اینبار چهار یار
چهار یار
اول باید عرض کنم که از زمان خلفای راشدین تا این دم تفاوت در فهم و برداشت از احکام دین وجود داشته و همین تفاوت معرفت از موازین و ارزش های دینی باعث تولد مذاهب و فرقه های اسلامی گردیده است و اگر آزادی در فهم و برداشت از احکام دین نمیبود دیگر مذاهب مختلف وجود نمیداشت. در موارد اختلافی، یکی بزعم و تلاش خود را ه را کوتاه تر و یکی هم مفید تری را تا رسیدن به منزل مقصود ارائه کرده که خداوند ج جنت الفردوس را نصیب همه زحمت کشان راه هدایت سازد. برای ارزش دهی هر أصل و یا گذاشتن هر پدیده در جای مناسب و شایسته، بایست اول تعریف و شناخت درست از آن صورت گیرد و اگر این مفهوم مربوط به اصول، اساسات و ارزش های دینی باشد، جایگاه آنرا باید در آموزه های دینی سراغ کنیم که در کدام مقام و ردیف از احکام و اصول ایجابی و یا سلبی قرار میگیرد. مثل اینکه گفته اند:
جهان چون چشم وخط وخال وابروست
کـه هـر چـیـزش بجای خویش نیکوست
در مظاهر خلقت و طبیعت زیبای این ترتیب روشن است، چنانچه اگر جای چشم و بینی را عوض کنیم شاید آن زیبای را نداشته باشد. در احکام دین هم ترتیب شایستگی خود را دارد و اگر مباح بجای فرض و مکروه بجای حرام گذاشته شود در آنصورت زیبای و جاذبه احکام دین از بین میرود.
تعریف چهار یار
چهار یار لفظ فارسی و ا دری چهار دوست، چهار رفیق هم عقیده، هم پیمان و هم سنگر میباشد و اما در بین برخی مسلمانان فارسی زبان سنی مذهب چهار یار به چهار خلیفه اسلام اطلاق میشود، یعنی وقتی میگوئیم یا چهار یار، منظور ما به بزرگی همان چهار خلیفه اسلام است که چهار یار با وفای پیامبر بوده اند میباشد و دوستی ما خالد زبیر شهرت مکمل ایشان را زیر مقاله چهار یار طور مفصل نوشته است که مارا از توضیح مکرر بی نیاز ساخته است.
حکم شرعی یا چهار یار
با آنکه تعبیر متعارف چهار یار در افغانستان همان چهار خلیفه اسلام است، باز هم این جمله و یا کلیمه مرکب در جهان اسلام مفهوم متفق علیه ندارد، یعنی أهل تشیع درین مورد با أهل تسنن نظر موافق نداشته و اختلاف در تاریخ اسلام هم از همین نقطه آغاز شده است و برخی مذاهب أهل سنت هم از شیوۀ کار برد آن به طریق ما افغانها ناراض اند. این گروه و یا مذاهب از سنی ها همانطوریکه أهل تشیع را بخاطر یا علی گفتن محکوم میکنند و شعار یا چهاریار افغانها را هم چیزی کمتر از شرک نمیدانند. این اشاره به نوشته دوستی ما بود که نوشته اند ما در جهاد از کلیمه یا چهار یار استفاده کردیم. حال هر شعار وکلیمه مقدس که برای انسان انگیزه مبارزه را بدهد استفاده آن خوب است، بشرطیکه شرعا اشکالی نداشته باشد، اگر ما به مسلمانان سنی کشور های دیگر بگوئیم که ما در شرائط سخت و یا خوشی، فریاد یا چهار یار را سر میدهیم شاید بگویند دوستی عزیز اشتباه میکنی "یا چهار یار" نه، "یاالله" بگو. خوب قبلا عرض کردم ، وجود مذاهب مختلف دلیل وجود انکار ناپذیر تفاوت واختلاف در معرفت دینی است که همه ادعای اسلامیت دارند و در راه درک و شناخت خویش از معارف و اصول دین قربانی هم میدهند و من جرأت باطل گفتن هیچکدام را ندارم.
