جلوه های از کلام امام محمد غزالی رحمة الله
نصيحتهاي پدرانه به جوانان مسلمان
با روشی نیکو وحکیمانه
دعوت کنیدو از راه و روشي كه قرآن
كريم در دعوت به راه خدا و مجادله با مخالفين ترسيم نموده، پيروي كنید.
اين روش در آيات پاياني سورة «النحل» به صورت خطاب به
رسول خدا صلي الله عليه و سلم آمده است تا ما نيز بعد از او به هدايتش
رهنمون شويم: ( أدع إلي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة وجادلهم
بالتي هي أحسن ) . [ (اي پيامبر!) مردمان را با روشي حكمتآميز و
اندرزهاي نيكو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان، و با ايشان به شيوة هرچه
نيكوتر و بهتر گفتگو و مجادله كن! ] . از تأمل در اين آية كريمه دريافت ميشود
كه فقط در امر به جدال با شيوهاي نيكو محدود نشده است، بلكه دستور داده
شده كه با آن روشي كه نيكوتر و بهتر است، مجادله شود. در واقع در اينجا دو
روش براي مذاكره و مناقشه عرضه گشته است كه يكي «نيكو» و
ديگري «نيكوتر» از آن ميباشد، كه بر شخص مسلمان واجب است با شيوهاي كه
نيكوتر و بهتر است، مجادله كند؛ زيرا اين روش، جاذب قلبهاي بيزار و فراري
است و نزديككنندة وجودهايي است كه دور از هم هستند و از يكديگر فاصله
گرفتهاند. از مواردي كه «نيكوتر» است، ميتوان ذكر مواضع اتّفاق و همفكري
بين دو طرف جدالكننده، و رفتن از آن به مواضع اختلاف را اشاره نمود كه
شايد ـ همانگونه كه خداوند ميفرمايد ـ بر آن اتّفاق حاصل آيد: ( و لا
تجادلوا أهل الكتاب إلا بالتي هي أحسن إلاالذين ظلموا منهم و قولوا: آمنا
بالذي أنزل إلينا و أنزل إليكم، و إلهكم و إلهنا واحد، و نحن له مسلمون ) . [ با اهل كتاب جز با روشي كه نيكوتر باشد، بحث و مجادله
نكنيد مگر با كساني از ايشان كه ستم ميكنند (و از حد اعتدال در جدال، خارج
شوند) و بگوييد: به تمام آنچه از سوي خدا بر ما و بر شما نازل شده است،
ايمان داريم. معبود ما و معبود شما يكي است، و ما تنها تسليم و
فرمانبردار او هستيم .
اما در مواضع اختلاف، حكم آن به سوي خدا در روز قيامت برميگردد و پرداختن به آن، در آن روز انجام ميگيرد:
( و إن جادلوك فقل: الله أعلم بما تعملون، الله يحكم بينكم يوم القيامة فيما كنتم فيه تختلفون ) . [ و اگر با تو به مجادله پرداختند، پس (با ايشان بحث وجدال مكن و) بگو: خدا از كارهايي كه ميكنيد، آگاهتر ازهر كسي است. خداوند در روز قيامت ميان شما دربارةآنچه اختلاف ميورزيد، داوري ميكند ] . بنابراين، زماني كه اين روش مجادلة مسلمان با غير مسلمان باشد، پس جدال مسلمان با مسلمان، در حالي كه هر دو داراي وحدت عقيده و اخوت ديني هم هستند، چگونه خواهد بود؟!بعضي از برادران، بين صراحت در حق، و خشونت در روش گفتار آن، آميزش برقرار ميكنند و با شيوهاي تند و خشن سخن ميگويند، با اينكه بينشان هيچ ملازمتي وجود ندارد. اصولاً مبلّغ و دعوتگر دانا و باتجربه، كسي است كه ديگران را با نرمترين شيوه و رقيقترين عبارات دعوت ميكند، بدون اينكه هيچگونه تفريطي در مضمون آن به وجود آورد.
بعد از مشاهدة واقعي پي ميبريم كه: اسلوب تند و خشن و سختگيرانه، مضمون نيك و زيباي مطالب را از بين ميبرد، و به همين جهت در حديث وارد شده است: «كسي كه امر به معروف ميكند، بايستي شيوة امركردنش نيز معروف باشد».
«امام محمد غزالي» در كتاب «امر به معروف و نهي از منكر» از «إحياء العلوم الدين» ميگويد: «امر به معروف و نهي از منكر نميشود مگر اينكه در آنچه كه امر و نهي ميكند، دلسوز و مهربان، نرم و آسانگير، صبور و بردبار و فقيه و دانا باشد».
