم، اما از این جهت که این موضوع از اهمیتی ویژه برخوردار است و سر زبان ها افتاده و همچنین با ایمان و اعتقادات مردم گره خورده ،لذا بر خود لازم دانستم به منابع مربوطه رجوع کنم و بعد از تحقیقی مفصل نتایج را خدمت عزیزان تقدیم کنم.

سوال۱: آیا نماز از دست رفته قضا می شود؟ و اگر قابل قضا باشد این عمل به چه صورتی می باشد؟بعضی بر این باورند که نماز از دست رفته به دلیل تقدس نماز هیچ قضایی ندارد، آیا این باور صحیح است؟

پاسخ: اکثریت قریب به اتفاق علمای چهار مذهب اهل سنت بر این باورند که قضای نماز از دست رفته جایز است.

علمای ظاهری و بعضی از عالمان حنبلی مذهب وابسته به کتابخانه شیخ الاسلام ابن تیمیه، معتقدند نمازی که از روی قصد و عمد فوت شود،قضا لازم ندارد و در عوض آن و برای سنگین کردن ترازوی اعمالش در روز قیامت، اعمال حسنه زیاد انجام دهد یا نماز سنت ؛ زیاد بخواند توبه کند و از پروردگارش طلب مغفرت کند.

ادامه نوشته

فساد همچنان در افغانستان بیداد می کند

افغانستان در تازه‌ترین گزارش سازمان جهانی شفافیت که به وضعیت فساد اداری در ۱۷۵ کشور جهان پرداخته، به عنوان چهارمین کشور فاسد شناخته شده است.

سومالی، کره شمالی و سودان، سه کشوری هستند که در این فهرست پیش از افغانستان قرار دارند.

دولت افغانستان در چهارده سال گذشته تلاش‌های زیادی برای مبارزه با فساد اداری در این کشور کرده و نهادهای متعددی نیز با هدف از بین بردن فساد اداری، چه در چارچوب دولت افغانستان و چه به صورت مستقل تشکیل شده‌اند.

مبارزه با فساد از اصلی‌ترین وعده‌های رهبران حکومت وحدت ملی نیز بود. با این همه فساد اداری در این کشور نه‌تنها از بین نرفته بلکه به باور بسیاری با گذشت هر روز ریشه‌دارتر و گسترده‌تر هم می‌شود.

اما به تازگی یک نهاد مدنی در کابل، خط تلفنی به نام 'افشاگر' به راه انداخته که قرار است شکایت‌های مردمی در مورد وجود فساد اداری در اداره‌های دولتی این کشور را جمع‌آوری کند.

مرکز دیدبان شفافیت افغانستان که این خط تلفن را ایجاد کرده، می‌گوید که تنها شش ماه از عمر 'افشاگر' می‌گذرد با آن هم در همین مدت کم، بیشتر از ۶ هزار شکایت از طریق این خط تلفن ثبت شده است.

خان زمان امرخیل، رئیس این نهاد می‌گوید با آنکه مردم هنوز با این شماره آشنا نیستند اما آنها ۶۵۰۰ شکایت از وجود فساد، قانون‌شکنی و فرار از کار در اداره‌های دولتی سراسر این کشور دریافت کرده‌اند.

به گفته آقای امرخیل، بررسی این شکایت‌ها نشان می‌دهد که هیچ اداره یا نهاد دولتی در افغانستان نیست که در آن فساد اداری یا قانون‌شکنی وجود نداشته باشد.

شکایت‌ها بیشتر از شهرهای بزرگ افغانستان به این نهاد رسیده و اداره ترافیک (راهنمایی و رانندگی) و نهادهای قضایی بیشترین مورد شکایت از فساد اداری و قانون‌شکنی را از آن خود کرده‌اند.

مرکز خدمات تلفنی این نهاد یک اتاقک کوچک عایق‌شده در برابر صدا و یک دستگاه کامپیوتر است.

عاصف علی خیل، کارمند مرکز دیدبان شفافیت افغانستان مسئول پاسخگویی به تلفن‌ها و ثبت شکایت‎ها است. او روزانه دست کم ۳۰ شکایت را از کابل و ولایت‌های دیگر افغانستان ثبت می‌کند.

عاصف می‌گوید که حتی از ولایت‌های دورافتاده‌ای مانند نورستان هم مردم تماس می‌گیرند و از وجود فساد در اداره‌های محلی شکایت می‌کنند.

هرچند این نهاد صلاحیت رسیدگی به شکایت‌های ثبت‌شده را ندارد اما بر اساس توافقی که با حکومت افغانستان دارد، می‌تواند این شکایت‌ها را به صورت مستقیم در اختیار رئیس جمهوری این کشور قرار دهد.

یکی از کسانی که با شماره 'افشاگر' تماس گرفته، مردی از ولایت کنر در شرق افغانستان است.