انحصار کاربرد چهار یار در دین
اینکه منحصر ساختن کلیمه چهار یار برای چهار خلیفه اسلام فرض، واجب، سنت، مستحب و مباح است و یا حرام ، باطل، مکروه و زشت، ایجاب فقاهت بیشتر در دین را میکند که به عقیده من علمای ولایت غور در حوزۀ فقه دست بالای دارند و هر گاه ایشان جایگاه کاربرد انحصاری و عدم استفاده دیگران ازین کلیمه را از منظر احکام دین مشخص ساختند، در آنصورت حکم شرعی کاربرد آن برای سائرین روشن میگردد. امید وارم اصول دین از سلیقه ذوق و آمیزه های کلتوری متمایز گردد. من شخصا نص و یا هدایت شرعی درین مورد نخوانده ام، تنها ارشاد پیامبر بزرگوار است که فرمودند: "بر شماست تا روش وسنت من وسنت خلفای راشدین هدایت گر را تعقیب ..." اینکه لقب خلیفه بکسی دیگری داده نشود، اینها مسائل است که باید علماء سالها قبل درین مورد عکس العمل نشان میدادند که ندادند.
چهار یار
بعد از نص و حکم صریح شریعیت نوبت عقل و منطق میرسد که این را حق هرکس میدانم و اذعان دارم که در مورد استفادۀ بند دوم کلیمه، یعنی یار برای همه مردم هیچ ابهام و مشکل وجود ندارد، همه فارسی زبانان، دوستان خود را یار میگویند و هیچ اعتراض علیه شان صورت نگرفته و اما قید عدد یعنی چهار یار که حضور و یا اوصاف خلفای راشدین را در ذهن تداعی میکند، باید عرض شود که در علم بدیع و بیان و یا بلاغت و فضاحت صفت و ویژگی در مشبه به همیشه قوی تر از مشبه است، یعنی انسان با انتخاب الگو از یک پدیده خوب عین آن نمیشود. اگر اتفاق بیفتد که یاران یک شخص چهار تن باشد و با الگو گیری از یاران وفا شعار پیامبر اسلام به ایشان افتخار کند، علاوه ازینکه عیب ندارد که ثواب هم خواهد بود. در متون و عبارات گفتاری و نوشتاری فارسی، کلیمه پیامبر گونه بسیار بکار رفته است. چون پیامبر برای مسلمانان الگو و نمونه اند، کار برد همین کلیمه هم به تاسی از الگوی حسنه پیامبر شایسته و ثواب است و خوب است که در وفا داری از یاران پیامبر اسلام الگو بگیریم و در رفاقت همچنان صادق و پایدار باشیم. اگر علمای کرام شرعا به اثبات رسانیدند که ذکر چهار یار مختص به همان چهار خلیفه اسلام است، در آنصورت از طریق منبر لطف فرموده بگویند، اگر یار و دوست میگرفتید، در مورد استفاده عدد چهار محطاط باشید، سه و یا پنج، یا بیش و کم. من شخصا با فامیل های نبی ساقی و حسن حکیمی شناخت دارم، بر اسلامیت و شهامت شان افتخار میکنم و استفادۀ کلیماتیکه اسلامیت شانرا زیر سوال ببرد، غیر منصانه می دانم.