از مطالب ديگري كه در همين باب ذكر ميكند، اين است كه: مردي به مجلس مأمون، خليفة عباسي وارد شد و او را امر به معروف و نهي از منكر نمود و سخنان درشتي به او گفت و با شيوهاي تند و خشن با او صحبت كرد، و اصلاً از مقامش نترسيد و چيزي باعث ترسش نشد كه براي هر مقامي، گفتار مناسبش را بگويد. لذا مأمون كه فردي فقيه و دانا هم بود، گفت: اي مرد! كمي نرمتر باش و مدارا كن! همانا خداوند كسي را مبعوث ساخت كه از تو بهتر بود، و به سوي كسي روانه نمود كه از من بدتر و شرورتر بود، اما به او امر ميكند كه با او، با آرامش و نرمش سخن بگويد. موسي و هارون، برانگيخته شدند و هر دو از تو بهتر بودند و به سوي فرعون رفتند كه او نيز از من بدتر بود، و همانگونه كه خداوند به آن دو امر فرموده بود، به او سفارش كردند: ( إذهبا إلي فرعون إنه طغي، فقولا له قولا لينا لعله يتذكر أو يخشي ) . [ به سوي فرعون برويد كه به راستي سركشي كرده است، سپس به نرمي با او سخن بگوييد، شايد متذكّر شود وبترسد .
و اين چنين، مأمون با دلايل روشن خود بر آن مرد و خشونت و دشمنياش پيروز شد و هيچ جوابي در مقابلش نيافت. از چيزهاي ديگري كه خداوند به موسي عليه السلام ياد داد، اين بود كه دعوتش را در پيشگاه فرعون با اين گفتار نرم و رقيق شروع كند: ( فقل: هل لك إلي أن تزكي و أهديك إلي ربك فتخشي؟ ) . [ پس بگو: آيا ميل داري (از آنچه اكنون در آن هستي) رهاو پاك گردي و تو را به سوي پروردگارت رهبري كنم تا تو (از او) انديشناك و بيمناك گردي؟! ] .
هر كس بر گفتگوو مذاكرة موسي عليه السلام با فرعون كه در قرآن كريم آمده است، آگاه شود، ميفهمد كه موسي عليه السلام سفارش خدا را به خوبي حفظ و رعايت كرده و آن را با تمام دقّت، عليرغم تكبر و سركشي و قدرت و سلطة فرعون و هجومها و تهديدهايش، اطاعت نمود. چنانچه اين جريان در سورة «الشعراء» بيان شده است.
و هر كس بخواهد از سيرت رسول خدا صلي الله عليه و سلم و سنّتش در اين مورد درس بياموزد، بايستي به رهنمودهايش توجه كند: «آسانگيري و عطوفتي كه با خشونت و سختگيري مخالف است، و رحمتي كه با قساوت منافات دارد، و نرمش و مدارايي كه زير بار درشتي و تندخويي نميرود!».
آري! چگونه و چرا اين طور نباشد، در حالي كه خداوند او را چنين توصيف ميفرمايد:
( لقد جاءكم رسول من أنفسكم، عزيز عليه ما عنتم،حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم ) . [ بيگمان پيامبري از خودتان به سويتان روانه شده كههرگونه درد و رنج و بلا و مصيبتي كه به شما برسد، بر او سخت و گران ميآيد. به شما عشق ميورزد و اصرار بههدايت شما دارد، و نسبت به مؤمنان داراي محبت و لطففراوان و مهرباني زيادي است ] .
و سيماي علاقه و پيوندش با اصحاب و يارانش را چنين ترسيم ميفرمايد:( فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلبلانفضوا من حولك ) . [ از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان نرمش نمودي، واگر درشتخوي و سنگدل بودي، از اطراف تو پراكنده ميشدند ] .
فردي از يهود، زبانش را در تحيت و سلامكردن بر پيامبر صلي الله عليه و سلم با چرندياتي آلوده كرد و به جاي «السلام عليكم» (سلام بر شما باد!)، گفت: «السام عليكم» (مرگ بر شما باد!). در اين هنگام عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ خشمگين شد و او را به باد دشنام و ناسزا گرفت! اما رسول خدا صلي الله عليه و سلم در جوابش كلمة «السلام» را بر آن اضافه نكرد و فقط فرمود: «و عليكم!» (بر خودتان باد!). سپس به عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ فرمود: «خداوند، مدارا و نرمي را در تمام امور دوست ميدارد»؛ يعني خداوند در امر دين و دنيا، چه در گفتار و چه در عمل، نرمش و عطوفت را دوست ميدارد. و از همان عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ روايت شده كه فرمود: «خداوند، مهربان و آسانگير است و مهرباني و آسانگيري را دوست ميدارد، و بر نرمش و آسانگيري ميبخشد آنچه را كه بر خشونت و تندخويي نميخشد».