او ادعا می‌کند که در جریان مناقصه برای ساخت ۲۶ مکتب (مدرسه) در ولایت نورستان برنده شده اما وزارت معارف (آموزش و پرورش) این کشور قرارداد مذکور را به فرد دیگری داده است.

او می‌گوید هم به وزیر معارف شکایت کرده و هم به کمیسیون رسیدگی به شکایت‌های وزارت معارف نامه نوشته است اما جوابی نگرفته و حالا امیدوار است تا از طریق این خط تلفن، شکایتش به گوش رئیس جمهوری برسد.

پیش از این وزارت داخله (کشور) افغانستان هم خط تلفن ویژه‌ای را برای رسیدگی به شکایت‌های مردم از پلیس این کشور راه‌اندازی کرده است.

صدیق صدیقی، سخنگوی این وزارت، شماره ۱۱۹ را مکانیزم بسیار قوی برای مبارزه با فساد در پلیس افغانستان می‌داند و می‌گوید که وزارت داخله این کشور از هر راه‌کار دیگری که به مبارزه با فساد اداری کمک کند، استقبال می‌کند.

مسئولان مرکز دیدبان شفافیت افغانستان امیدوارند که به کمک 'افشاگر' بتوانند مردم این کشور را تشویق کنند تا در کنار دیگر نهادهای مسئول، نقش پررنگ‌تر و موثرتری در مبارزه با فساد گسترده اداری بازی کنند.

متن بیانیه مشترک موگرینی و ظریف برای اعلام توافق هسته‌ای

فدریکا موگریتی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا صبح سه شنبه 14 ژوئیه بیانیه مشترکی برای اعلام توافق نهایی هسته ای میان ایران و گروه 1+5 قرائت کردند که متن آن از این قرار است:

امروز یک روز تاریخی است. برای ما افتخار بزرگی است که اعلام کنیم که به یک توافق درمورد موضوع برنامه هسته ای ایران دست یافته ایم.

با شجاعت، اراده سیاسی، احترام متقابل و مدیریت عالی، ما آنچه را که دنیا بدان امید بسته بود به سرانجام رساندیم: یک تعهد مشترک به صلح، تلاش مشترک برای امن تر کردن دنیایمان. امروز همچنین یک روز تاریخی است، بدان جهت که ما در حال ساخت شرایط لازم برای اعتماد و ایجاد فصل جدیدی در روابطمان هستیم.

این دستاورد محصول یک تلاش جمعی است.

هیچ کس تصور نمی کرد که این کار آسانی باشد. تصمیمات تاریخ ساز هرگز آسان نیستند. ولی به رغم همه فراز و فرودهای این مذاکرات و تمدیدهای مکرر، امید و اراده ما را قادر ساخت تا بر همه لحظات دشوار فائق آییم. ما همواره واقف بوده ایم که در قبال نسل حاضر و نسل های آینده مسئولیت داریم.

به يمن تعامل سازنده همه طرف ها، و تعهد و توانایی هیات هایمان، ما با موفقیت مذاکرات را به انجام رسانده و اختلافی را که بیش از 10 سال به درازا کشیده بود، حل و فصل کردیم.

طی دهه گذشته، افراد بسیاری در پیشبرد این مذاکرات دشوار نقش داشته اند و ما از همه آنها تشکر می کنیم، همانطور که مایلیم از آژانس بین المللی انرژی اتمی برای نقش اساسی و همکاری نزدیک آن، و نیز از دولت اتریش برای حمایت و مهمان نوازی اش سپاسگزاری کنیم.

ما، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور سیاست خارجی و امنیتی و وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، همراه با وزرای امور خارجه جمهوری خلق چین، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، انگليس و ايالات متحده آمریکا، پس از ماه ها کار فشرده در سطوح و اشکال مختلف، در اینجا در وین گرد هم آمدیم تا متن «برنامه جامع اقدام مشترک» را بر مبنای مولفه های اساسی که در تاریخ 13 فروردین ماه در لوزان سوئیس مورد موافقت واقع گردید، مذاکره کنیم.

امروز، ما متن نهایی «برنامه جامع اقدام مشترک» را مورد توافق قرار دادیم.

گروه 1+5 و جمهوری اسلامی ایران از این «برنامه جامع اقدام مشترک» تاریخی که ماهیت منحصرا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران را تضمین کرده و نشانگر تغییر بنیادین در رویکرد آنها نسبت به این موضوع می باشد، استقبال می کنند. آنها انتظار دارند که اجرای کامل این برجام نقشی مثبت در صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی ایفا نماید. ایران مجددا تاکید می نمایدکه تحت هیچ شرایطی در پی سلاح های هسته ای، ساخت یا تحصیل آنها نخواهد بود.

برنامه جامع مشترک دربرگیرنده برنامه‏ بلندمدت ایران مشتمل بر محدودیت های توافق شده در مورد برنامه هسته ای ایران بوده، و لغو جامع همه تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد و نیز تحریم های چندجانبه و یکجانبه مرتبط با برنامه هسته ای ایران، شامل گام هایی برای دسترسی در زمینه های تجارت، فن آوری، تامین مالی و انرژی، را موجب خواهد شد.