وجود نهاد ها خارجی
نهاد ها و مؤسسات خارجی در کل کشور وجود دارد و حکومت ما و شما ضمن یک سلسله تعهدات با قدر دانی ایشان را پذیرفته است. افراد در بوجود آوردن این نهاد ها نقش ندارد. امید شما بر این نهاد ها اثر داشته باشید، نه اینکه آنها مایه گمراهی فرزندان شما گردند و اگر از طرف آنها توهین به ارزشهای دینی صورت میگیرد، در همان لحظه عکس العمل نشان دهید نه بعد از هفت سال و تنها از دولت بخواهید تا ایشان را عوض کند. این نهاد ها در کل افغانستان وجود دارد، منهای طالبان و حزب اسلامی که مخالفین مسلح دولت اند، کسی با ایشان مخالفت نکرده، آنهائیکه ازین گروها شامل حکومت اند از هدایا و خیرات شان بهره میگیرند. ولی شما این حق را دارید که دولت را مورد سوال قرار دهید. اما بدگمانی وتهمت به زنان که مربوط به فامیل های همشهریان شما میشوند و یا با جوانانیکه اختلاف سلیقه دارید، خوب نیست که گناه بزرگ است. زنان را کمک کنید مانند مادران و خواهران خود، که در بدل مال و خون فروخته نشوند و مظلوم نباشند و حق دارند خوش باشند و بخندند. سوال آخر اینکه:
چرا فعالیت و منطق غیر مسلمانان نسبت به منطق و اخلاق ما اثر بیشتر داشته باشد؟
چرا با حضور فعال ما در جامعه باز هم مردم بطرف گمراهی برود؟
اینجا تقابل ارزشهاست، تقابل منطق ومکتب است اگر منطق ما رسا وقوی ودین ما حق است، پس چرا ما از باطل بترسیم و ضعیف تر باشیم؟ باید با حوصله وتحمل به همه ایراد ها وسوال ها پاسخ بدهید. اگر همه مردم ،جبرا همه چیز را بپذیرند و حق سوال و اظهار نظر وجود نداشته باشد، پس تکلیف و رسالت داعیان دین چیست؟ ما نباید مستبد باشیم.
مقالات دینی
هر گفته و نوشته باید یک نیاز و ضرورت را رفع کند و مکان و زمان آن مشخص باشد. من در سایت جام غور نوشته های کنده و ریخته زیاد دارم، و اما مقالات دینی من هم کم نیست، در مورد فلسفه و حکمت ارکان پنجگانه اسلام، در مورد حقوق شرعی و مدنی زن، در مورد سیرت پیامبر بزرگوار اسلام، در مورد میعاد و روز رستاخیز، که در آرشیف و معلومات عمومی سایت جام غور ذخیره است، و در مورد روزه و رمضان، رساله زیر عنوان "اوج وعروج انسان در ماه مبارک رمضان" نوشتم که چاپ شده و چندی قبل مقاله حکمت زیور دعوت است، هم از نظر من دینی است که نوشته شده. من در نوشته های دینی ام به فلسفه حکمت و منطقی بودن و حقانیت ارکان و احکام اسلام ، درسطح فهم خویش تأکید ورزیده ام و در حوزه فقه مفتی نیستم. جائیکه به نکاح شغار تعلق میگیرد، فتوی یک مفتی را نقل کردم و نظر من در امور مباحه این است که سر نوشت شان بدست امیر و قاضی حکومت اسلامی است، اگر یک امر مباح مفید بود، اجازه بدهند و اگر ضرر آن از فائده آن بیشتر باشد، حکومت اسلامی میتواند از لحاظ قانونی آنرا شامل تکلیف های یومیه مردم سازد، مانند نکاح شعار و یا نکاح چهار زن و غیره، یعنی نکاح چهار زن فرض، واجب و سنت نیست، یک مباح مشروط به عدالت وشرائط خاص است.
واما در مورد أهداف وهویت سایت جام غور
سایت جام غور از طرف پسرم عبدالقادر علم مدیریت میشود و چهار چوب پالیسی آن را قبلا به مشوره یکدیگر مشخص ساخته ایم. امید به پالیسی سایت مراجعه فر مائید. سایت جام غور به نوشته ها و اندیشه های دانشمندان و نویسندگان غوری، بطور خاص و دانشمندان کل کشور بطور عام احترام داشته، از همکاری تمامی ایشان سپاسگذار است. ما حاضریم به همه سوالات و ابهامات دینی دوستان تا حد توان از طریق خود و یا دانشمندان دینی پاسخ علمی و منطقی بدهیم، چون فرار از جواب، مردم را بدامن کفر می اندازد. طرح ها و سوال های مغایر دین را بر تقصیر فهم نویسنده از دین حمل نموده، به سراغ پاسخ و ارائه دلیل و منطق میرویم. در زمان تمام پیامبران، سوال ها و ایراد های ازین قبیل وجود داشته و رسالت پیامبر ارائه بر هان و دلیل بوده نه فرار ومهر کوبی....حالا زمان منطق و برهان و دلیل است، نه تحکم و زور بر شخص مجبور احکام دینی مرتب نمیشود، یعنی مسلمان مجبور به جنت نمی رود، چنانچه کافر مجبور از مؤاخذه معاف است. این اختیار است که ارزش دارد نه مجبوریت. و کسانیکه بر اساس عقل و منطق مسلمان شده باشد، بمراتب بهتر از کسیست که وراثت و جغرافیا و تحکم بر ایمانش اثر گذاشته. شما نا رسائها را بنویسید ما نشر میکنیم ما صلاحیت اجرائی در سر زمین خود نداریم.
