به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، شواهد به دست آمده حاکی از آن است که باری دیگر موسسات مشکوک، در حال تبلیغ مسیحیت در کشور ما هستند که این فعالیتها دامنه دار می باشد.

دموکراسی به سبک غربی که ارمغان حضور خارجی ها در افغانستان است تبعات ناگواری را بر پیکره کشور ما که بیش از 99 فی صد مردم مسلمان می باشند، گذاشته است. یکی از تبعات خطرناک این نوع دموکراسی حضور و فعالیت مبلغین مسیحی است که تحت پوشش فعالیت های صحی و پیشبرد برنامه های اجتماعی وارد افغانستان شده اند که با پشتیبانی نیروهای خارجی بدون هراس به تبلیغ از مسیحیت می پردازند. طوری که دامنه فعالیت انها در ولایات کابل ، بامیان ، پکتیا ، نورستان ، قندز ، غزنی ، بدخشان و مزار شریف گسترش چشمگیری داشته است.

در این ولایات تا کنون کلیسای سنتی و رسمی تاسیس نشده است و رسومات مذهبی انان داخل خانه های کرائی انجام میشود. امنیت این خانه ها توسط پولیس افغانستان تامین میشود و انها از طریق این خانه های امن انجیل مقدس را که به زبان های دری و پشتو ترجمه شده است را بین مردم رایگان توزیع میکنند و با این روش تلاش دارند تا این دین منسوخ و تحریف شده را مانند برخی کشور های اسلامی به افغانستان نیز گسترش دهند.

در گذشته مردم افغانستان با ایمان به اینکه همزمان با ظهور دین مقدس اسلام دین مسیحیت منسوخ شده است، هیج یک از انان به مسیحیت روی نیاورده اند ، اما با درنظرداشت شرائط فعلی مردم افغانستان که اکثرا در اتش جنگ و فقر می سوزند، مبلغین مسیحی تلاش دارند تا از مجبوریت، تعدادی از مردم بخصوص طبقه ی جوان سوء استفاده نمایند و انها را تشویق به روی اوردن به مسیحیت کنند.

آن ها در مسیحی کردن هموطنان ما ترفند های مختلفی را بکار می برند. گرفتن پناهندگی تاثیر گزارترین ترفندی است که انان جوانان را ترغیب به مسیحی شدن میکنند. آن ها به جوانان این وعده را میدهند که بعد از مسیحی شدن می توانند در کشور های غربی براحتی پناهندگی بدست اورند که این باعث شده است تا عده افراد جاهل دین خود را بفروشند و جان خود را به خطر انداخته و بسختی خود را به کشور های غربی برسانند چه بسا افرادی که هیج گاه به مقصد نرسیدند و در اب های یونان و استرالیا غرق و خسره الدنیا والاخره شدند.

حال یک سوال مطرح می شود آن هم اینکه به راستی چه کسانی پشت پرده تبلیغ و ترویج مسیحیت در افغانستان قرار دارند؟ چه کسانی می خواهند مردم و به خصوص جوانان ما از اسلام و مسلمانی فاصله بگیرند؟

جواب کاملا روشن است. کشورهای غربی بویژه آمریکا و انگلیس و برخی خاندانهای ثروتمند عربی حاکم بر کشورهای مرتجع عربی. زیرا منافع خود را در کشورهای اسلامی در خطر می بینند. آنها تلاش میکنند تا با تهاجم فرهنگی الگوهاي جايگزيني براي مسلمانان مطرح كنند و متاسفانه طرفداران مكاتب غربي به عنوان مبلغان آن‌ها در جهان اسلام در حال فعالیت هستند.

تا به حال شده از خود بپرسید که چه چیز باعث گردید تا مجاهدین به جان یکدیگر افتاده و به برادر کشی روی بیاورند؟ مطمئنا اولین مطلبی که به ذهن می رسد حس ریاست طلبی و دنیا پرستی رهبران جهادی است. اما واقعیت چیز دیگری است که به ذهن بسیاری حتی خطور هم نمی کند.

همانگونه که بارها گفته ایم تمام طرح و برنامه های آمریکا از قبل برنامه ریزی شده است و آنها سی سال قبل می دانستند می خواهند چه کنند، اکنون نیز می دانند که سی سال آینده به کجا خواهند رسید.

پس از شکست ننگین شوروی سابق در افغانستان و پیروزی مجاهدین، غربیها به قدرت و عظمت اسلام و جهاد اسلامی پی بردند. آنها با توجه به تحولات منطقه به این نتیجه رسیدند که تنها و تنها قدرت اسلام بود که توانست بزرگترین ابر قدرت زمان یعنی شوروی را شکست دهد. آن هم با دستانی خالی و سلاح هایی غیر پیشرفته. انصاف و واقعیت مطلب هم همین بود مجاهدین و شهدای مظلوم ما بودند که با روحیه ای بالا که نشات گرفته از اعتقادات اسلامی بود، به این افتخار نائل آمدند.

آمریکائیها دانستند که اگر این پیروزی به ثمر بنشیند، اسلام و جهاد به عنوان یک قدرت و عظمت نهادینه می شود و مردم منطقه آگاه می شوند که با اتحاد و یک دلی می توانند با توکل بر خدا، بر هر دشمنی غلبه نمایند و این یعنی عظمت و قدرت اسلام که غربیها تا به حال از آن می ترسند. چرا که اگر این جهاد به ثمر می رسید و نتیجه می داد به عنوان یک الگو در سطح منطقه و جهان مطرح می شد.

لذا بهترین راه چاره را در این دیدند که این عظمت و قدرت اسلام را به هر نحوی که شده نابود سازند. که متاسفانه با رخنه در بین سران مجاهدین این امر تحقق یافت و غربیها توانستند عظمت و قدرت جهاد را از بین ببرند و مردم را نسبت به جهاد و حتی اسلام بدبین سازند.

این واقعیتی است که غرب از اسلام می ترسد و به همین جهت سالانه میلیاردها دالر صرف اسلام ستیزی و اسلام هراسی می نماید. زیرا بارها و بارها از اسلام ضربه خورده و اکنون نیز می دانند که اگر آن روحیه اسلامی در بین مردم افغانستان ایجاد شود، منافعش به خطر خواهد افتاد. به همین دلیل آنها از اسلام بیشتر می ترسند تا از بمب اتم.

لذا تمام تلاش خود را می نماید تا با ترویج مسیحیت، گسترش بی بند باری، تهاجم فرهنگی، الگوسازی های غربی و ... مردم و بخصوص جوانان ما را از اسلام دور نگاه دارند. افراط گرایی طالبان و برخی فرقه های تندروی سعودی نیز که پرورش یافته دست انگلیس هستند، دلیلی بر آن شد تا مردم را نسبت به اسلام بدبین سازند.

خدا مسئولین ما را هم که جزای خیر دهد. به فکر هرچیزی هستند غیر از این مطالب. هر چه به گوششان بخوانی از این گوش می رود و از آن گوش در می اید، بدون اینکه حتی ذره ای به عظمت و قدرت اسلام بیاندیشند.