باز هم از عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ روايت شده كه فرمود: «مدارا و نرمش با هر چيزي همراه شود، آن را زينت و زيبا ميسازد، و اگر از هر چيزي جدا شود، آن را معيوب و ناقص و زشت ميسازد». با اين عموميتي كه آمده، شامل همه چيز ميشود.
از جريربن عبداللّه رضي الله عنه نيز چنين روايت شده كه: «رسول خدا صلي الله عليه و سلم را شنيدم كه ميفرمود: هر كس مدارا و رقّت و نرمخويي را حرام كند، تمام خوبيها و نيكيها را حرام كرده است!».
پس چه مجازات و كيفر شديدي بايد داشته باشد، آن كسي كه با حرامكردن يك خوبي، تمام خوبيها را حرام ميكند!!
من به همين مقدار از نصوص بسنده ميكنم؛ چون كه براي اقناع فرزندانم ـ كساني كه راه تهاجم و خشونت را در پيش گرفتهاند ـ كافي ميدانم تا از راه و روش خشونتآميز، به راه حكمتآميز و اندرزهاي نيكو برگردند و ثابتقدم باشند
.
گرداورنده محمدناصر محمدی
اما در مواضع اختلاف، حكم آن به سوي خدا در روز قيامت برميگردد و پرداختن به آن، در آن روز انجام ميگيرد:
( و إن جادلوك فقل: الله أعلم بما تعملون، الله يحكم بينكم يوم القيامة فيما كنتم فيه تختلفون ) . [ و اگر با تو به مجادله پرداختند، پس (با ايشان بحث وجدال مكن و) بگو: خدا از كارهايي كه ميكنيد، آگاهتر ازهر كسي است. خداوند در روز قيامت ميان شما دربارةآنچه اختلاف ميورزيد، داوري ميكند ] . بنابراين، زماني كه اين روش مجادلة مسلمان با غير مسلمان باشد، پس جدال مسلمان با مسلمان، در حالي كه هر دو داراي وحدت عقيده و اخوت ديني هم هستند، چگونه خواهد بود؟!بعضي از برادران، بين صراحت در حق، و خشونت در روش گفتار آن، آميزش برقرار ميكنند و با شيوهاي تند و خشن سخن ميگويند، با اينكه بينشان هيچ ملازمتي وجود ندارد. اصولاً مبلّغ و دعوتگر دانا و باتجربه، كسي است كه ديگران را با نرمترين شيوه و رقيقترين عبارات دعوت ميكند، بدون اينكه هيچگونه تفريطي در مضمون آن به وجود آورد.
بعد از مشاهدة واقعي پي ميبريم كه: اسلوب تند و خشن و سختگيرانه، مضمون نيك و زيباي مطالب را از بين ميبرد، و به همين جهت در حديث وارد شده است: «كسي كه امر به معروف ميكند، بايستي شيوة امركردنش نيز معروف باشد».
«امام محمد غزالي» در كتاب «امر به معروف و نهي از منكر» از «إحياء العلوم الدين» ميگويد: «امر به معروف و نهي از منكر نميشود مگر اينكه در آنچه كه امر و نهي ميكند، دلسوز و مهربان، نرم و آسانگير، صبور و بردبار و فقيه و دانا باشد».
از مطالب ديگري كه در همين باب ذكر ميكند، اين است كه: مردي به مجلس مأمون، خليفة عباسي وارد شد و او را امر به معروف و نهي از منكر نمود و سخنان درشتي به او گفت و با شيوهاي تند و خشن با او صحبت كرد، و اصلاً از مقامش نترسيد و چيزي باعث ترسش نشد كه براي هر مقامي، گفتار مناسبش را بگويد. لذا مأمون كه فردي فقيه و دانا هم بود، گفت: اي مرد! كمي نرمتر باش و مدارا كن! همانا خداوند كسي را مبعوث ساخت كه از تو بهتر بود، و به سوي كسي روانه نمود كه از من بدتر و شرورتر بود، اما به او امر ميكند كه با او، با آرامش و نرمش سخن بگويد. موسي و هارون، برانگيخته شدند و هر دو از تو بهتر بودند و به سوي فرعون رفتند كه او نيز از من بدتر بود، و همانگونه كه خداوند به آن دو امر فرموده بود، به او سفارش كردند: ( إذهبا إلي فرعون إنه طغي، فقولا له قولا لينا لعله يتذكر أو يخشي ) . [ به سوي فرعون برويد كه به راستي سركشي كرده است، سپس به نرمي با او سخن بگوييد، شايد متذكّر شود وبترسد .