فرهنگ غرب
خوب فرهنگ و مدنیت در ملتها و کشور ها آنقدر محدود وفشرده نیست که در یک مقاله توضیح شود. برخی بر اساس شنیدن چیزی از شرق و غرب مینویسند.خوب اینکه در غرب نظام فامیلی ضعیف است شکی وجود ندارد، ولی آزادی دین و عقیده و روش فکری از خوبیهای آن است، بدون جنگ و خشونت با دلیل و منطق میتوانی از عقیده و دین خود دفاع کنی. همه غربیها دیندار هم نیستند و حتی به دین داشتن فکر نمیکنند. مسجد و کلیسا برای شان یکسان است. مسلمانان، مسیحی ها و یهودی ها، طوریکه در قرآن شریف یاد اوری شده، تلاش دارند مردم را بدین شان جلب کنند و فعلا بهترین گزینه بخاطر بیزاری اطفال و جوانان غرب از اسلام، نمایش اعمال مسلمانان افغانستان است. مانند ذبح کردن انسانها، سوختاندن مسجد و مکتب، انفجار ها در بین مردم و دره زدن زنها و ویرانیهای کابل و غیره، وقتی اطفال شان میخواهند از اسلام چیزی بیاموزند، ایشان عاجل همین فلم هارا نشان میدهند، دیگر کافیست تا طفل شان نام از اسلام نگیرد. غربیهاخوش دارند پاکستان و افغانستان نمونه ای کشور های اسلامی باشد، از اسلام افغانستان و پاکستان نمی ترسند. این ها را وسیله برای تنفر فرزندان شان از اسلام قرار داده اند. غربیها از اسلام ترک ها، مالیزی ها، اندونیزی ها و برخی کشور های حوزه خلیج فارس و عرب میترسند و بس. در غرب هم جنایت هست، اما نه زیر نام دین و مذهب، بلکه جنایت جنایت است، جنایت را عبادت نمیگویند. اگر از عدالت و صداقت شان چشم پوشی کنیم نا مردی است. اینجا اگر یک فامیل نان نداشته باشد و گرسنه بخوابد، پایه های حکومت میلززد، فامیل مسلمان و مسیحی طبق قانون اساسی، از حقوق مساوی بر خوردار است، تبعیض جرم است، حتی رهبران کلان بخاطر تبعیص در محاکم علنی کشانیده میشوند. تهمت، غیبت، دروغ و گمان بد از گناه های نابخشودنی است. این خوبی ها را از اسلام گرفته اند. شاید دوستان ادعا کنند که علم کاملا غربی شده. خوب در غرب میلیونها مسلمان زندگی میکند و در هر کشور هزاران مسجد که تنها دیدن شان شگفتی میآفریند وجود دارد. اسلام علیه منطقه و قوم مبارزه نکرده، بلکه علیه زشتیها مبارزه کرده و اگر زشتی در مسلمان هم باشد باید گفت و غیر مسلمان هم اگر صفت خوب داشته باشد باید مانند پیامبر بزرگوار اسلام بگوئیم که: "نعم الرجل صهیب...." حال ما بخاطر غربی بودن از هنر ادیسون چشم پوشی کنیم و قتل کشتار انسانهارا در سر زمین خود رنگ دینی بدهیم چه فائدۀ ای به عقیده و اسلام ما دارد؟ امید وارم خوبی را از هرکس و هر جا بگیرید و زشتی را بدور اندازید.