برنامه جامع اقدام مشترک، مشتمل بر یک متن اصلی و 5 پیوست فن در مورد موضوعات هسته ای، تحریم ها، همکاری در زمینه انرژی هسته ای صلح آمیز، تاسیس کمیسیون مشترک، و برنامه اجرایی می باشد. این اسناد با ذکر جزئیات و بسیار دقیق و پیچیده هستند بنابراین نمی توان خلاصه کاملی از آنها در اینجا ارائه کرد.

متن کامل و پیوست های آن در دسترس عموم قرار خواهد گرفت و ظرف چندروز آینده توسط گروه 1+5 برای تایید توسط شورای امنیت به آن شورا تسلیم خواهد شد.

ما می دانیم که این توافق مورد تدقیق و تامل ژرف قرار خواهد گرفت. اما آنچه که ما امروز اعلام می کنیم تنها یک توافق نیست، بلکه یک توافق خوب است. توافقی خوب برای همه طرف ها و برای کل جامعه بین الملل.

این توافق امکانات جدیدی را خواهد گشود و گامی است رو به جلو برای پایان دادن به بحرانی که بیش از 10 سال به طول انجامیده است.

ما متعهدیم تا اطمینان حاصل کنیم که با کمک آژانس بین المللی انرژی اتمی، این برنامه اقدام به طور کامل اجرا شود.

این نتیجه مذاکرات ماست اما پایان کار مشترک ما نیست. ما همچنان این وظیفه خطیر را مشترکا دنبال خواهیم نمود و از جامعه بین المللی می خواهیم که از اجرای این تلاش تاریخی حمایت کند.

 

مردم غور و انتخابات

داشتن حق رأی از جمله حقوق مدنی تمام شهروندان محسوب می گردد که در قانون اساسی افغانستان تسجیل گردیده است. و دولت مکلف است زمینه دسترسی تمام اتباع کشور را به مراکز اخذ رای جهت انتخاب رئیس جمهور، اعضای شورای ملی، اعضای شورای ولایتی و سایر بخش های که مطابق قانون از طریق انتخابات تعین میگردند فراهم نماید. البته نحوه انتخاب و استعمال رای به کاندید دلخواه در شرایط مناسب بدون از ارعاب ، تشویش و تهدید همانگونه که در قانون اساسی و قانون انتخابات و قانون مدنی افغانستان تعریف گردیده است. به گونه مستقیم، سری و آزاد باشد که نیازی به تطویل کلام درین فصل و باب احساس نمی شود. اما در حقیقت در تمام ولایات کشور به استثنای برخی مراکز، مقوله انتخابات چیزی بیشتر از یک درامهء مضحکه جهت اغفال مردم و به کرسی نشانیدن صاحبان زر و زور و تزویر نیست؟؟!!

در ولسوالی ها و قریجات آرای مردم بعد از چندین مرحله خرید و فروش در سطوح مختلیف بالاخره در محور قوم، منطقه و حزب میچرخد و بدن اذن و اطلاع دارندگان حقیقی رای، برای افرادی که مورد نظر خان و قوماندان است اختصاص داده میشود و نام آنرا میگذارند انتخابات آزاد به شیوه  دیمو کراتیک و پسندیده ؟؟؟

  در ولایت غور شاید بدترین نوع انتخابات باشد، زیرا عمده ترین اختلافات قومی و سمتی و حزبی زایده انتخابات نامیمون و نا مبارکی میباشد پیامدهای نحس آن در خاطره زنده است ؛  اختلافاتی که کمر غوریها را بیشتر از پیش شکست و آنها را وادار ساخت تا طوری انفرادی، خانوادگی و حتی کلتوی به پیش هر کس و ناکس خم شوند، در وازه های بیشماری را دق الباب نمایند، ذلت و حقارت را قبول نمایند، برای خودی ها فحش و نا سزاگویی کنند و برای بیگانگان تملق و چاپلوسی نمایند!!  و در نتیجه اختلافات و دشمنی ها بحدی گسترده و دامنه دار گردد که اکنون در اعماق تمام خانواده های غوری در تمام سطوح ریشه دوانیده و روز از روز این غده سرطانی قویتر و مقاومت مردم فقیر و بی بضاعت غور ضعیفتر می شود. پس در مجموع میتوان گفت که یگانه چیزی که در طی این سه دوره انتخابات نصیب مردم غور شده همانا دشمنی و کینه و بغاوت است و بس!!

  اگر در انتخابات گذشته دقت بیشتر صورت گیرد بخوبی در میابیم که حتی سیاسیون غوری هم با وصف همه معاملات و تن فروشی ها کمترین بهره را از مزایای این شیوه زندگی اجتماعی حتی  از بخش مادی آن نصیب شدند....

ادامه دارد....