و اين چنين، مأمون با دلايل روشن خود بر آن مرد و خشونت و دشمنياش پيروز شد و هيچ جوابي در مقابلش نيافت. از چيزهاي ديگري كه خداوند به موسي عليه السلام ياد داد، اين بود كه دعوتش را در پيشگاه فرعون با اين گفتار نرم و رقيق شروع كند: ( فقل: هل لك إلي أن تزكي و أهديك إلي ربك فتخشي؟ ) . [ پس بگو: آيا ميل داري (از آنچه اكنون در آن هستي) رهاو پاك گردي و تو را به سوي پروردگارت رهبري كنم تا تو (از او) انديشناك و بيمناك گردي؟! ] .
هر كس بر گفتگوو مذاكرة موسي عليه السلام با فرعون كه در قرآن كريم آمده است، آگاه شود، ميفهمد كه موسي عليه السلام سفارش خدا را به خوبي حفظ و رعايت كرده و آن را با تمام دقّت، عليرغم تكبر و سركشي و قدرت و سلطة فرعون و هجومها و تهديدهايش، اطاعت نمود. چنانچه اين جريان در سورة «الشعراء» بيان شده است.
و هر كس بخواهد از سيرت رسول خدا صلي الله عليه و سلم و سنّتش در اين مورد درس بياموزد، بايستي به رهنمودهايش توجه كند: «آسانگيري و عطوفتي كه با خشونت و سختگيري مخالف است، و رحمتي كه با قساوت منافات دارد، و نرمش و مدارايي كه زير بار درشتي و تندخويي نميرود!».
آري! چگونه و چرا اين طور نباشد، در حالي كه خداوند او را چنين توصيف ميفرمايد:
( لقد جاءكم رسول من أنفسكم، عزيز عليه ما عنتم،حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم ) . [ بيگمان پيامبري از خودتان به سويتان روانه شده كههرگونه درد و رنج و بلا و مصيبتي كه به شما برسد، بر او سخت و گران ميآيد. به شما عشق ميورزد و اصرار بههدايت شما دارد، و نسبت به مؤمنان داراي محبت و لطففراوان و مهرباني زيادي است ] .
و سيماي علاقه و پيوندش با اصحاب و يارانش را چنين ترسيم ميفرمايد:( فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلبلانفضوا من حولك ) . [ از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان نرمش نمودي، واگر درشتخوي و سنگدل بودي، از اطراف تو پراكنده ميشدند ] .
فردي از يهود، زبانش را در تحيت و سلامكردن بر پيامبر صلي الله عليه و سلم با چرندياتي آلوده كرد و به جاي «السلام عليكم» (سلام بر شما باد!)، گفت: «السام عليكم» (مرگ بر شما باد!). در اين هنگام عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ خشمگين شد و او را به باد دشنام و ناسزا گرفت! اما رسول خدا صلي الله عليه و سلم در جوابش كلمة «السلام» را بر آن اضافه نكرد و فقط فرمود: «و عليكم!» (بر خودتان باد!). سپس به عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ فرمود: «خداوند، مدارا و نرمي را در تمام امور دوست ميدارد»؛ يعني خداوند در امر دين و دنيا، چه در گفتار و چه در عمل، نرمش و عطوفت را دوست ميدارد. و از همان عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ روايت شده كه فرمود: «خداوند، مهربان و آسانگير است و مهرباني و آسانگيري را دوست ميدارد، و بر نرمش و آسانگيري ميبخشد آنچه را كه بر خشونت و تندخويي نميخشد».
باز هم از عايشه ـ رضي اللّه عنها ـ روايت شده كه فرمود: «مدارا و نرمش با هر چيزي همراه شود، آن را زينت و زيبا ميسازد، و اگر از هر چيزي جدا شود، آن را معيوب و ناقص و زشت ميسازد». با اين عموميتي كه آمده، شامل همه چيز ميشود.
از جريربن عبداللّه رضي الله عنه نيز چنين روايت شده كه: «رسول خدا صلي الله عليه و سلم را شنيدم كه ميفرمود: هر كس مدارا و رقّت و نرمخويي را حرام كند، تمام خوبيها و نيكيها را حرام كرده است!».
پس چه مجازات و كيفر شديدي بايد داشته باشد، آن كسي كه با حرامكردن يك خوبي، تمام خوبيها را حرام ميكند!!
من به همين مقدار از نصوص بسنده ميكنم؛ چون كه براي اقناع فرزندانم ـ كساني كه راه تهاجم و خشونت را در پيش گرفتهاند ـ كافي ميدانم تا از راه و روش خشونتآميز، به راه حكمتآميز و اندرزهاي نيكو برگردند و ثابتقدم باشند
.
گرداورنده محمدناصر محمدی
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط غــــور
|